مجاهدین خلق

جهاد اکبر یا تهاجم بر شأن و شرافت انسان ها!؟(2)

جهاد اکبر یا تهاجم بر شأن و شرافت انسان ها!؟
( نقدی بر عملیات جاری و غسل هفتگی مجاهدین خلق)
” غسل هفتگی” نشستی است که به صورت هفتگی”( و آن هم بین لایه های مختلف تشکیلاتی ) برگزار می شود ولی تفاوتش با” عملیات جاری” ( نشست های روزانه) گذشته از هفتگی یا روزانه بودن این دو نشست، در اینست که؛”غسل هفتگی” (به زعم خود مجاهدین)؛”خلص جنسی” و در برگیرنده ی لحظه هایی است که آلوده به” جنسیت” می باشد ،اما عملیات جاری ،”خلص فردیت” و شامل لحظه هایی است که آلوده به دید طبقاتی و ارزش های فردی اعضا می باشد.” انقلاب ایدئولوژیکی” ( پس از پدید آمدن) چندین مرحله و” بند” را در پی آیند خود آورد که هر کدام از این مراحل خود به زیرمجموعه هایی منتهی گردید. انقلاب ایدئولوژیکی که طراح اصلی آن رجوی بود ولی از بس بین اعضای تشکیلات اصطلاح” انقلاب مریم” را تلفظ کردند که واقعاً به خیلی افراد اینطور القا شده است که”مریم” بانی و خالق انقلاب مزبور بوده است. به هر جهت، انقلاب ایدئولوژیکی، نشست هایی را تحت عنوان” دوران” در پی آورد که از جمله ی آن ها نیز” غسل هفتگی” بود. همان طور که اشاره شد، نشست های” عملیات جاری” در راستای نقد و جراحی لحظه های آلوده به فردیت و دیدگاه های طبقاتی و هرآنچه ارزش هایی که از جامعه و خانواده در فرد رشد کرده و با او به تشکیلات آورده شده و حالا در طی روزهای کاری اش بروز و ظهور نموده؛ در این نشست ها مورد تهاجم قرار می گیرد. اما مهاجم کسی نیست جز خود فرد! و”جمع” مانند مشوق فرد عمل می نمایند. مگر این که فرد در این تهاجم زیاد مایه نگذارد که آن وقت”مسئول او و سپس جمع بر او شوریده و او را به جلو هل می دهند و وسط گود مبارزه پرتش می نمایند. اما در نشست های”غسل هفتگی” خود فرد، لحظه های آلوده به جنسیت ( اعم از گناهان و خطاهای جنسی که در طی هفته عملاً مرتکب شده و یا آنچه در رؤیاها و تفکراتش و در حد نیت و میل قلبی به انجام آن اندیشیده باشد) را در حضور جمع مطرح و به اصطلاح بر این” لحظه ها” تهاجم می نماید. مراد از اطلاق واژه ی” غسل” ، القا این مطلب است که افراد با طرح مسایل شان اقدام به غسل و یا شستشوی روحی خود می نمایند! در نشست های غسل هفتگی و عملیات جاری گاه مواردی از خیالات و گناهان ( توسط برخی افراد) مطرح می شد که انسان از بازگویی و حتی شنیدن آن موارد شرمگین می شود. این که مهوش سپهری به افراد می گفت :”لحظه های خود را تماماً بریزید روی دایره و از این که برخی اعترافات شما بوی چاه توالت و بوی گند می دهد ناراحت نباشید!” به خاطر همین بود که واقعاً برخی موارد خیلی شرم آور بود. اما مجاهدین هدفی را که دنبال می کردند خیلی برای خودشان مهم تر بود تا استشمام بوی گند این قبیل اعترافات! مهم این بود که افراد از هر هویت، شأن و شخصیت انسانی تهی شوند. غیر از این که این اعترافات کتبی روزی در آینده ( و در صورت تمرد افراد و جدا شدن شان از مجاهدین) به کار مجاهدین می آمد، کمترین دستاورد این اعترافات این بود که تشکیلات با شناخت از افکار و درون افراد از آنها سواری می گرفت. همان طور که ذکر شد ، برخی از این اعترافات واقعاً مشمئز کننده بود اما مجاهدین (و شخص رجوی) افراد را مطمئن کرده بودند که تمام این اعترافات بعداً سوزانده می شود. مثلاً یک بار رجوی یک دستگاه کاغذ خرد کن آورده بود و هنگام نشست ( غسل هفتگی) به افراد گفت” ببینید! کاغذها ( اعتراف نوشته ها) را جلوی خودتان دارم خرد و نابود می کنم.” بعد یکی دو نوشته را گذاشت داخل دستگاه و خرد کرد. اما افرادی که بعدها جدا شدند وقتی سازمان در برابر افشاگری هایشان کم آورد، همان نوشته های ایام نشست ها را رو کردند و به تخریب شخصیت این افراد پرداختند. مثلاً سازمان گفت؛” این افراد مشکلات اخلاقی و جنسی داشته اند و خودشان هم قبلاً این را نوشته اند و این دلیل اخراج شان بوده است!…”
در نشست های” عملیات جاری” خود فرد ( سوژه) ابتدا د رمقام یک”راوی” یا گزارشگر، اصل موضوع را ( با نام”فاکت” ) قرائت می نمود. پس از اعلام و قرائت اصل اتهام ( که سوژه برای خود و به خویشتن نسبت می داد) خودش در مقام دادستان و همانند مدعی العمومی که متن” کیفرخواست” را در محضر دادگاه قرائت می کند، از زبان خود متهم یک به یک افعال گناه و یا رؤیاها و جرایم بالقوه ی خود را بر می شمرد. بعد از این مرحله ،”سوژه” تغییر مقام و موضع داده و این بار با تهاجم به مواضع و اندیشه های قبلی با آوردن براهین و دلایلی باید به نفی خویشتن می پرداخت. پس از این تهاجمات بی رحمانه، فرد (سوژه) در مقام یک تایب و پشیمان از افعال و اندیشه های مزبور، در حضور جمع التزام و تعهد می سپرد که از این پس” بچه ی خوب و حرف شنوی” باشد و جز با” چشم خواهر مریم” دنیا را ننگرد و همیشه یادش باشد خودش هیچ پخی و هیچ عددی نیست که بخواهد” فکر” کند و به وادی اندیشه گام بگذارد. اما او (سوژه) صرفاً و منحصراً به اظهار ندامت و التزام سپردن کفایت نکرده و برای این که سنگ تمام بگذارد ، خودش باید حکم و نوع مجازات خویش را معلوم و اعلام نماید.”سوژه” تحت عنوان” رهنمود عملی” هم در مقام” قاضی” و صادر کننده ی حکم و هم در مقام مجری حکم رهنمود یا حکمی برای” آدم شدن” خودش صادر می نماید که این حکم بسته به نوع جرایم متفاوت خواهد بود. مثلاً رهنمود (حکم) می دهد؛” برای این که از این پس دچار چنان” لحظه هایی” نشوم پیشنهاد می دهم مرا به مدت یک ماه جهت شستن دستشویی ها به کار بگمارید!…”
پایان قسمت دوم
ادامه دارد…

برای مشاهده جداول و عکسهای مربوط به نشست ها اینجا را کلیک کنید.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا