وارونه نمایی

ملی گرایی باند رجوی موقوف!

پرویز خزائی (رجویست نام آور) وارد میدان شده که بگوید دولت ایران حق ندارد که درمقابله با توطئه های تعدادی ازکشورهای آلت دست سلطه گران جهانی، از احساسات ملی مردم برای بسیج نیرو علیه این تهدید های برخی از مرتجعین عرب استفاده کند وبگذارد که این مرتجعین هرچه را که مایل هستند، درحق ایران ومردم آن انجام دهند!
درست است که این اتحاد  سران فاسد کشورهایی که متاسفانه نام اسلام را هم با خود یدک می کشند وطبیعتا می بایستی با ما آن نکنند که درنظر دارند بکنند، ازاستحکام لازم برخوردار نیست و به تنهایی وبدون حضور وتایید کامل سر سلطه گر جهانی، عملا نخواهد توانست ضربه ی کاری برایران وارد کند. اما درتاسی به این پند حکیمانه که " هزار دوست کم و یک دشمن زیاد است"، حکومت ایران به انجام  هرکاری که مانع عمل جدی این ائتلاف شوم وخائنانه باشد، مجاز بوده ومحدودیتی در استفاده از شعارهای ملی نباید داشته باشد!
نوشته ی پرویز خزایی " هم‌وطن یک‌صدا: ملی‌گرایی قلابی هم موقوف "! نام دارد که طی آن میگوید:
"…به دنبال این دست‌اندازی‌های اقلیمی و منطقه‌ای، اکنون یک ائتلاف منطقه‌ای دارد برای رفع فتنه خمینیستی از منطقه شکل می‌گیرد. از نوع همان ائتلافی که علیه نازیسم و فاشیسم شکل گرفت. اکنون دیگر خامنه‌ای تنها بشار و گروه حزب‌الله برایش مانده است و یک سری گروه آدم کش در عراق. ولادیمیر پوتین برنامه‌های خودش را دارد و فعلاً از موقعیت منطقه سوءاستفاده می‌کند. او هیچ‌وقت یک متحد استراتژیکی برای خامنه‌ای نخواهد شد…".
البته ائتلاف ضد هیتلری با تاخیر زیاد انجام شد.
زمانی که فرانسه به اشغال فاشیزم آلمان درآمده بود وانگلستان نیروهای خود را به گوشه ای ازاقیانوس برده وعملا کاری نمیکرد ودرعوض نهضت های رهائی بخش و… درسراسر اروپا ضربات سنگینی برارتش آلمان وارد میساختند وآلمان درحال شکست وعقب نشینی تدریجی بود، آمریکا ازگرد راه فرارسید وسهم شیر را دراین جنگ جهانسوز بدست آورده و با تحمل کمترین هزینه ها، اقتصاد خود را ازبحران نجات داده و سرور جهان شد!
اما ائتلاف مورد اشاره ی شما، ائتلافی است برضد کشوری که درمقایسه با ائتلافیون، اقلا از لحاظ سیاسی، مستقل تر ازهمه ی آنهاست واین درصورتی است که بتوانیم استقلالی به این کشورهای مرتجع وگاها فرصت طلب – که برای دوشیدن گاو شیر دهی بنام عربستان آماده شده اند – قائل شویم!
راست تر آن بود که آقای خزائی، این اتحاد را اتحاد محور مینامید که آن موقع به رهبری فاشیزم آلمان وبرای تقسیم مجدد جهان، این جنگ را بر بشریت تحمیل کرده بود!!
او میداند ایران ابدا جایی را اشغال نکرده، ادعای ارضی برعلیه کشوری مطرح ننموده وآنقدر رشد یافته ومقتدر نیست که بتواند آرزوی تقسیم جهان بکند!!
با این حساب، قیاس آقای خزائی، قیاس مع الفارق است!
به روسیه و پوتین واتحاد معقولانه ی ایران و روسیه  که بنگریم، میتوان گفت که  طی سال های اخیر خار چشم سلطه گران و وابستگان آنها تبدیل شده است!!
دراین مورد هم  باید بگوییم، تا وجود منافع مشترک بین این دوکشور ورفع خطرهایی که هردو را تهدید میکند، این پیمان ضرورت دارد وزمانی که از ضرورت افتاد، این پیمان هم از آن اهمیتی برخوردار نخواهد بود که حالا دارد!
