نگاهی به کلمات قصار آقای جمشید پیمان

او در نوشته ای که چیزی جر کنار هم چیدن کلمات قصار و بی ربط نیست، در رسانه های رجوی مطلب سر تا پا شعار دروغین بنام " جناب برج عاج نشینِ،چرا دلشوره داری "؟ درج کرده است که بخاطر سطحی وشعاری بودن نوشته، ارزش بررسی عمیق را ندارد ومن تنها خواستم نگاه کوتاهی بدان انداخته وارزش واقعی خزف و خرمهره ها ی باند رجوی را بشناسانم کم وبیش!
او کالای بنجل رجوی ها را  که مقاومت نامشان داده،بشکل زیر عرضه میدارد:
"… مقاومت ایران چراغ جادو ندارد،امّا مرامنامه و اساسنامه و برنامه مبارزاتی دارد به اضافه ی نیروی اندیشه و زور بازو! چراغ جادو ارزانی کسانی که اینها را ندارند و می خواهند به دیگران بقبولانند که دارند ".
چراغ جادو که بله! اما مشکل دراینجاست که نه چراغ راهنما دارد ونه دنده ترمزی که بصورت منطقی مهارش کند!
مرام نامه ی این باند، ذوب شدن همه در مسعود ومریم است که نشان دادند که گنجایش تحمل این مواد مذاب رانداشتند!
اطاعت بی چون وچرا ازمسعود رجوی سابق؟! و زوج سیاسی جدید- مریم – ترکی فیصل –  احتیاج به اساسنامه ندارد وبنابراین با ادعای اینکه اساس نامه ای دارید که همه را درهر سطحی، موظف به اطاعت از یک پرنسیب انسانی بکند، بیش ازهرچیز، یک دروغگوی وقیح شمرده میشوید!
اگر با نظر من موافق نیستی، بایدتوضیح دهی که کدام بند ازاین اساس نامه ی موجودتان، رهبری موظف به پاسخگویی به افراد  ونشست ها وجلسات آن است و برای یک بار هم که شده،  این پدیده ی مبارک، کی اتفاق افتاده که کسی ازجمله خود شما جمشید پیمان، اطلاعی ازآن ندارید؟!
در تشکیلات مقاومتی شما، صحبت ازکدام مرام نامه میتواند باشد؟!
آیا گرفتن زن وفرزند وشوهر مردم ازدست شان وپیشکش جملگی به رجوی،  ارزش مرامی دارد؟! ودرپیش چه کس ودرمقایسه با چه چیزی؟!!!
آخه هموطن با مرام! این چه مرامی است؟!!
شما حق اندیشیدن نداشتید ورجوی انجام این مهم را به نیابت ازشما بعهده گرفته بود وآنگاه چگونه میتوانید ازقدرت اندیشه ای  سخن بگویید که از یک کله ی گنجشکی تنها وخسته تراوش میکرد، وزور بازوهای پیرتان دیگر چه صیغه ایست؟!
جمشید آقای پیمان مینویسد:
"… مقاومت ایران هدف دارد و راه دارد و چراغ راهنما دارد ".
بلی هدفی داردغیرانسانی وهمه درخدمت ایجاد یک امپراطوری ناهمگون با الزامات زمان برای رجوی خود شیفته وچون این هدف درست نیست – مقدس بودن پیشکش خودتان-، راههای رسیدن به آنهم غیر انسانی وضد بشری خواهد بود و اگرهم چراغ راهنمائی دارد، معیوب وخطر آفرین است!
پیمان با حال مشمئز کننده ای چنین میگوید:
" مقاومت ایران گوشه نشین و غار نشین و پشت کامپیوتر نشین نیست ".
بلی افراد این گروه، اجازه ی چندانی به نشستن درپای کامپیوتر ندارد و البته گاه وگداری برای تایپ کردن ونوشتن اعداد وارقام، ورق بازی وتماشای گیم، به بعضی هایشان اجازه ی دسترسی داشتن به کامپیوتر بدون اینترنت را میدهند  ودراین مورد حق با آقای پیمان است!
اما بیابان نشینی- اگر دست داد غارنشینی چه بهتر!!  دوری ازمردم خصلت عمده ی آنهاست و دراین مورد ادعای آقا جمشید مسموع نیست!!
افراد این مقاومت (مقاومت دربرابر حقایق و انسانیت) گوشه گیر ترین افراد روی زمین هستند و اتهام گوشه گیر نبودن، اتهام وتهمت بزرگی برعلیه آنهاست!
همچنین:
"…  مقاومت ایران از میان مردم ایران سر بر کشیده و در دامن مردم ایران پرورده شده و به مردم ایران متکی است.نیروی لایزالی که سرمایه پایداری و ماندگاری مقاومت است ".
ابدا اینطور نیست. وبرعکس اعضای آن درخانه های تیمی، خارج ازکشور و وبدتردردامان دشمنان متخاصم مردم ایران بوده اند وبعلت انحصار طلب بودن، مراوده ای با مردم نمیتوانند داشته باشند!
کسانی میتوانند درمیان مردم پرورده شوند، که قدرت تحمل پذیری آرا وعقاید دیگران را داشته وبه کثرت نظرات اعتقاد داشته باشند که این امر از باند رجوی ساقط است!
فعلا ماندگاری مقاومت این چنینی، باداد وستد با قدرت های اهریمنی و خیانت به منافع ملی ایران تامین میشود که لایزال نبوده وبرعکس درجای جای آن، همواره بر حساب وکتاب منفعت طلبانه چک وچانه زده میشود وبنابراین مانند بادکنک عظیمی خواهد ترکید: وقع این حالت،  دیر وزود دارد، سوخت وسوز ندارد!!
به یک اعتراف جالب ازاین قره نوکر باند رجوی توجه کنید:
"…  مقاومت ایران از ثروتش، خانه و همسر و فامیلش و اگر لازم باشد از جانش مایه می گذارد و راه باز می کند…".
این مایه گذاشتن بخاطر ونفع کیست؟!
جز مسعود رجوی سابق؟!
چرا باید خانه، فامیل، همسر و… را فدای یک نفری کرد که خود اهل فدا نیست وعمری زندگی شاهانه داشته است؟!
کجای این خونریزی یک جانبه بنفع این زن وشوهر درنده خو، نشانی ازعقلانیت دارد که مقاومت آنچنانی، مفتخر به داشتن آن است!
وحید
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.