مرور

انجمن نجات مرکز ایلام

گوشه ای از خاطرات کریم شیخی از اعضاء جداشده از فرقه رجوی

سازمان با استفاده از نقطه ضعف افراد،آنها را به عملیات می فرستاد از جمله (آرام ) آرام یکی از بچه ها بود که همراه با خانواده اش پیوسته بود از بدو ورود به سازمان از او خواستند که همسرش را طلاق بدهد و حدودأ یک ماه با او جنگ و دعوا می کردند تا…

خاطرات یک بازگشتی از چنگال رجوی به نام مجتبی پور رحیم

و نفر را چشم بسته توسط نفراتی که از ایدئولوژیک رجوی کاملأ خالص و بی رحم بودند می سپردند و بعدش هم به آنها مارک بریده مزدور می زدند و تحویل استخبارات عراق می دادند ولی در رابطه با نفراتی که از اردوگاهای عراق در اشرف بودند هر روز متحمل…

خاطرات تکان دهنده از مناسبات فرقه رجوی از زبان عبدالحمید هاشمی

به دستور شخص مسعود رجوی که قبل از عملیات مروارید در نشست جمعی صادر شده بود، هر کس به پایگاه یا جاده تردد داشت بایستی کشته می شود و بایستی تیراندازی می کردیم و می گفت حق استفاده از سلاح را دارید، و درنگ نکنید و شبها بطور خاص با کمترین شک و…