وارونه نمایی

کتمان حقایق اصلی توسط جلال گنجه ای!

دروبسیات رسمی فرقه ی رجوی، نامه ی آقال جلال گنجه ای که به لقب استاد؟! گنجه ای مفتخر است وخطاب به رئیس دانشگاه الازهر مصر وبمناسبت برگزاری کنفرانس مربوط به افراط گرایی چنین آمده است:
"… امام اکبر حضرت دکتر احمد الطیّب شیخ الازهر الشریف – قاهره- سلام و احترام به‌شما، اما بعد، این‌جانب نظر به‌شأن جامع‌الازهر و نظر به‌احترام زیاد نسبت به‌شخصیت والای آن جناب و مواضع پرارج باز و مساعدی که بابت بیان و دفاع کارآمد از حقوق مردمی در جریان خیزشهای مصری از قیام ژانویه به‌بعد تا قیام ژوئیه کرده‌اید، لازم دیدم برخی نگرانیهای خودم را در آستانه تشکیل کنفرانسی که به‌ابتکار جنابعالی پیرامون افراط‌گرایی و تروریسم تحت نام اسلام توسط الازهر الشریف برگزار می‌شود حضورتان ابراز کنم…"
البته برگزاری چنین کنفرانس هایی که واقعا بخواهد وبتواند به ریشه ی اصلی مشکلات مربوط به ظهور افراط گرایی بپردازد، مورد تایید هرانسان ترقی خواه وبشر دوستی بوده و ارسال پیام به این کنفرانس ها اقدام خوب بشمار آمده ودراین خصوص ایرادی به آقای گنجه ای نمیتوان داشت که اگر داشته باشیم، بیمورد و ناصواب است!
ما هنوز بخوبی نمیدانیم که رئیس دانشگاه الازهر به ریشه های بحران خواهد پرداخت ونتایج مذاکرات را به اطلاع افکار عمومی جهان خواهد رساند ویانه وبنابراین فعلا هیچ ایرادی به کار ایشان نمیتوانیم وارد کرده وبلکه بهتراست به نتایج حاصله خوشبین باشیم.
اما پیام آقای استاد گنجه ای، نشان نمیدهد که او شخصا خواستار بازشدن تمامی صندوق های اسرار وروشن شدن  اذهان عامه باشد وچرا؟
برای اینکه ایشان،اشاره ی کافی به آمران وحامیان ومنتفعین از این بنیاد گرایی نکرده ودرصدد انتقاد وافشای معلولین افراط گرایی و درخفا نگهداشتن علل اصلی آن میباشد!
ما چرا ازعلت ومعلول صحبت میکنیم؟ برای اینکه میدانیم این طمع ورزی سلطه گران است که با استفاده ی غیر انسانی ازفقر وفلاکت مردم – واینجا دسته ای از مسلمانان- باعث ایجاد گروههای افراطی که زمینه های بروزشان باتوجه به وضع یاد شده مهیاست، این گروه هارا ایجاد نموده، تجهیز کرده ودرراستای منافع نئو استعماری خود براه میاندازند!
یعنی ازنظر ما عامل ایجاد این گروهها، قدرتمندان جهانی و ایادی شان و بستر مناسبی که  عمدتا همین قدرتمندان درطی قرون بوجود آورده اند، بوده اند وافراد وگروههای افراط گرا بعنوان معلول بحساب میآیند وبنوعی میتوان گفت که خود با ناامن کردن کشورهای خود وهمسایگان وکشتن انسان ها، خود قربانی این عامل هستند ودراین میان اکثرا وازجمله آقای گنجی میکوشند که با بی توجهی به عوامل افراط گرایی، به نقد وبررسی کارهای این قربانیانی که یا مغز شوئی شده اند ویا بخاطر تنگ دستی و دریافت چند صد دلار، چهره ی زشتی ازدنیای اسلام را بنمایش میگذارند تا سلطه گران با تبلیغ اعمال این قربانیان و نسبت دادن انها به اسلام، لشکر کشی های خود به کشورهای اسلامی و ایجاد خاورمیانه ی بزرگ را درپیش افکار عمومی جهان موجه جلوه دهند وبگویند که " ما برای نجات انسان ها و متمدن کردن این مسلمانان وحشی باین کشورها حمله میکنیم ونیت خیری داریم"!
با این وصف اگر گنجه ای ها بکوشند که با مطرح کردن بیشتر معلول ها، علل را ازدید مردم پنهان نگه دارند، دراصل بجای خر، پالان اورا به باد کتک گرفته اند که عملی است بیفایده!
درقسمتی ازمتن نامه ی استاد گنجه ای میخوانیم:
"…با توجه به‌لیستی که در مطبوعات از برنامه کار کنفرانس الازهر ذکر شده است، بیم دارم که مبادا این کنگره به ‌دو موضوع شایان بحث نپردازد. این دو موضوع عبارتند از: تهدید فاشیزم دینی به‌نام اسلام و تهدید رژیمهای موسوم به ‌اسلامی نسبت به‌حیثیت و منافع حیاتی مسلمین، به‌خصوص رژیم حاکم بر ایران ".
با این حساب من درگفته های فوق خود به بیراهه نرفته ام، دراین پیام ابدا صحبت ازعوامل نیست واگر ذره ای هم باشد، نسبت دادن اعمال امپریالیزم سه سره (آمریکا، اروپا و ژاپن) به ایران- منسی کردن نقش آنان وبزرگ نشان دادن  غیر عادلانه ی اشتباهاتی که ایران احیانا داشته است – در همین رابطه بوده است!
بدین ترتیب اگر روند این کنفرانس، با خط ومشی پیشنهادی استاد گنجه ای ادامه داشته وبپایان رسد، علی خواهد ماند وحوض اش: " تکرار مکررات سخنان دروغ وعوام فریبانه ی  رجوی ها و سرهنگ سناتورمک کین ها که دردی از مشکلات بنیاد گرایی را درمان نخواهد کرد وبقول شاعر بزرگ ازدست رفته، فرقی نخواهد کرد، بود ونبودش"!
درادامه پیام آمده است:
"…اغلب از خطرهای رژیم ملایان ایران به‌خاطر شیعه‌سازی تبشیری و یا به‌لحاظ سیاسی و استراتژیک، تحت عنوان ایجاد ”هلال شیعی“ یاد شده و می‌شود. بی‌شک، رژیم ملایان ایران رژیم خطرناک و تهدیدی استراتژیک برای سرنوشت مسلمانان و کل بشریت است اما نه از این بابت که شیعی است یا شیعه تکثیر می‌کند ".
پس استاد قبول فرموده اند که خطر ازطرف شیعه نیست واگر نیست، ایران چرا باید  جور افراط گرایی آن قسمت از سنی های افراطی که زمام امورشان در دست عربستان وَشرکا و اربابان جهانی آن است، بکشد؟
چرا اصولا دراین پیام نام عربستان و دیگران ابدا مطرح نشده است؟ با این وضع آیا نمیتوان به خلوص نیت استاد گنجه ای شک کرد؟!
آیا او نمیداند که ایران یک قدرت جهانی نبوده و خود قربانی انواع تروریزم و تحریم ها بوده ونمیتواند جهان باین بزرگی را مثلا به آشوب بکشاند؟
خطر ایران بشرح زیر توضیح داده شده است:
"… رژیم نیاز یافت برای اثبات شدت اسلامیت خود و طبق قانون اساسیش و فتاوی و وصایای خمینی به‌متزلزل کردن رژیمهای منحرف پرداخته و در عراق در دوران صدام و پس از صدام و لبنان پیش از طایف و پس از طایف و سوریه حافظ اسد و پس از حافظ اسد و… چنان دخالتهایی بکند که وضعیت نکبت‌بار کنونی این کشورها به‌مرتع پیدایش داعش و داعش مانندگان کوچکتر و… تبدیل شود… "!
شما بعنوان یک روحانی وابسته به فرقه ی رجوی بارها گفته اید که ایران ازبشار اسد حمایت میکند که ما هم قبول داریم. پس چه حکمتی درکار است که ایران با رواج افراطی گری در سوریه که ابدا باب میل بشار است- دوست ایران ازنظر شما- نبوده، بخواهد این کشور را به هرج ومرج بکشاند وسبب گردد تا تکفیری ها که خود دشمن قسم خورده ی ایران اند، قسمت های وسیعی ازخاک سوریه را اشغال کنند؟؟!
نامبرده به پیام خود چنین ادامه میدهد:
"… مردم ایران دیرزمانی است که فهمیده‌اند، که اسلام در دست این رژیم بازیچه‌یی برای حکومت کردن است، به‌همین خاطر جدی‌ترین و مؤثرترین مخالفان این رژیم سازمان مجاهدین است که خود عمیقاً معتقد به‌اسلام است، اسلامی که نه آزادی و اختیار مردم را محدود می‌کند و نه اجباری در دین را جایز می‌داند و مبنای حکومت را رغبت و اختیار عامه مردم می‌داند ".
استاد بیچاره! هر صغری کبری هایی که چیده بودید، دراین پارگارف بهم ریختید!
ما اسلام مجاهدین خلق با مشخصات وجود رهبری خاص الخاص که قادر است تمامی همسران اعضای خود را ازهم جدا کرده و خود را صاحب اختیار هرجنبنده ای درسازمان دانسته و تصاحب همسران همرزمان واعضای سازمان خود را عین تکامل بشری بداند، آگاه هستیم وآیا فکر میکنید که این رئیس دانشگاه الازهر دراین مورد چیزی نمیداند؟ آیا ازشما چیزی دراین مورد پرسیده واگر پرسیده توجیه شما چه بوده است؟
ما اسلام ارائه شده توسط فرقه ی رجوی را با نقض حقوق صیانت فرزندان، جلوگیری ازدسترسی اعضا به اطلاعات آزاد، واداشتن شان به قبول اینکه حق صحبت وارتباط بادوستان واعضای خانواده های خود ندارند واینکه خانواده های آنها دشمن آنها هستند و… را بخوبی میشناسیم وشما بهتر ازما! بنابراین بعنوان یک روحانی از گفتن این دروغ بزرگ وربط دادن آن به اسلام، احساس شرمندگی نمیکنید؟
 این استاد مغبون اززندگی فرقه ای، درپایان پیام بیاد عقب ماندگی مسلمانان افتاده و خواستار برقراری عدالت برای همه شده است:
"… جدا از عقب‌ماندگیهای علمی و تکنولوژی و…، مشکل اساسی مسلمانان تا آنجا که به‌امور اجتماعی برمی‌گردد، متمرکز نبودن بر عدالت برای همه است ".
آیا این عقب ماندگی در400 سال پیش هم وجود داشته است؟ میدانید که جواب منفی است و بنابراین چرا درمورد عوامل این عقب ماندگی به افشاگری نمی پردازید؟
غیر ازاین است که امپریالیزم وجهانگشای فرتوت فعلی انگلیس- وقبل ازآن پرتغال، هلند واسپانیا- با دست یازیدن به دزدی های دریایی، ثروتمند شدن ازاین راه ومسلح کردن کشتی های خود به توپ وازطریق دریاها وارد کشور ما، چین، هندوستان و… شده وپاره ای از حکام ایرانی را که مردمش دروفور نعمت و تمدن درخشان زندگی میکرد بازور ویا تطمیع وادار کردند که مواد اولیه ی صنایع ما (ریسندگی پیشرفته و…) را ببرند تاکارگاه های مدرن ما را که می رفتند بساط یک جامعه ی صنعتی مرفه را جور کنند، دچار تعطیلی کردند وبا وضع قوانین گمرکی یک طرفه وادارمان کردند که صادر کننده ی مواد خام – ومتاسفانه درسطح صادرکننده ی تریاک و… –  باشیم وبر ما آن رود که مشاهده میکنید!
بلی این کارها درزمانی اتفاق افتاد که ما صاحب نیروی دریایی تجاری بزرگ بودیم و تصمیم به جنگ در دریاها نداشته وبا داد وستد کالاهای صنعتی خود، روزگار بهتری میگذراندیم وکشور چین وهندوستان هم قویتر و پیشرفته تر ازما بودند که با وضعی مشابه  وحتی بدتر به قبول بردگی تنزل یافتند؟ حالا دیدید که شعار استعماری " ازماست که برماست" چقدر خائنانه دربین ما رواج یافته وبه باور ملی تبدیل شده است؟
به گواهی تاریخ، چین ومصر وتاحدی ایران و… خالق علوم اولیه بودند که این به یونان انتقال یافت ومسلما بسط یافت و همین علم انتقال یافته توسط امپراطوری های وسیع اسلامی دوباره به منطقه برگشت وبه اروپا (اسپانیا) راه یافت.
با این حساب علوم مولود دنیای تجاوزگر غرب نبوده ویک دستآورد بشری بیشتر شرقی بوده که به اروپا راه یافته است. پس حالا چرا بدنبال عقب افتادگی چند صد سال اخیر ما، با برقراری انواع تحریم ها مانع دسترسی کافی ما به علومی که درایجاد پایه هایش نقش قابل توجهی داشته ایم، میگردند؟
آیا این است عدالتی که شما خواستار آن هستید؟ یا برعکس ودرعوض میخواهید مارا بیشتر تحریم کرده وسهم طبیعی ما ازبهره برداری ازعلوم را نادیه بگیرند؟
شما بهمراه فرقه ی منسوبه ی تان همه ی این حقایق وظلمی که برما رفته را کتمان کرده وحاصل 400 سال عقب ماندگی را تماما به دوران های اخیر- بدون اینکه قصد تطهیر این دوران درکار باشد- ربط میدهید!
صابر
 

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا