کمپ موقت ترانزیت لیبرتی

فرقه رجوی همچنان قربانی میگیرد

 فرقه ای که خود را صاحب تام الاختیار اعضایش می شمارد، و به ایدئولوژیی معتقداست که فقط اعضا و هواداران آنان هستند که ازآتش جهنم و دوزخ درامانند،فرقه ای که برای روابط خانوادگی و عاطفی انسان ها و اعضایش هیچ حق و ارزشی قائل نیست و به دنبال ساختن پیروانی (روباتهایی)هستندکه مطیع محض اندیشه متحجر آنان باشند، فرقه ای که معتقد است که هرچیزی جز تسلیم کامل ذهنی وعینی افراد،دشمنی با آن محسوب میشود!!، وخودرا مسئول وپاسخگوی به هیچ کس و مقید به هیچ قانون وقراردادی نمی دانند،متاسفانه روزانه شاهد قربانی شدن اعضای نگون بختی هستیم که عمری را درمناسبات وتشکیلات مخوف رجوی تلف کرده اند.دراین فرقه اسیرکش ازدیدگاه رهبری خودخوانده اش بیماری افراد به عنوان تمارض محسوب می شود و فرد بیمار را درنشست های کذایی به خاطر بیماری اش به صلابه می کشند و مورد بازخواست قرارمی دهند،که شما (فردبیمار) به خاطر فرار از کار و مسئولیت خود را به بیماری زده اید!! و با این ترفند ضد انسانی خود را از درمان و مداوای بیمار کنار می کشند. هستند بسیارکسانی که دراثر همین دیدگاه ضد انسانی جان خود را ازدست داده و می دهند. در حالیکه اگر به موقع تحت مداوا قرار می گرفتند زنده می ماندند.و عجیب تر اینکه سران فرقه با وقاحت و بی شرمی هرچه تمام تر کمبود دارو و ممانعت نیروهای عراقی را دلیل مرگ و میر و قربانی شدن این افراد می شمارند!!

زیرا رهبر بیمار این فرقه عمیقا اعتقاد دارد که نباید هیچ عضوی از اعضای اسیر فرقه اش زنده از زندانش خارج شود. اعتقاد دارد که چه بیمار و چه عضو اسیر حتی از مینیمم های حقوق فردی که مراجعه به پزشک جهت درمان است را نیز رهبری بیمار فرقه تجویز می کند!!!عضو اسیر تنها حقی که دارد اطاعت کورکورانه ومردن و قربانی شدن به پای سران خیانتکارش است.

توجیه و ترفند این کشتار و زجرکش کردن اعضای بیمار و اسیر از منظر رهبری خودخوانده و خائن این فرقه این است که بهای ماندن در عراق و لیبرتی را از شیره جان اعضای اسیر باید گرفت!! البته،چه  خون هایی، که برای بقای تشکیلات استبدادی وخودکامه رجوی بر زمین ریخته نشد!؟ بلکه عطش خونخواری رجوی،فروکش کند.

 آخرین قربانی این جاه طلبی های رجوی آقای رضا نصیری تیمور میباشد. قبل از او هم قربانیان زیادی جان خود را در راه خود کامگی رجوی ازدست داده بودند. بی شک او نه اولین و نه آخرین قربانی این فرقه است. رجوی با خون و تن اعضای اسیر و بیمار برای خود قلعه ای ساخته که گمان می کند در آن از هر گزندی درامان است، غافل از این که قلعه ای که دیوارهایش ازگوشت وخون و تن بیمار و رنجور اسیران باشد، روزی از همین روزها دامان ناپاک او را خواهد گرفت و آن موقع است که رجوی و سران جنایت کارش برزخ  و جهنم را در همین دنیا به چشم خود خواهند دید. خون های به ناحق ریخته شده ای که فقط در راه مطامع شخصی و جاه طلبانه او هدر رفته اند، خبر از مرگی محتوم و شوم  برای رجوی می دهد. تمامی رها شدگان و ناراضیانی که به زور واجبار دراین فرقه مانده اند برای فرارسیدن این لحظه تاریخی لحظه شماری می کنند. و به راستی که پیروزی از آن مظلومین و به بند کشیدگان درفرقه رجوی می باشد.

یوسف

    انجمن نجات خوزستان

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا