مصاحبه با بتول سلطانی – قسمت هجدهم

بنیاد خانواده سحر: با سلام و آرزوی موفقیت برای شما و سپاس بخاطر جدیت و باریک بینی تان در این سری گفتگوها که با موضوع رهبری سازمان مجاهدین خلق دنبال می کنیم. ما امیدواریم این گفتگوها بطور اخص باب مباحث جدی تری درباره آقای رجوی باز کند. شاید تا اکنون کمتر جدیتی در طرح و پیگیری این موضوع شده باشد، و فکر می کنم نفس این اقدام می تواند بسیار در شناخت ماهیت رجوی و انگیزه های او موثر باشد. به همین دلیل دقت شما در پاسخگویی به این بخش از سوالات ما زمینه مناسبی برای این تلاش ایجاد می کند. و از این بابت یک تشکر ویژه به شما بدهکار هستیم. شاید جا داشت این تشکر در مقدمه این گفتگوها عرض می شد، اما واقع امر این است که توضیحات شما این احساس قدردانی را در ما مضاعف کرد. و در عین غافلگیری، ما را مجاب کرد تا از زوایای تازه تری به شخصیت آقای مسعود رجوی نگاه کنیم. به هر حال در مباحثی که پیرامون شناخت رهبران فرقه ای مطرح می شود همواره رفتارشناسی آنها یکی از سوژه ها و بسترهایی است که از طریق واخوانی و مرور آنها می شود حداقل به بخشی از درونمایه این شخصیت ها نزدیک شد و بر اساس جمع بندی این کنش ها به قضاوت نشست. آنچه پیشتر مد نظر بود و سوالات عمدتا حول همین ضرورت مطرح شد، در واقع هدفی جز حصول به این نتایج نداشت. طبعا از این به بعد نیز سوالات حول همین ضرورت دنبال خواهد شد. بنابراین با این توضیح و باز هم تشکر از شما می خواهم بحث را بر روی یک سری موضوعات خاص متمرکز کنیم. مثلا روی این موضوع که آیا می توانید حدس بزنید و یا در واقع متوجه شده اید که رجوی به لحاظ شخصیتی و کاراکتر بیشتر مایل است شبیه چه شخصیت تاریخی باشد. خانم سلطانی: رجوی در سطح روابط و رفتارها بیشتر تلاش می کرد خودش را به الگوی بزرگی همچون حضرت علی نزدیک کند. این ادعا را بر زبان نمی آورد که مانند اوست اما در رفتار و بطور تلویحی به گونه ای عمل می کرد که این گرایش در او مشهود بود که می خواهد خود را به چنین الگویی نزدیک کند. یا مثلا زمینه را طوری طراحی و سمت و سو می داد که نزدیکان او و یا مثلا مریم بر روی این الگوبرداری ها و… تاکید کنند. بنیاد خانواده سحر: این تلاشهایی که بخصوص تاکید می کنید از سوی نزدیکان برای القای این معنی صورت گرفته، به نظر شما چه اندازه برای اطرافیان باورپذیر بود؟ خانم سلطانی: رجوی با آن رندی و تیزهوشی اش بخصوص در این موارد این تمایزات فردی را به گونه ای در لابلای مباحث اصلی مطرح می کرد. طوری که هم جنبه آموزشی و تئوریک داشته باشد و هم ذهن مخاطبان ناخواسته به این سمت برود که رجوی مصداق عینی این الگوها و شخصیت ها است. به عنوان مثال در بحث وارونه گویی ازدواج با مریم طوری صحنه را می چید، که همه باور می کردند این رجوی بوده که بار سنگین همه اتهامات ناشی از این ازدواج را بخاطر ضرورت های ایدئولوژیک و سیاسی یک تنه بر دوش گرفته است. میز را یا خودش یا شریف (مهدی ابریشم چی) می چیدند، ما پشت صحنه را نمی دیدیم. اما بالاخره آن چیزی را که شریف یا مریم رجوی یا اطرافیان یا یک سری از کادرهای بالا که اصطلاحا به میخ ها معروف بودند، مثل بهنام (محمد سید المحدثین) یا جابرزاده انصاری یا عباس داوری مطرح می کردند، سناریو را طوری ترتیب می دادند که القا بشود مسعود بار سنگین رسالت را که جدا شدن مریم از مهدی ابریشم چی بوده را بر دوش گرفته است. تاکید اینها بر روی این بود که چنین فداکاری ظرفیت و توان بالایی می خواهد که خارج از توان بشری است. رجوی ابتدا مقدمه چینی می کرد، مثلا در یک مقطع بحث جهاد اکبر را مطرح می کرد و می گفت اگر در گذشته شرکت یک فرد در مبارزه و جنگ سقف ایمان و پاکبازی مبارزه بوده، اما امروز موضوع صداقت و فدا یک بحث بالاتری نسبت به پاکبازی و ایثار جان است. یا مثلا در درجه بندی مبارزین و انقلابیون می گفت امامان جزو صالحین هستند و شهدا در زمره صدیقین. یعنی می گفت انبیاء خدا در مدار صدیقین هستند. یعنی کسانی که با هر لحظه بودن شان، صداقت را گواهی می کنند. در واقع با این گراها و مشخصه ها خودش را به مدار و درجات صالحین و صدیقین می رساند و بالاتر از شهدا میدانست. بعد از این تفاسیر در واقع کار دیگران این بود که بر اساس چنین دریافت ها و تفسیرهایی که رجوی می کرد، او را در این مدارها تعریف و ارزیابی می کردند. این کار مریم رجوی و یک تعداد از به اصطلاح میخ ها بود که رجوی را به مثابه مصداق این تفسیرها به جمع معرفی کنند. آنها خطاب به رجوی می گفتند تو حجت زمانه ای. یا مثلا در باب نوآوری هایی که رجوی در تفسیر و تاویل آیات و روایات می کرد، از جمله همین بحث جهاد اکبر یا مثلا بحث گذشتن از خود یا مفهوم فدا و صدق و دادن همسرش و در ادامه مثلا ازدواج اش با مریم به این صورت که به او تحمیل شده و به این ترتیب به او سیمایی می بخشیدند که گویی او در مدار و جایگاهی همطراز با نعوذبالله حضرت علی (ع) و حضرت محمد (ص) است. یا مثلا در خصوص تشکیل شورای رهبری و یا دیدگاه هایی که درباره زن مطرح می کرد، مدعی بود اینها دیدگاه های حضرت محمد در زمان خودش است که بواسطه جهل حاکم بر مردم حضرت نتوانسته اجرا بکند اما در عصر حاضر از طریق او دارد محقق می شود. یا به این صورت مطرح می کرد که یکی از آرمان های حضرت محمد و ائمه و بخصوص حضرت علی این بوده که همه سیستم سیاسی و مدیریتی اش را روی زنها متمرکز کند، اما نتوانسته است. و در واقع می خواست بگوید کاری که الان من می کنم ادامه خواسته آنها است. بنیاد خانواده سحر: حالا می خواهیم روی شورای رهبری رجوی متمرکز بشویم. در موضوع انتخاب زنان شورای رهبری چه شاخص ها و ملاک هایی در انتخاب آنها دخیل و موثر بود؟ خانم سلطانی: مهمترین شاخص برای رجوی، کمااینکه در انتخاب خودم هم مشهود بود، میزان ارادت بود. حالا اینکه این فاکتور چطور ماده می شود، توضیح می دهم. قبل از این که اصلا بحث شورای رهبری مطرح بشود، بحثی بود تحت عنوان چرا مریم؟ پاسخ این سوال دو کلمه بیشتر نبود، و آن این بود چون مسعود. مثل یک معادله بود. می گفتیم چرا مریم، می گفتند چون مسعود. به این معنی که مریم اولین زن وصل شده به مسعود است. مریم خودش می پرسید چرا مریم، و خود جواب می داد، چون من به مسعود عاشق ترینم. چون اولین نفری هستم که در رهبری ذوب شده ام. در مسعود یکی شدم. همه بخاطر مسعود. در بحث های ایدئولوژیک این نسبت و رابطه را می گفتیم قدم در جای پای مریم گذاشتن. یعنی مرد و زن هر دو اینطوری باید حرکت کنیم. مرد باید پا در جای پای مریم بگذارد، و ذوب در رهبری مسعود بشود و البته با شاخص فاصله گرفتن از زن. این معادله برای مردها بود. بعد راه زن ها، زن باید پا در جای پای مریم بگذارد، و ذوب در رهبری مسعود بشود و البته با شاخص فاصله گرفتن از مرد یا همان شوهر. بخاطر همین بود که در ادامه این بحث می گفت بجای اینکه شوهرانتان را دوست داشته باشید، مسعود را دوست داشته باشید. و برای زن ها این سوال را مطرح می کردند، آیا می توانید به همان اندازه که احساسات نثار شوهرانتان می کنید، همان اندازه نثار مسعود بکنید؟ یا به مردها می گفتند، آیا شما به همان اندازه که همسرتان را دوست داشتید، می توانید – مسعود را دوست داشته باشید. و حرف شان در واقع این بود که اگر این شاخص شما شد آن موقع می توانید خودتان را در میزان پایبندی به مسعود و انقلاب محک بزنید. این دستگاه کلی ارادت سنجی در سازمان بود. و طبعا انتخاب اعضای شورای رهبری نیز بر اساس چنین شاخص هایی صورت می گرفت. مثلا اول می گفت چرا زن؟ مثلا در مورد انتخاب خودم در شورای رهبری، اما اول مریم از من سوال کرد می دانی چرا تو؟ و چرا نرفتیم مثلا اشرف ذنور را انتخاب کنیم، کسی که در سال 63 وارد سازمان شده و چرا تو را که سال 66 وارد شدی، انتخاب کردیم؟ چون بالطبع انتخاب فرد به عنوان عضو شورای رهبری همین افراد باسابقه و قدیمی هم تحت امر و مسئولیت او قرار می گیرند، بخاطر همین سوال می کند، چرا آن قدیمی ها نه و حتی چرا مردها نه و تو باید هر هفته بیایی در شورای رهبری و نشست ها و… و همینطور ادامه داد، چرا عباس داوری این موقعیت را نداشته باشد. مگر او موقعی که تو در قنداق بوده ای از مسئولین سازمان نبوده؟ چرا اینها نشدند و تو شدی؟ آیا به صرف این است که روسری سر تو است، یا به اینکه فقط زن هستی، و یا اینکه خوب کار می کنی؟ یا به این دلیل که مسئولیت گرفته ای و کار از پیش می بری و توانمندی هایی داری، مثلا سخنور خوبی هستی، و النهایه آیا می دانی به چه صفتی تو را انتخاب کردیم. آخر این همه سوال و جواب فرضی و گمانه زنی و چرا و اما و اگر، به این برگشت که نه هیچکدام از اینها ملاک نبوده و نیست و تو صرفا بخاطر اینکه توانسته ای جوهره انقلاب را درک کنی، تو را انتخاب کرده ایم. یعنی توانسته ای ذوب در آرمان های رهبری بشوی. و همچنین بخاطر اینکه توانسته ای از بحث شوهر و بچه عبور کنی. برای سازمان کسانی که توانسته بودند در خودشان این گیرها و حائل ها را حل بکنند، و در نهایت به مسعود و مریم برسند، خیلی ملاک بود. برای همین هم اگر کسی در روز حتی برای لحظه ای در خودش بود و کارش را درست انجام نمی داد و یا ناراحت و غمگین بود، سریع حمل بر این می شد که او مسئله دار است و با او تا جایی بحث و جدل می کردند که مشکل و معضل و گیر اصلی را بگوید. یا اگر کسی تناقضی از خودش مطرح می کرد، درباره اینکه مثلا یاد بچه ام افتاده ام، می گفتند او عبور نکرده است. خودشان می گفتند ملاک و معیار هر ارزشی، نقطه تنظیم فرد با خارج خودش است. یعنی نقطه خارج از خودش به صفات رهبری. در واقع این ملاک اصلی برای هر نوع انتخابی در مناسبات بود. حالا ممکن است در یک مقطعی مختص انتخاب اعضای شورای رهبری باشد یا موضوع و مسئولیت و رده دیگری. ارزش هر گونه انتخابی بر این پایه و اساس طراحی شده است.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.