دراین صورت، باند رجوی چرا از این قدرت عظیم روی برگرداند؟!

قدرت عظیم مردم
"… آری، ارتش بیکاران و فارغ‌التحصیلان بیکار از چنان پتانسیلی برخوردارند که آخوندها را به چنین واکنشها و اعترافهای واداشته است. اعترافهای قابل توجه. اول این‌که خبرگزاری نیروی تروریستی قدس اعتراف می‌کند که ریشه افزایش جرایم و اعتیاد و معضلات اجتماعی، بیکاری است… ".

منهم با هرکسی که علت این معضلات عظیم را از بیکاری بداند، موافقم. اما میخواهم  به  ریشه ها وعوامل اصلی پیدایش این بیکاری بپردازم وثابت کنم که سخنان رجوی ها چقدر بی مایه ومزورانه است!
اغلب کسانی که باکتاب و… انس والفتی دارند، میدانند که با پیدایش استعمار ازحدود قرن 16 میلادی، استعمارگران با توسل به تمامی حیل ممکن کوشیدند که صنعت بومی کشور هایی که اینک " پیرامونی" نامیده میشود، ازکار انداخته وآنها را به واردکنندگان مواد مصرفی تولید شده درکشورهای استعماری وادار ساخته ودرعوض با چرب کردن سبیل سلاطین وخوانین ومتنفذین محلی، آنها را تشویق به صدور مواد خام کرده و این نوع معامله ورابطه، سبب کاهش شدید تولیدات کشورهای اینک عقب مانده (حتی به قهقرا رفته – که درگذشته بیشتر آنها ازجمله کشور خودمان ایران غول بزرگ اقتصادی جهان بودند) نموده وبه خاک سیاهشان بنشانند و بیکاری از وجوه عمده ی این روابط ظالمانه بوده است.
این انحطاط درایران اززمان دولت صفوی که یکی از10 ابرقدرت جهان بود، آغاز شد وبا شتاب بیشتری ادامه یافت.
البته برخی ازحکمرانان ایران این مشکل را دریافتند ومثلا نادرشاه وآقا محمد خان قاجار، راه جلوگیری از این انحطاط را درلشکر کشی وتصرف هرچه بیشتر اراضی حول وحوش خود دانستند که تجربه نشان داد که، بجای این کار، میبایست به تمرکز گرایی هرچه بیشتر در اداره ی کشور روی آورده و بین صنعت وکشاورزی، همگرایی کامل بوجود آورند که متوجه قضیه نشدند ودر عوض استعمار گران خود به همگرایی مورد نظر پرداخته وفرمانروایان ما را از آن منع کردند!!
مثلا با کمک عوامل داخلی بشدت تغذیه شده ی خود، رابطه ی دامداری (شاخه ای ازکشاورزی) وریسندگی را با خرید پشم وابریشم خام ما برهم زدند وبه کارگاه های مربوطه اجازه ندادند که با تعامل وهمگرایی خود با کشاورزی، رشد یافته وبه کارخانه های عظیم ریسندگی – مانند منچستر انگلستان که درآن موقع کارگاهی ضعیف تر ازکارگاه های ما درتبریز، اصفهان، کرمان و… بودند – تبدیل گردند واین خود به کشاورزی خودکفا وبلکه صادرکننده ی ما لطمات عظیمی زد.
این استحاله درعرض 4 قرن اتفاق افتاد وبه یک باره نبود واتفاقا با بررسی آمار مربوط به روابط تجاری ایران روسیه دراوائل قاجار، مشاهده میکنیم که صادرات ایران، بیشتر ازوارداتش به این امپراطوری بود!!
این تراز بازرگانی مثبت، با قراردادهای گلستان، ترکمانچای وبدتر از آن پاریس- که این یکی با انگلستان بود وبدتر ازبقیه تیشه به ریشه ی ما زد که نمیدانم چرا ذکرچندانی ازآن نمیرود- با اخذ غرامت هایی ازما وبستن تعرفه های گمرکی یکطرفه سودمند بنفع آنها، برهم خورد!!