بنابراین شما به اربابان خود توصیه کنید که سلاح های تهدید کننده علیه روسیه را طوری آرایش دهند که ایران احساس خطر نکند و مجبور به مراوده با روسیه نباشد!  
ملاطی که ایران وروسیه را بهم پیوند میدهد، تهدید مشترکی است که ازطرف سلطه گران خارجی و متحدین مرتجع منطقه ای فراهم شده و اگر این ملاط را جمع کنند، روسیه وایران دارای منافع مشترک کمتری خواهند شد واتحاد های غیر لازم دربین نخواهد بود وشماها را نگران نخواهد کرد!!
آقای خزاعی نوشته است:
"…هم‌وطن! هر آن‌کس که در بازی جدید تبلیغات روانی این رژیم هزاران بار ایرانسوزتر از اسکندر و مغول و تیمور و خلفای قدیم – دوباره گول‌خورده و آلت دست این تبلیغات گشتاپویی شود، قبول کنیم که یا جارچی تبلیغات جنگ روانی ولایت مطلقه است و یا هیزم آور آن از روی جهل و نادانی که هیچ‌کدام از این دو در تاریخ یک ملت زیر ستم بخشودنی نیست ".
البته روشنفکران مردمی ایران، دلیل انحطاط وعقب ماندگی تدریجی را که درعرض 400 سال اخیر روی داده، نه حمله ی مغول  و…، که باز شدن پای استعمار درمنطقه میدانند!
مغول ودیگران به ایران حمله کرده وخرابی های زیادی ببار آوردند، اما نتوانستند اقتصاد سرپای ایران را درهم بشکنند!!
بازماندگان این سرداران سفاک، درمیان مردم ایران ذوب شده وحکومت هایی بالنسبه آبادگر بوجود آوردند و بیشتر کارها بدست خود مردم ایران افتاد وخرابی ها ترمیم شد وضمن آن، اکتشافات قابل توجه علمی نیز درایران بوجود آمد و رصدخانه های حیرت انگیز وبی بدیلی درایران ساخته شد واین روند با کش و قوس های متفاوت تا اواسط دوران صفویه ادامه داشت!
 درمقابل،غرب گیر کرده درمیان دریاها وناتوان از جنگ زمینی با شرق، به فکر چار وباز کردن بازار انحصاری افتاد و نیروی دریائی خود را به سلاح سنگین مجهز ساخت!
این درحالی بود که ایران، چین، هند و… بزرگترین نیروی دریایی را داشتند واین نیروی دریایی درخدمت تجارت عظیم آنها با سراسر جهان بود و میلی به جنگ وکشور گشائی نداشت!
نیروی دریایی بزرگ و صلح آمیز.
دراین زمان بود که نیروی دریایی غرب به بنادر این کشورها حمله کرد ه وآنها را به اشغال خود درآورده وگمرکات شرق را دراختیار گرفت!!
بلی فاجعه ی بزرگ ازهمینجا آغاز شد!!
تعرفه های سنگینی بر کالاهای صنعتی ومرغوب ما گذاشته شد ودرعوض، انگلستان  و… هیچ حق گمرکی درمقابل ورود کالاهای خود به ایران و… نپرداخت و درکنار دادوستدهای پشت پرده وتطمیع امرای کشور ما،نتیجه آن شد که کارگاه های ما که درموقع خود مدرن هم بودند، نتوانند با کارگاه های غرب رقابت کرده وکار ما تدریجا به فروش مواد خام وبرچیده شدن کارگاه ها منجر شد واین روند تا اواسط حکومت  قاجار ادامه یافت. ضمن اینکه هنوز هم دردوره ی نامبرده موازنه ی تجاری ما مثلا باروسیه مثبت بود!
جهانگشائی های تزار یسم فرتوت روسیه، به انگلستان کمک کرد که در برابر ضعفی که ما براثر ادامه ی روند چند صد ساله و پذیرش قرار داد گلستان وترکمان چای دچارش شده بودیم، قرارداد ننگین پاریس را برما تحمیل کند که درتاریخ رسمی ایران به  خصلت این قرارداد مهلک انگلیسی کمتر پرداخته شده است!
بنابراین آقای خزائی!
بجای مامندن درسطح و اظهار نظر کردن های آبکی، بهتر بود که اطلاعی ازتاریخ چند صد ساله ی ایران داشتید وکمی دندان روی جگر گذاشته ومیفمیدید که مشکلات ایران باین سادگی بوجود نیامده تا با شعار های بچه گانه- اگر نگویم مغرضانه – ی شما وآنهم بدست عربستان  و… حل گردد!!!
ونیز:
"… به مقاومت اصیل و میهن‌دوست ایران ایراد می‌گیرند که چرا فلان شخصیت مصری، اردنی، سعودی، سوری و عراقی و فلسطینی را در گردهمایی صدهزارنفری خود پذیرا شده است. این جاهلان به تقصیر و یا مزدوران به تقصیر نمی‌دانند که در اینجا هیچ جنگی بین عرب و عجم در کار نیست. جنگ بین شیعه و سنی، بین مسلمان و غیرمسلمان در کار نیست. جنگ بین یک فاشیسم دینی است که همه منطقه را به سمت بحران و فاجعه کشانده و اول همه با خود مردم ایران و بعد با همه ملت‌ها و کشورهای منطقه، در جنگ است. این حقیقتی است که بسیاری از ملت‌های منطقه آن را با تمام وجود احساس می‌کنند. از جمهوری آذربایجان تا ترکیه و تا کل ملت‌های گوناگون و تمدن‌های باستانی خاورمیانه تا شمال آفریقا و تمامی جهان حتی کشور آرژانتین در قاره آمریکا و تا بسیاری کشورهای آسیایی، از دست فتنه‌ها و برنامه‌های ضد صلح و آزادی و ثبات و آرامش این رژیم مطلقاً ضد تمدن بشری عاصی شده و بسیاری‌شان کمر به مبارزه برای رفع این فتنه بسته‌اند و این ائتلاف از سی‌وچهار کشور شروع‌شده، می‌رود که گسترده‌تر شود. آری هرگونه ائتلاف منطقه‌ای و جهانی علیه این فاشیسم ایرانسوز و این نظام جاهل و جاعل و فاسد و قاتل مبارک باد! این را خوب از من بشنوید… ".
من نشان دادم که  ایران قادر به انجام این کارهایی نیست که شما ذکر کرده اید!
ثابت کردم که راه حل مشکلات ایران همان ها نیستند که شما گفته اید!
درمیان فتنه هایی که دربرابر مردم ایران قرار دارد، ایران به ورای این اتهامات احتیاج دارد و شما به طمع کسب قدرتی که برایتان ممکن نیست، به سخن چین وسخنگوی ارتجاع منطقه ای وسلطه گران جهانی که مخالف سرسخت دفع عقب ماندگی وانحطاط ایران هستند تبدیل شده اید وآنگاه به چه حقی خود را مقاومت ایران مینامید؟!
دیگر اینکه رژیم هایی با ساختار های اجتماعی – اقتصادی شبیه ایران نمیتوانند درجرگه ی کشورهای قاشیستی قرار گیرند!!
 البته میتوانند آلت دست فاشیزم باشند اما این نوع حکومت ها دربدترین حالت مستبد خوانده میشوند که مسلما قادر به اجرای خرابکاری های وسیعی نخواهند بود که حکومت های پیشرفته مرتکب آن میشوند.
مسئله ی قابل ذکر دیگر این است که خطر فاشیزم هیتلری، بمراتب کمتر از خطر فاشیزم آنگلو ساکسونی است که حی وحاضر وجود دارد وشما بطور شبانه روزی در صدد جلب جمایت آنها هستید وفعلا به عربستان و… سپردنتان!!
 حکومت عربستان را که مظهر استبداد است نیز نمیتوان فاشیست نامید. چرا که این کشور ازلحاظ زیر ساختی، یک حکومت پیش سرمایه داری است وحال آنکه فاشیزم از قلب یک زیر بنای سرمایه داری مالی بسیار رشد یافته  وامپریالیستی بیرون میآید!
آیا هنوز شما و دیگر اعضای باند رجوی باین نتیجه نرسیده اید که بجای عجله کردن و تقبل زحمت مطالعه،  کمتر حرف بزنید وزمانی دست بقلم ببرید که چیز هایی آموخته باشید؟!
نوید

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا