فرقه گرایی مجاهدین

سی سال اسارت، بازگشت به نقطه اول، چرا؟

ممکن نیست انسان به شکنجه خو بگیرد، به آن عادت کند و با آن کنار بیاید.
چون این یک نوع شیوه و سبک زندگی نیست که با آن سازش کنید مثلا بخشی از سختی زندگی تلقی شود مثل مشکل اقتصادی یا مثلا وجود یک نوع بیماری در بدن و یا مثلا معلولیت و انواع شق های سیاه دیگر- شکنجه و اجبار عادت کردنی نیست که ذهن و ضمیر انسان با آن آدابته بشود.
زور و اجبار چیزی نیست که انسان با آن کنار آید و خو کند مثلا اگر کسی را 6 ماه در انفرادی بگذارند بدون اینکه از شب و روز و ساعت و زمان اطلاع داشته باشد و در تاریکی و حتی از نوع غذایی که مصرف می کند اطلاع نداشته باشد مثلا از نوع آن بفهمد که صبحانه است یا نهار و شام. در تمامی این پروسه انسان یک چیز در درون خود حفظ می کند و پرورش داده و بروز می کند و آن انتقام  و امید به پایان آن مرحله سخت است.
بحث ما در مورد فرقه ای بنام مجاهدین است. قبل از هر توضیحی مهمترین نکته این است که آمار جداشدگان از این فرقه از سال 68 تاکنون بیشتر از آمار کنونی  فرقه ترور و ستم و شکنجه است.
آمار سربه نیست شدگان، خود کشی کنندگان، خود سوزی های ناگزیر و اجبار به دستور سران فرقه هم در شرایطی که جنگ و عملیات نداشته اند کمتر از تلفات کشته های دوران جنگ ها و عملیاتهای نظامی نبوده.
اکنون می بینیم کادر قدیمی و عضو برجسته باسابقه با عمر تشکیلاتی بالای 30 سال از فرقه فرار می کند و اول و آخر حرفش این است که از روز اول در اسارت فیزیکی – فکری و در معرض هجمه های شکنجه روزمره بوده است و هیچوقت نتوانسته در بیش از سه دهه با این شیوه و سبک جاری در تشکیلات و فرقه دگماتیسم رجوی خو بگیرد و عادت کند  ولو ظاهری و فرمالیزم.
این اسیران رها شده بعد از سی سال می گویند واقعیت ها حتی اگر در مقابل آنها تقابل کنید و مقاومت صوری کنید چون واقعیت است خود را بر ذهن و ضمیر انسان تحمیل می کند . اما زور و اجبار، شکنجه و فشار و هر نوع روش دیگری مثل همان مناسباتی که رجوی ساخته بود نه تنها سرسوزنی در قلب انسان جای نمی گرفت بلکه نفرت و کینه آدمی را نسبت به آن حیوان تولید کننده این تاکتیک ها هرچه بیشتر می کرده است.
گم شدن در کویرخشک و لم یزرع فرقه رجوی آن روی سکه ی این سال های اسارت و تلف کردن عمر انسان هایی است که این روزها بعد از سی و چند سال اسارت به نقطه آغاز بر می گردند و حسرت عمر تلف شده شان را می خورند. خداوند لعنت کند رهبری ناصالح یعنی رجوی ها ی شیطان صفت.
 

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا