مطالب

ارتش ورشكسته( قسمت دهم )

محسن عباسلو ــ کانون آوا
17.05.2008
در جريان اين حادثه پنج، شش نفر از نيروها كشته شدند. در بين اين كشته شدگان چند نفر طبق شناختي كه من از آنان داشتم، خودشان از مخالفين سازش ناپذير فرقه تروريستي مجاهدين بودند.
پس از اين اقدام نابخردانه، مجيد از آيفا پايين پريده و فرار كرده بود.وي اينقدر دست پاچه شده بود كه اسلحه خويش را نيز پس از شليك همانجا در محل حادثه رها كرده و بادست خالي اقدام به فرار كرده بود. اين اقدام وي دليلي بر يك اقدام احساسي و بي برنامه بوده نه يك اقدام بابرنامه.
خودروئي كه در پشت سر اين آيفا در حال حركت بوده پس از ديدن اين حادثه مجيد را تعقيب ميكند. مجيد وارد يك ساختمان مخروبه ميشود و در آنجا به محاصره افراد فرقه در مي آيد.وي كه خود را در محاصره ميبيند شروع به التماس كردن ميكند اما فردي به نام علي احساني وي را به رگبار ميبندد يكي ديگر از نيروها هم دويست گلوله به شكم وي شليك ميكند.
جسد تكه پاره مجيد همانجا در آن مخروبه رها ميشود. حال سئوال اين است: چه كسي مسئول اصلي اين حادثه است؟!! مگر مجيد صدها بار درخواست خروج نكرد؟! چرا با درخواستهاي مكرر وي مبني بر خروج از فرقه موافقت نشد؟! چه كس يا كساني مجيد را كه يك فرد آرام، ساكت ومعصوم بود به مرحله جنون رساندند؟!
در حادثه اي ديگر دو تن از نيروهاي فرقه به نام فرهاد مستوفي وجاويد به اسارت شورشيان عراقي در آمده بودند. اين افراد اين دو نفر را به طرز وحشتناكي كشته و سر و دست و پاي آنها را جدا كرده بودند به انتقام كشتاري كه فرقه مجاهدين در سالهاي قبل در قبال كردهاي عراقي به راه انداخته بود.
در حوادث ديگري نيز دها نفر از اعضاي فرقه كشته شدند بدون آنكه هيچ دليل موجهي براي پيش آمدن اين شرايط وجود داشته باشد كه موجب كشته شدن بيهوده نفرات گردد.
تنها دليل مرگ اين نفرات اعمال نابخردانه و غير انساني رهبر و فرمانده هان ارشد فرقه بود كه حال ميبايست نفراتي تاوان آنرا پس ميدادند كه اكثراٌ كه خود با فرقه مشكل داشته و مخالف خط و خطوط رهبر فرقه بودند.
پس از تصرف شهر بغداد و سرنگوني دولت خودكامه صدام حسين توسط نيروهاي ائتلاف،هرج و مرج و بي قانوني بي حد و مرز و غير قابل كنترلي سراسر عراق را در بر گرفته بود. تمامي كاركنان ادارات دولتي و پادگانهاي نظامي اين اماكن را ترك كرده بوند.هر كس كه توانائي آنرا داشت اموال ملي عراق را چپاول ميكرد و به يغما ميبرد.
در اين گيرودار مجاهدين نيز كه ميخواستند از آب گل آلود ماهي بگيرند وارد عمل شدند. بنا به دستور فرمانده هان فرقه،نيروها به پادگانهاي ارتش فروپاشيده و ادارات دولتي عراق يورش برده و اقدام به چپاول و تاراج اموال ملي عراق مصيبت زده و بي صاحب ميكردند.
انواع مختلف خودروهاي سبك و سنگين وانواع خودروهاي زرهي و انواع گوناگون سلاحها و مهمات مختلف به تصرف و مالكيت فرقه در مي آمد. حجم مهمات و سلاحها آنقدر زياد بود كه نميشد همه آنانرا به اردوگاه كار اجباري اشرف منتقل كرد. بنابراين در بيابانهاي عراق بدور ازچشم افراد غير خودي چاله هاي بزرگي حفر ميگرديد و اين سلاحها و مهمات در آنجا پنهان ميشدند. حتي فرقه اقدام به پنهان كردن مهماتي ميكرد كه در درگيري هاي مختلف از رژيم ايران به غنيمت گرفته شده و اكثراٌ داراي آرم و علامت ايراني بودند. نكته: اين سلاحها و مهمات هم اكنون در اختيار شورشيان عراقي جهت ايجاد ناآرامي و شورش در عراق به كار گرفته ميشود.
هر شب در هر قرارگاه مراسم ويژه اي برگزار ميگرديد. در اين مراسم افراد آن يگان ميبايست گزارش ميدادند كه در طي شبانه روز گدشته چقدر سلاح،مهمات،خودرو و….. چپاول كرده اند. پس از گزارش افراد يگان،فرمانده هان فرقه نواي سرمستي سر ميداند و ميگفتند اين بهترين فرصت براي بهتر و بيشتر مجهز شدن ارتش به اصطلاح آزادي بخش به سلاحهاي گوناگون است در ضمن در قبال ادواتي كه طي اين چند روزه از ما در اثر بمبارانها نابود شده، حال ما چندين برابر آنرا به دست مي آوريم.
نكته جالب و قابل تأمل در اين ميان آن بود كه نيروهاي آمريكائي نيز شاهد گردآوري اين سلاحها و مهمات توسط نيروهاي فرقه بوده و اعتراضي هم به اين وضع نميكردند.
بعدها ما فهميديم كه مسئوليت پاكسازي استان ديالي عراق از انواع سلاحها و مهمات به دستور آمريكائي ها به مجاهدين سپرده شده است. آمريكائي ها به سران فرقه مجاهدين قول داده بودند كه اگر تمامي اين نواحي از لوث انواع سلاحها و مهمات پاكسازي شده و در يك مكان جمع آوري گردند در قبال اين خوش خدمتي ،مقداري از اين سلاحها و مهمات به خود فرقه به عنوان دستمزد داده خواهد شد و به همين دليل بود كه اين اقدام فرقه مورد تأييد نيروهاي آمريكائي نيز بود.
حوادث بعدي دلالت بر خوش خيال و احمق بودن رهبر و مسئولين پرمدعاي فرقه ميكردكه در جاي خويش به آن نيز خواهم پرداخت.
خود من يكبار به روند چپاول اموال ملي عراق توسط فرقه اعتراض كردم. من به مسئولم ميگفتم : اگر خودعراقي ها داردند اين اموال را ميبردند،خب اموال كشور خودشان هست،ما اين وسط چه كاره هستيم كه اين وسط خودمان را درگير اين معركه كرده ايم؟!
فرمانده ام در جواب گفت: اينها غنايم جنگي هستند ما نيز از اين غنايم حق داريم و بايد استفاده كنيم.
بگذريم، آري تمامي يگانهاي ارتش به اصطلاح آزادي بخش در حال بازگشت به اردوگاه كار اجباري اشرف بودند. بر فراز تمامي اين خودروها همانطور كه قبلاٌ اشاره كردم پرچم سفيد رنگ نصب گرديده و ستونهاي خودروئي و زرهي فرقه، توسط نيروهاي آمريكائي تا درب اردوگاه اسكرد و وارد اردوگاه ميشدند.
ادامه دارد……….
محسن عباسلو،كانون آوا
17.05.2008

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا