مجاهدین خلق

مسعود رجوی عامل تثبیت استبداد در سازمان مجاهدین خلق

مجاهدین خلق در مسیر تغییر سیستماتیک از تولید فکر تا جزمیت
شماره ی آبان ماه نشریه ی مهرنامه، به مناسبت نمایش فیلم سیانور وانتشار اخبار مرگ مسعود رجوی در  گردهمایی اخیر مجاهدین خلق در پاریس، در پرونده ای مفصل به بررسی ریشه های فرقه شدن مجاهدین خلق می پردازد. بیژن مومیوند، دبیر بخش تاریخ و خاطرات مهرنامه در پیشگفتار این پرونده با عنوان” موریانه التقاط” با مروری بر تاریخ مجاهدین خلق و شکل گیری این گروه و ایدئولوژی، آن چنین عنوان می کند که پس از سال ها درگیری و تحقیق درباره ی فرقه ی مجاهدین خلق به نتیجه ی روشنی رسیده است:” دریافتم که التقاط عامل اصلی انحراف و تباهی مجاهدین خلق، گروه فرقان و گروه های دیگر از این سنخ است.”

 بیژن مومیوند درباره ی تغییر ایدئولوژیک در سازمان، قدرت گرفتن تقی شهرام و ترور شریف واقفی و صمدیه لباف توضیحاتی می دهد و در ادامه می نویسد:” { تقی شهرام } در مهر 54 با انتشار بیانیه” اعلام مواضع ایدئولوژیک” تغییر ایدئولوژی را علنی کرد. مسعود رجوی اگرچه در زندان تغییر ایدئولوژی را کودتای اپورتونیست های چپ نما می دانست، اما بعد که جای شهرام را گرفت انحراف در سازمان مجاهدین خلق به اشکال دیگر ادامه پیدا کرد و به زودی مشخص شد که جنایت های او به مراتب ویران گرتر و گسترده تر از اقدامات شهرام بود.”
در این پرونده با ده ها تن از پژوهشگران، فعالان سیاسی، اعضای سابق مجاهدین خلق و… مصاحبه شده یا یادداشت ها و مقالاتی از این افراد چاپ شده است. سعید حجاریان فعال سیاسی اصلاح طلب در گفتاری سه بخشی به اخلاق ستیزی و اخلاق گریزی گروه های چریکی چون مجاهدین خلق می پردازد و گزینه ی سومی به نام اخلاق مقاومت را پیشنهاد می کند و معتقد است که این اخلاق ستیزی حتی اگر در برابر حکومت فاسد باشد در نهایت به درون سازمان نیز کشیده می شود و چنان شد که در سال 54 ستیز با حکومت منجر به ستیز با خودی ها شد. او همچنین اذعان میکند که” تروریسم در هر شکلی غیرقابل قبول است. به خصوص شکل انتحاری آن”. وی براین باور است که اولین افراد یا گروهی که حملات انتحاری انجام دادند،اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند که نمونه ی آن ترور ائمه جمعه است. وی می نویسد:” واقعیت این است که ستیزسازمان را به جایی کشاند که این مسیر را مقابلش قرار داد. حتی باید گفت انتحاری های امروز هم شاگردان همان مشی هستند چرا که می توان ادعا کرد عملیات های انتحاری سال های اخیر گروه هایی همچون داعش و القاعده و… برگرفته از همان مشی سازمان است.”
عمادالدین باقی پژوهشگر تاریخ و علوم اجتماعی در حین نقد و بررسی فیلم سیانور توضیح می دهد که مطالعه و آگاهی گاهی می تواند برون دادی چون تقی شهرام داشته باشد. بدین معنی که شستشوی مغزی منجر به اطاعت کورکورانه و نهایتاً کشتار و ترور می شود. باقی می نویسد:” بسیاری از داعشیان برای پول و قدرت نمی جنگند، بلکه به تصور خود برای خدای خود و اسلام و برای پاک کردن زمین از لوث هرزگی و بی بند و باری و زورگویی قدرتهای جهانی.. می جنگند.”
دراین پرونده، برایند اظهارات مقاله نویس ها و مصاحبه شوندگان آن چه مومیوند در پیش گفتار درباره ی مسعود رجوی ادعا کرده است را از ابعاد گوناگون تأیید می کند. صادق نوروزی مسئول دفتر سیاسی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در سال 54 توسط ساواک دستگیر شد تحلیل خود از تغییر ایدئولوژی سازمان را بیان می کند و به خاطرات خود از زندان از جمله برخوردهایش با مسعود رجوی اشاره می کند. وی معتقد است که افرادی که اهل مبارزه ی چریکی هستند صرفاً عمل گرا هستند و همه چیز را توجیه می کنند.
نوروزی درباره ی مسعود رجوی که در زندان با او هم اتاق بود می گوید:” مسعود رجوی آدم پیچیده ای بود که همان موقع احساس می شد که خودش هم به برخی گفته هایش باور ندارد اما برای حفظ سازمان و ادامه راهش تعصب زیادی دارد. از این جهت موسی خیابانی یا احمد حنیف نژاد مفیدتر از مسعود بودند چرا که وجهه مذهبی داشتند اما مسعود به نظر می رسید که اعتقاد زیادی به مذهب ندارد.” او در ادامه ی مصاحبه از نگاه مستبدانه  ی رجوی به مبارزه می گوید:”رجوی غیر مستقیم یا حتی مستقیم می گفت، هر کس بخواهد مبارزه کند باید همچون ما بیندیشد و مخالف ما موافق حکومت است و هدفش آزاد شدن از زندان. آن ها هر مخالفتی را ضد مجاهد می دانستند و می گفتند از مبارزه بریده است.”
نوروزی معتقد است که رجوی از همان ابتدا به نظر می رسید که مارکسیسم را بیشتر از اسلام قبول دارد و با تأمل در تاریخ سازمان و دیدگاه های سران آن به این نتیجه می رسد که برخی جهت گیری ها از همان ابتدا مارکسیستی بوده و اصلاً کودتایی رخ نداد. وی بر این باور است که مارکسیست شدن سازمان دو عامل داشته است:” اول عدم مرزبندی مشخص با مارکسیست ها و دوم، التقاطی بودن ایدئولوژی از بدو تأسیس.”
شایان ذکر است که مجاهدین خلق تنها در مرزبندی با مارکسیسم مبهم عمل نکردند، در دهه های اخیر به وضوح می توان دریافت که سازمان علیرغم ادعای مبارزه با امپریالیسم و صهیونیسم عملاً با آنها نه تنها تضادی ندارد بلکه مرزبندی هم ندارد. این موضوع در گفتگوی مهرنامه با عزت شاهی، از قدیمی های زندان پهلوی، نیز تأیید می شود. او درباره ی چگونگی سیر شخصیتی مسعود رجوی در مسیر مستبد شدن می گوید:” مسعود، حراف و دیپلمات و پشت هم انداز بود و با توجه به همین خصوصیات کلیه مسائل زندان را تحت اختیار گرفت و به تبع سایرین همچون محمد حیاتی و محمد ضابطی و مهدی افتخاری و… ذیل او تعریف شدند و کسی از او جدا نشد.”
او درباره ی شرایط فعلی سازمان و  مرده یا زنده بودن رجوی می گوید:” مجاهدین امروز خیزش ندارند  و تنها ریزش دارند. عاقبتشان را ببینید. شعار مبارزه با امپریالیسم می دادند ،اما الان جیره خوار آن ها هستند و حتی محل اسکان شان را هم مدیون امریکا هستند.” وی در ادامه می گوید:” مسعود به نظرم چندسالی ست که مرده است اما مسئله این است که او سمبل و رهبر این گروه است و علت عدم اعلام نیز برای جلوگیری از ریزش است.”
از دیگر مصاحبه شونده های پرونده ی مهرنامه درباره ی مجاهدین خلق و التقاط، مهدی طالقانی فرزند آیت ا.. طالقانی ست که از او با عنوان” فرزند رسانه ای آیت ا.. طالقانی” یاد شده است. او درباره ی مجاهدین خلق می گوید:” مجاهدین خلق بسیار مزورانه عمل می کردند و هر کجا فرد برجسته ای می دیدند، کنارش می نشستند و عکاسشان هم عکس می گرفت.” وی درباره ی برخوردهای آیت ا.. طالقانی و کمیته ی انتظامی وی با عنوان” گروه های امداد طالقانی” با مجاهدین خلق، توضیحاتی می دهد و در خاطره ای از برخورد مرحوم طالقانی با مسعود رجوی پس از تلاش کمیته برای خلع سلاح کردن مجاهدین می گوید. بر اساس اظهارات مهدی طالقانی، مرحوم آیت ا.. پس از آنکه مسعود رجوی با عصبانیت به نزد ایشان برای دادخواهی می آید، ایشان او را با خشم از دفترش بیرون می کند و می گوید:” مگر قرارنبود دست به سلاح نبرید؟ رجوی می گوید: نبردیم و آقا به او می گوید: خود من از آن جا رد شدم و دیدم نفرات شما اسلحه به دست در حال رژه رفتن هستند. تو غلط کردی که دروغ می گویی.” چنانچه در همین بخش کوچک از خاطرات طالقانی می توان دریافت مسعود رجوی همواره شخصیتی فریبکار بوده است که به گفته ی مهدی طالقانی” رذالت های خاص خود را داشت.”
در ادامه ی این پرونده  مصاحبه ی مفصلی با یکی از افرادی که سودای آزادی و مبارزه ی جانفشانانه در راه خلق داشت، وجود دارد که نکات جالبی را درباره ی مناسبات درونی و آن چه باعث” مرگ باورهای” او شد را روشن می کند. رفعت یزدان پرست آوارگی در ترکیه و عراق را به جان خرید و نهایتاً با کشف هویت مجاهدین خلق همه ی انگیزه و دغدغه هایش برای پیوستن به ان ها را از دست داد. او درباره ی ذات مجاهدین می گوید:” امام علی (ع) می گوید: حرف حق می زنند و اراده ی باطل می کنند. مجاهدین هم چنین بودند هر چند که همه ی گفته هایشان زائیده ی ذهن رجوی نبود. می گویم سازمان مجاهدین خوب بود اما رجوی فردی خود فروخته بود.” وی در ادامه درباره ی شخصیت نیرنگ باز رجوی می گوید:” نمی توانم بپذیرم کسی که با ان افکار آشنا بوده این گونه حب مقام و ریاست داشته باشد. جالب است که همه ی آن چیزی که الان می گویم، او هم فهمیده بود و در سخنرانی هایش که تبدیل به کتاب شدند نیز آمده است. پس رفتارها  و اقدامات رجوی حاصل جهل نبوده بلکه حاصل خیانت بوده است.”
عباس سلیمی نمین چهره ای اصول گرا که زمانی هوادار سازمان مجاهدین خلق بود در مقایسه رجوی با تقی شهرام می گوید:” قطعاً استبداد رجوی بیشتر از شهرام است. شهرام به خاطر کشتن و سوزاندن مخالفانش زبانزد است، اما آن چه رجوی بعداً از خودش نشان داد فاجعه آمیز است؛ یعنی کسی را صرفاً به خاطر یک حرف که آن زیر سئوال بردن عملکرد سازمان بوده است، 10 سال در زندان انفرادی عراق نگه داشته است.” سلیمی نمین توضیح می ذهد که چگونه سازمان های متعهد به مبارزه مسلحانه دچار جزمیتی می شوند که به تدریج رأس هرم سازمان تحمل آرا دیگری را در برابر خودش نخواهد داشت. او معتقد است که رجوی اگر چه در زندان بود اما در تغییر ایدئولوژی سال 54 سهیم بود.
عباس سلیمی نمین درباره ی چرایی توقف تولید فکر در سازمان – با توجه به آن که زمانی خود مسعود رجوی درس گفتارهای تبیین جهان را در دانشگاه برگزار می کرد – به نیکی توضیح می دهد:” سازمانی که سرکوب فکر دارد دیگر تولید فکر ندارد. الان رجوی سال هاست که نیست و از نظرها غائب است.. اما اعضا نمی دانند که زنده است یا مرده. وقتی مسئول امنیتی سابق عربستان در پاریس به مرگ رجوی اشاره کرد خیلی ها دچار بهت شدند که آیا چنین چیزی هست! ولی سازمان باز هم سکوت کرد و چیزی نگفت. در فضای بسته انتظار دارید تولید فکر صورت بگیرد؟”

مزدا پارسی

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا