مصاحبه با سیروس غضنفری عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی – قسمت دوم و پایانی

س- اگر حرف های دیگری هست که لازم میدانید مطرح شود، مطرح فرمایید.
ج- هنوز آثار خروج این فرقه ازعراق، به تمامی عیان نشده و کمی بیشتر باید منتظر بود تا شاهد نتایج ملموس تری شد.
ادامه ی حیات سیاسی درآلبانی احتیاج به برنامه های روشن وواقع بینانه ای دارد که من به تجربه این راست اندیشی را در رهبران فرقه نمی بینم. آنها همواره ناکامی های خود را به حساب دیگران گذاشته و خود را تبرئه میکردند وما میدانیم که اتخاذ این رویه اگر بطور مقطعی هم موفقیتی داشته باشد، درتحلیل نهائی، موریانه وار تشکیلات را ازدرون خورده و ازبین می برد!
رجوی شکست قیام 30 خرداد 1360 رابه گردن فدائیان و… انداخت.
شکست هایش درفرانسه را معلول هیئت اجرائیه ی ضعیف دانست.
رسوائی سنگین عملیات فروغ جاویدان را به حساب حمل عواطف خانوادگی و جنسی ازطرف رزمندگان خود گذاشت و ابدا قبول نکرد که درارزیابی اوضاع، چقدر ازمرحله پرت بوده است!
هم اکنون نیز خانواده ها متهم می شوند که از رژیم خط میگیرند وبه ملاقات خویشان خود می روند تا به آنها بگویند سررشته ی زندگی خود را بدست بگیرند!
ازنظررجوی، انسان مستقل و بدست گیرنده ی سرنوشت خود توسط خود، انسانی خائن بوده و نمیتواند دردستگاه سلطه وتابعیت وی حضور داشته باشد وازاین روست که این زن وشوهر هرجرقه ی کوتاه ازطرف خانواده ها به اسرای خود را خیانت ودرحکم آغاز مرگ خود محسوب کرده وآنها را بدترین دشمن خود میداند وجدا شدگان حامی این خانواده ها را هم از این قاعده مستثنی نمیکند!
سیاست های باند رجوی، باری به هر جهت است!
این باند دورافتاده ازمردم ایران، تنها منتظر حوادث غیر مترقبه ایست که به کمک اش بشتابد وگرنه برنامه ای مدون – اعم از کوتاه وبلند مدت – ندارد.
چشم وگوش اش درحال پاییدن سخنان این یا ان سخنگوی قدرت های استعماری است وبنابراین مانند گذشته خریدن زمان تا وقوع این حوادث غیر مترقبه است!
بلی این تشکیلات که عمر طولانی ای هم ازمن برباد داده، چشم امید  به قسی القلب ترین دشمنان بشریت دوخته و میخواهد که همواره درمد نظر آنها باشد!!
بنظرمی رسد که رجوی درزمان سقوط صدام، میتوانست گزینه ی بهتری داشته باشد وآن انتقال اعضایش به اروپا بود که لااقل درسی میخواندند و مانند اعضای سایر احزاب، بطور نیمه وقت دراختیار تشکیلات قرار گرفته و این انسان های تحصیلکرده، کمک بیشتری میتوانستند به سازمان بکنند.
اما رجوی که می دانست که با توسل به کدام شیوه های محیلانه، گوش به فرمانانی صم وبکم را بخدمت شخصی خود درآورده، اعتمادی باین افراد نیمه رها شده نداشت وازطرف دیگر، حمله ی خارجی به کشور را در دسترس میدید ونمی خواست مرزهای کشور را ترک کند تا چلبی وار به قدرت برسد!
اودرطول زندگی اش هرگز اصل مهم " تحلیل مشخص از شرایط مشخص" را درک نکرد وپنداشت که ایران همان عراق است، گذشت سال ها شرایط را تغییر نمیدهند و او همان چلبی است!!!
 با عطف نظربه اطلاعات پراکنده ی موجود، بنظرمی رسد که این دوستان وهمکاران من درتشکیلات رجوی،  براین امر واقف شده اند که لازم نیست که مانند عراق مطیع محض باشند ومسلما قدر آزادی جزئی بدست آمده درآلبانی را بتدریج درک خواهند کرد.
دیگر اینکه افراد سازمان پیر شده اند وباتوجه به ممنوعیت داشتن همسر وفرزند، سازمان درسال های آتی دچار بحران کمبود نیرو خواهد شد و…
خلاصه اینکه، سازمانی که از یک تماس تلفنی عضوش با خانواده ی مرتبط اینهمه بترسد، نمیتواند خود را یک سازمان سیاسی – که عمده فعالیت اش زیستن درمیان مردم است – معرفی کند!
درست تر آنست که فرقه ی رجوی فقط وفقط منتظر معجزاتی است که  گویا سلطه گران بوجود خواهند آورد واو هم به نان ونوائی خواهد رسید!
اشکال این نظریه درآنست که نمیتوان یقین کرد که این معجزات فرضی باین زودی روی دهد!
س- چه پیامی برای کسانی که میخواهند از تشکیلات رجوی رها شوند، دارید؟
ج- مشکل اساسی دراین است که این افراد کاملا ایزوله شده، تحلیل نسبی هم ازفردای پس ازجدا شدن ندارند وبنابراین ترس مبهمی وجود آنها را فرا گرفته است.
ترس، نتیجه ی جمود وحرکت نکردن است و اگر آنها حرکت کنند، ترس شان تدریجا ازبین می رود.
البته شرایط آلبانی بمراتب مناسبتر ازعراق برای این افراد هست.
با این وجود این انسان های منفرد شده وبی اطلاع ازاوضاع، احتیاج به کمک هایی مخصوصا ازطرف خانواده ها دارند که با فعال شدن مجدد " بنیاد خانواده ی سحر "، میتوان امیدوار بود که این کمک های عاطفی به همراه آوردن فشار به دولت آلبانی وسازمان های جهانی ذیربط جهت اعمال فشارهای قانونی به مریم ودست نشاندگانش، به ثمر برسد.
کار این هم بندان ودوستان سابق من چندان آسان نیست ولی سرانجام آنها دراکثریت خود موفق خواهند شد که سررشته ی زندگی خود را راسا دردست بگیرند.
من برای فرا رسیدن این مرحله روز شماری کرده وآرزوی توفیق برای این دوستان هنوز دربندم دارم.
س- باسپاس بخاطر وقتی که دراختیار ما گذاشتید.
ج- من نیز بنوبه ی خود این زحمات شما را پرفایده دانسته و ازاین بابت کمال تشکر را از شما دارم.
مصاحبه کننده:فرید
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.