رجوی نفرین شده ابدی تاریخ – قسمت پایانی

به مناسبت فرارسیدن ایام تاسوعا وعاشورای حسینی

دریک قیاس نا ثواب رجوی بخش زیادی ازانسانهایی را که درکشورهای همجواردربدترین شرایط مالی وفشارفیزیکی وکارهای یدی بودند را به بهانه اعزام به کشورهای اروپایی،کسب مجوزپناهندگی ویا ادامه تحصیل دردانشگاههای اروپایی جذب وبه اسارتگاه اشرف اعزام می کرد ویا نمایندگان خود را به اردوگاههای اسیران جنگی سربازان ایرانی درعراق می فرستاد تا آنها را  که ازشکنجه وبدرفتاری دژخیمان صدامی به ستوه آمده وبدنبال راه نجاتی برای خود بودند را با ترفند آزادی زودرس وفرستادن به ایران ویا خارج ازچاله اردوگاههای مرگ صدام به چاه اسارتگاه اشرف می انداخت.
امام حسین (ع) بدلیل اعتقادات عمیقش به اصل انتخاب آزادانه وداوطلبانه امرمبارزه وبخاطراینکه نیروهایش درلحظه تصمیم گیری درحضورخودشان درمعذوریت اخلاقی قرارنگیرند ومبارزه به آنها تحمیل نشود زمان بیعت ولبیک را به شب موکول می کرد تا آنها در تاریکی وخلوت شب وبدورازجو احساسی واسترس مسیرزندگی آینده خود را آگاهانه انتخاب کنند و درآن تاریکی شب تعدادی نیزبدنبال زندگی خود رفتند.صبح که شد امام حسین مانده بود وهفتادودوتن.رجوی هم چراغ را خاموش کرد ولی وقتی روشن شد همه حاضربودند به جزخودش .
درجریان حمله نظامی نیروهای ائتلاف به عراق رجوی فرمان عملیات به اصطلاح فروغ 2 را صادرکرد وتمامی نیروهایش را درمرزایران مستقرکرد.گرمای طاقت فرسا وکشنده،کمبود آب وغذا وازهمه مهمتر بمباران سنگین نیروهای ائتلاف که هرلحظه قربانی زیادی را ازمردم عراق می گرفت همه نیروها را به ستوه آورده بود دراوج آن لحظاتی که همه با مرگ دست وپنجه نرم می کردند ودرهنگامی که پیکرسوخته اعضا توسط یارانشان ازنفربرهای منهدم شده به سختی بیرون کشیده می شد ودرآخرین ثانیه های وداع غریبانه اعضابا خانواده هایشان که بعد ازسالیان درخلوت ذهنشان صورت می گرفت بازهمین اعضا دردنیای صداقت کودکانه ومسخ شده خود به این فکرمی کردند که دراین لحظه رهبری کجاست؟!ونگران سلامتی او بودند بی خبرازاینکه مسعود ومریم به همراه دیگرسرکردگان مورد اعتمادشان ازماهها قبل عهد شکسته وفراررابرقرارترجیح داده بودند این زوج جنایتکارآنقدروقیح بودند که برای فرارنه شب بلکه روز را انتخاب کرده بودند.اما تابلوی سرخ فامی که امام حسین ترسیم کرده بودند درمتن آن نقش جانبازی وفدای تمام عیارخود وخانواده اش نقش بسته بود…………
طنزتلخ تاریخ اینجاست رجوی که درس بی شرمی ووقاحت را بخوبی درمکتب یزید آموخته بود همین اعضایی که توانسته بودند ازآن جهنم بمبارانها جان سالم بدربرده وبا درک واقعیت ها وپی بردن به ماهیت وی قصد جدایی ازفرقه ضدانسانیش را داشتند بی شرمانه بریده،مزدور،خائن وکوفی خطاب  کرد.براستی که قانونمندی های تکاملی وخدایی چه زود با پیش کشیدن صحنه عمل اجتماعی نقاب ازصورت مدعیان دروغین فداوصداقت ورهبری به اصطلاح پاکبازانه برمی کشد زیرا برخلاف تصوررجوی تاریخ وامر مبارزه صحنه لغزخانی ولاف درخلوت نیست،محک آزمایش به میان آید تا سیه روی شود هرکه دراو غش باشد.
براستی که شجاعت،صلابت وجانبازی امام حسین در میدان عمل روز عاشورا کجا وفرارخفت باروذلیلانه رجوی کجا،خاموش کردن چراغ ها برای آزادی انتخاب مبارزه توسط امام حسین کجا،زندانی وشکنجه کردن اعضای معترض وخواهان جدایی توسط رجوی کجا.آرزوی موفقیت ودعای خیرامام حسین (ع) برای نیروهای جداشده درشب عاشوراکجا وبرنامه ریزی برای ترورجداشدگان ویا تحویل دادن آنها به شکنجه گاه مخوف وبدنام ابوغریب ازطرف رجوی کجا!!.واقعیت این است که رجوی همانند دیگرسران فرقه ها به هیچ اصول وپرنسیبی معتقد نیست او فقط به سه چیز می اندیشد:قدرت،ثروت وشهوت ودراین راه اعتقاد دارد که هدف وسیله را توجیه می کند وبرای رسیدن به هدف پلیدش از هر شیوه کثیفی استفاده می کند.تمسک به شعائروسمبل های مقدس مذهبی یکی دیگرازنقشه راه رجوی است. برای مثال رجوی طی سالیان هیچگاه به فلسفه عزاداری وسینه زنی اعتقادی نداشت وآن را نماد تشیع صفوی میدانست وبه تمسخر می گرفت ولی وقتی دربن بست استراتژیکی ونظامی قرارمی گرفت ورژیم صدام راه عملیات نظامی اورا بست برای مشغول نگاه داشتن نیروها ی بیکاروبرای جلوگیری ازمسئله دارشدنشان دسته های سینه زنی دراشرف براه می انداخت وتکایا برقرارکرد.نقش بازی کردن وتصورکردن احتمالات درذهن بخشی ازراه کارهای سران فرقه هاست.
اما درآستانه تاسوعا وعاشورای حسینی 94 ضمن سرسائیدن برآستان سرورشهیدان ویاران پاکبازش که به ما درس مروت ؛جوانمردی و وفای به عهد داد ازایشان می خواهیم که ما را وجیه وآبرومند درکنف حمایت خود بگیرد واسیران دربند فرقه رجوی را آزادی عطا نماید.بازهم تابلوی عاشورا بیش ازگذشته خواهد درخشید ونقاب ازچهره برمی کشد وصف نامردان ونامردمان بزدل را ازانسانهای طراز مکتب و پاکبازجدا می سازد.بازهم درظهرتاسوعا وعاشورای دیگری امام حسین به ما درس مروت و وفای به عهد میدهد.درگوشه پرت افتاده ایی ازهمین تاریخ عناصرپست وفرومایه ایی همچون یزید،شمر،آل مروان،آل زیاد وآل رجوی غوطه می خورند آنهایی که درمسیردست یابی به قدرت وشهوت به هیچ اصول وارزشی اعتقاد ندارد آنها نفرین شده ابدی نسل ها وتاریخند.پس همچنان که در زیارت  عاشورا آمده است درحق آنها باید گفت لعنت خدا برشما که زمینه ظلم وشکنجه وزندان را فراهم کردید لعنت خدا برشما که خون،عواطف وبزرگ ترین سرمایه انسانها یعنی جانشان را فدای هوس های قدرت طلبانه خود کردید ولعنت خدا بررجوی شیاد که اسباب (شرایط)ظلم برخانواده های اسیران را فراهم نمود ودرجبهه وسوی دیگر باید خطاب به امام مظلومان ویاور بی پناهان باید گفت: علیکم منی جمیعا سلام الله ابدا مابقیت وبقی الیل والنهار.سلام ودرود های ما برشما تا مادامی که شب وروز باقی است.

اکرامی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.