اما به نفت که دست پیدا کردیم، همه ی دولت های بعد ازآن به دولت های نفتی تبدیل شده  ونفت وصادرات آن نقش اساسی را درتامین معاش مردم بعهده گرفت ودیگر ازصنعت مستقل وکشاورزی صادر کننده وحتی خودکفا، حرفی چندانی بمیان نیآمد!
انقلاب بزرگ  اسلامی 1357 ایران، رفع این محدودیت ها را درسرلوحه ی کارهایش قرار داد که تحمیل جنگ 8 ساله، انواع ترورها وکودتاها و تحریم همه جانبه ی کشور، مانع تحقق قابل قبول اهداف انقلاب شد وبه تبع آن بیکاری که مولود نبود کارخانه ها، ازبین رفتن پیشه وری سنتی وپویای ایران وکشاورزی است، دست ازسر ما برنداشت و بلکه به صدقه ی سر دشمنان مان، افزون تر هم شد!!
درست است که دولت ها با اتکا به منابع ملی و سرمایه گذاری های متقابلا سودمند خارجی خواهند توانست، باندازه ی زیادی از میزان بیکاری کاسته وزندگی را برجوانان قابل تحمل تر کند، اما رفع مطلق بیکاری- که درتمامی جهان هم ممکن نشده- با احتمال زیاد به هماهنگ کردن کشاورزی وصنعت بومی و رشد وارتقای آنها (انجام انقلاب صنعتی  همانطور که مثلا چین در 1970 انجام داد) بستگی دارد ودولت مستقر گام های بزرگی در مقایسه با وقت کمی که داشته، دراین عرصه برداشته که آثار زود، متوسط ودیر بازدهی خواهد داشت و ما کماکان والبته با شدت کمتر، این مشکلات تحمیل شده درعرض 400 سال را باخود خواهیم داشت!
بنابراین علل عقب ماندگی به جمهوری اسلامی محدود نمیشود وجمهوری اسلامی ایران، یک دهم زمانی را که ذکر شد، دراختیار داشته وتوقع معجزه دراین مدت کوتاه – کوتاه درمقابل 400 سال- یا  ساده لوحانه است یا احمقانه یا بیشتر خصمانه!!
درادامه ی مطلب باند رجوی میخوانیم:
"…واقعیت این است که نظام ولایت‌فقیه برای کنترل پتانسیل انفجاری جامعه که آخوند فرزانه با عبارت «قدرت عظیم مردم» از آن نام می‌برد، به آن اعدامها و زندانها که صحبتش راکردیم نیاز دارد. وعده‌های توخالی و مواضع آخوندها و کارگزارانشان برای حل بحران بیکاری هم با استناد به اعتراف آخوند فرزانه، فقط و فقط برای رسیدن به قدرت است و هیچ عملی پشت آن نخواهد بود. اما آیا این مواضع پوشالی از «قدرت عظیم مردم» برای ایجاد تغییری بنیادین کم می‌کند "؟!
اگر کارها با اعدام وشکنجه روبراه میشد، رژیم پل پوت تاکنون هم دوام داشت ورجوی اعضای 5هزارنفری خود را به کمتر از3000 نفر تقلیل نمی داد ودرعوض به ده ها هزار نفر افزایش میداد!!
درمورد حل معضل بیکاری، نظرم را که به  اجرای برنامه های مختلف احتیاج دارد وصد متاسفانه بسیار سخت و زمانبر است مطرح کرده وتنگناهای موجود را دروسع این نوشته برشمردم ومعتقدم که هیچ کسی قادر نیست این بدبختی بزرگ تلنبار شده در 400 سال تاریخ ایران را باین زودی ومخصوصا تماما حل کند!
کسانی که به مشکلات بزرگ برسرراه توجه ننموده وتوقعات بی گنجایش درجامعه ایجاد میکنند، جزو کم تجربگان ویا مانند باند رجوی، خائنان اند!!
صابر

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.