مسعود رجوی

حرف های رجوی ها ادعایی بیش نیست

ضرب المثلی است که می گوید، آدم دروغگو کم حافظه است. با اندک تاملی در ریشه اعلام نبرد مسلحانه سازمان می توان به وضوح دریافت که علت العلل  آن عدم دستیابی به قدرت بوده است. در بیانات رئیس جمهور ترور شده به دست سازمان یعنی آقای رجایی؛ قدرت طلبی مسعود رجوی کاملا آشکار است. ایشان در سخنانش بعد از فرار آقای  ابوالحسن بنی صدر خاطره ای را نقل کرد که به ایشان سفارش کرده تا مسعود رجوی را در کابینه اش بپذیرد. اما آقای رجائی در پاسخ آقای بنی صدر می گوید ایشان را نمی پذیرم و سازمان پس از یاس رسیدن به قدرت و شخص رجوی مسیر سازمان را از فاز سیاسی به فاز نظامی تغییر می دهد. این خاطره عمق فاجعه سقوط رجوی را از مجاهد خلق بودن به مجاهد کسب قدرت به تصویر می کشد. این فرد با ادعاهای تو خالی میگوید برسر قدرت با کسی رقابت نداریم و مریم قصد دارد با شخصیت کاریزماتیک خودش قدرت را از جمهوری اسلامی به مردم منتقل نماید.

اگر هدف قدرت نیست رئیس جمهور انتصابی بیانگر چه مفهومی است که به مریم اعطا می شود می توانست عنوانی سازمانی یا انقلابی را به او داد!

عدم صداقت مسعود کاملا هویداست و مریم تشنه تر از او برای تصاحب قدرت. اگر مردم میدانند پس انتخاب کردن را هم میدانند. پس چه نیازی به قیمان فراری از وطن!؟ مردم که گذشته سازمان را دیده اند به درستی میدانند که سازمان تنها برای کسب قدرت وارد فاز نظامی شد و الا زمینه برای گفتن حرفهایش هر روز در میتینگهای خیابانیش فراهم بود.

مسعود به دنبال سودای قدرت، مریم شیفته قدرت را برای خوش خدمتی بیشتر به عنوان رئیس جمهور منصوب کرد.

سازمان هیچ رقیبی را در قدرت بر نمی تابد. ساده لوح آنانی که با این طناب به چاه ویل مریم و مسعود بیاویزند و در صددند هر روز  جوانان بی گناه ما را برای تحقق مطامعشان به هلاکت دعوت کنند. اگرچه آنان نیز همان خوابی را برای رقبای خویش می بینند که سازمان دیده است خواب خوش رویای رسیدن به قدرت به هر قیمت ممکن اگرچه در خواب بینند پنبه دانه.

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا