پرده ای از جامعه بی طبقه توحیدی رجوی

با نگاهي به عكس زير ميتوان متوجه شد كه از چه ميخواهم بگويم .

بله درست است منظور پسر آقاي رجوي است كه شخص خانم رجوي وي را جانشين برحق و درست پدرش مي ناميد.
براي آشنايي خوانندگان محترم اجازه بدهيد خلاصه اي از زندگي خود را برايتان شرح بدهم وبعد خودتان ميتوانيد به قضاوت بنشينيد.
اوايل جنگ ايران وعراق بود كه اسير شدم وبراي مدت نزديك به نه سال را در ارودگاههاي عراق در بند بودم شرايطي پيش آمد كه تصميم به پيوستن به فرقه رجوي گرفتم و نزديك به سي سال از عمر خود را در اين فرقه گذراندم.
در طي اين مدت هيچگاه اجازه تماس و يا حتي فكر كردن به خانواده خود را نداشتم تا اينكه در جريان حملات تروريستي كه در تهران و ساير شهرها داشتند مرا مجبور كردند كه با خانواده خود تماس بگيرم اما از آنجا كه آنها اطلاعي از وضعيت من نداشتند و من نيز از آنها بي اطلاع بودم گفتم كه هيچ شماره ای ندارم علت اين امر را نيز جويا شدم كه چرا بايد با خانواده ام تماس بگيرم كه گفته شد اين تيم هاي عمليات (تروريستي ) كه به ايران ميروند نياز به محلهاي امن دارند كه بتوانند به آنجا رفته وسپس بعد از اقدام به شليك خمپاره و يا كشتار مردم دوباره بتوانند به آنجا برگردند. وقتي متوجه شدند كه من هيچ شماره تلفنی ندارم در ظرف كمتر از يكساعت شماره خانواده مرا گير آورده و از من خواستند كه با آنها تماس بگيرم كه البته النهايه من از اين كار به بهانه هاي مختلف طفره رفتم و آنها به مقصود خود نرسيدند.
تا اين نقطه كه گفتم خانواده دشمن شماره يك و مهم تر و اصلي تر از رژيم ايران بود و من حتي حق فكر كردن به آنها را نداشتم اما يكباره تبديل شدند به محل امني براي تيمهاي تروريستي.
تا ساليان دوباره هيچ تماسي با خانواده خود نداشتم و حتي بايستي در نشستهاي مغز شويي كه توسط شخص رجوي و بعد هم فرماندهان آنها برگزار ميشد بايستي از خودم انتقاد ميكردم كه چرا در رويا خانواده ام را ديده ام و يا حتي به مادر پيرم فكر كرده ام آخر آنها ماموران وزارت اطلاعات هستند و اين كار گناهي نابخشودني است كه به آنها فكر كني و نه حتي تماس بگيري ولي براي اينكه تيمهاي تروريستي بروند خانواده هستند و يك امكان براي تيمهاي تروريستي.
بعد از مدتي خانواده ها به مقابل اشرف آمدند و در اين مدت ما بايد هر روز چيزي به عنوان غسل روزانه در مقابل شنيدن صداي خانواده ها و يا اسامي نفراتي كه فرياد ميزدند درچند نوبت بياد خانواده هاي خود افتاده ايم وبراي اينكه اين صدا به گوشمان نرسد بايستي تحت شديدترين پارازيت ها و یا آهنگها و سرودهاي عنقلابي!!! اين سازمان ساعتها قرار ميگرفتيم تا با ايجاد صداي بيش از حد مانع رسيدن صداي خانواده ها به ما شوند در طي اين مدت نيز هيچگاه به من گفته نشد كه فرزندم به مقابل اشرف آمده و يا از كسي نشنيدم.
البته بعد از جدا شدن و تماس با خانواده ام متوجه شدم كه فرزندم زمانيكه به مقابل اشرف آمده تمامي هزينه برعهده خودش بوده است از پاسپورت تا غذايي كه ميخورد درحاليكه به ما گفته ميشد كه همه اينها را وزارت اطلاعات ايران به عراق آورده است وبه آنها نيز پول پرداخت شده است تا در جلوي اشرف فرزندان خودشان را كه اسير دست اين فرقه بود صدا بزنند تا شايد صداي آنها اين فرزندان را از خواب بيدار كند ومتوجه اشتباه خود شوند واز طرف ديگر روزهاي چهار شنبه و بعدها شنبه را مخصوص آموزش فلاخن كردند و با درست كردن آن افراد را وادار ميكردند تا از راه دور خانواده ها را با سنگ بزنند.
بعد از آمدن به آلباني براي مدت كوتاهي چون در نزديكي مركز شهر ودر آپارتمان بوديم كمي فضاي باز بوجود آمد وبراي اينكه افراد را مشغول كنند ماهانه به هر نفر چيزي حدود هشت دلار پول تو جيبي ميدادند كه با جمع كردن آنها توانستم يك گوشي دست دوم بخرم وبعد از كلي تلاش كه چيزي از گوشي واينترنت سر در نمي آوردم توانستم با خانواده خودم تماس بگيرم وخوشبختانه خودشان اين شماره را زمانيكه براي تيمهاي تروريستي خودشان ميخواستند خانه خانواده ام را محل استقرار آنها بكنند برايم پيدا كرده بودند را توانسته بودم نگه دارم وتوانستم توسط همان با خانواده خود تماس بگيرم و درجريان آنچه بر خانواده ام گذشته بود قرار بگيرم.
بعد ازمدتي شخص مريم رجوي با برگزاري نشستهايي مارا مجبوركرد كه دوباره برعليه خانواده هاي خود حرف بزنيم ولي اينبار كه ديگر حقيقت را ميدانستم زير بار نرفتم وهنوز دنبال جداشدن نبودم وبر سر عقايد خودم بودم ولي متاسفانه شخص رجوي و بعد هم زهرا مريخي با گفتن اينكه الان اصلي ترين دشمن خانواده است و نه بورژوازي و نه ايران و اينكه الان در آلباني با موشك مخملي عنواني كه به اينترنت وتماس با خانواده ها داده بودند مواجه هستيم فشار را زياد كردند وقتي هم كه به كمپ جديد كه خارج شهر رفتيم اين فشار چند برابر شد وازما خواسته شد تا همين گوشيهاي مستهلك را نيز به آنها بدهيم كه ديگر توان تحمل اين موضوع را نداشتم وخواهان جدايي شدم ولي قبول نكردند ومرا تحت فشار هاي مختلف قرار دادند تا جاييكه ناچار به فرار شدم.
با معذرت از خوانندگان به خاطر طولاني شدن موضوع ولي براي روشن شدن مطلب لازم بود تا خلاصه اي گفته شود.
اين كاري بود كه با ما كه اعضاي خودشان بوديم و به مدت سي سال خانواده وعمرمان را به آنها داديم با ما كردند درحاليكه هميشه مي گفتند ومي گويند كه در اين سازمان نه بالا وجود دارد و نه پايين ،تبعيضي در آن نيست و هر چه هست فدا وصداقت است و ما نيز به آن باور داشتيم تا اينكه عكس آن را ديديم ومتوجه شديم. حال اگر نگاهي به عكس پسر رجوي بياندازيد متوجه خواهيد شد كه با ما چه كرده اند وبا فرزندان خود كه الان دركشورهاي اروپايي هستند چه كردند ،مارا به كشوري آورده اند كه هيچ موقعيت قانوني نداريم و هر روز نيز در خطر اذيت وآزار از طرف اين فرقه هستيم ،فرزندانشان در بهترين دانشگاههاي اروپا وبا بالاترين پول وهزينه اي كه از خون ما بدست آمده براي آنها زندگي مرفهي ايجاد كرده اند. آري معني صداقت وفدا وجامعه بي طبقه توحيدي اين است و اين كه هركس كه براي ادامه زندگي وتماس با خانواده اش از اين فرقه سكت جدا شود ،بلافاصله هر چه انگ ومارك كه لايق خودشان است به او ميزنند.
وقتي ما با خانواده خود تماس بگيريم خانواده ما ميشود مزدور وزارت اطلاعات ايران ،فرزند من كه بعد از سي وهفت سال براي ديدن من بيايد مزدور است اما فرزند رجوي واحمد واقف وديگران بايستي با اسامي مستعار كه توسط اين فرقه براي آنها تهيه شده است در بهترين دانشگاهها باشند.
ماهانه پول خون ودست رنج تك تك ما رابايد به آنها بدهند تا ساكت باشند وبرعليه پدر ومادرشان حرفي نزنند آخر آنها فرزندان از ما بهتران هستند،در نقطه مقابل ما بايد دركشوري بدون آينده رها شويم وفرزندانمان نيز كه هزينه همه چيز با خودشان بوده است وبايستي مارك بخورند.
آري اگر تا بحال معني فدا وصداقت وجامعه بي طبقه توحيدي را خوب نمي فهميديم الان بخوبي متوجه شديم وخود اين عكس بدون هيچ گونه نوشتاري كافي است تا هر خواننده اي متوجه شود كه اين فرقه وسكت تا چه حد در همه گفتار خودش صادق است وتا چه حد دنبال آزادي مردم ايران است.
مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطار بگويد. اين مشك نيز خود بخود همه چيز را بيان ميكند .
با اميد به آزادي ساير دوستان دربندم .
غلامعلی میرزایی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.