مجاهدین خلق

کنکاشی در قتل علی زرکش(2)

کنکاشی در قتل علی زرکش
قسمت دوم
محمد حسین سبحانی، بیست و دوم آوریل
همانطور که در قمست اول این کنکاش مطالعه کردید، در نامه مسعود رجوی که با دست خط خود به آقای سعید شاهسوندی نوشته بود ، علت زندانی کردن زرکش را ( رجوی آن را پنهان نگاه داشتن زرکش از انظار نام برده است) تغییر موضع وی دانسته است، که به دلیل اینکه دشمن متوجه تغییر موضع او نشود، مدتی از انظار پنهان بوده است.
ادامه مطلب:
اما تغییر موضع! علی زرکش چه بوده که مجازات اعدام و زندان توسط سازمان مجاهدین را در پی داشت؟
اگر چه رجوی تاکنون در این مورد سکوت مطلق کرده است، ولی می توان حدس زد که با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی ایران در سال ۱۳۶۴ و نتیجه ندادن استراتژی” مبارزه مسلحانه” و سپس راه انداختن” انقلاب ایدئولوژیک” و ازدواج مسعود و مریم رجوی،” تغییر موضع” علی زرکش چه خواستگاهی داشته و چگونه مسعود رجوی توانسته با” ترور سرد” علی زرکش و دیگر منتقدین سیاسی و استراتژیک خود را حذف کند.
اگر به زمان محاکمه و زندانی کردن علی زرکش در آبانِ ماه سال 1364 (1) نگاهی بیندازیم و مسائل مهم سیاسی و تشکیلاتی که سازمان در آن مقطع با آن درگیر بوده و می توانسته موجب اختلاف نظر و”تغییر موضع” علی زرکش شود را مرور کنیم، با سه موضوع مهم برخورد خواهیم کرد.
براساس آنچه تاکنون سازمان مجاهدین بطور رسمی اعلام کرده است. علی زرکش نویسنده بیانیه شورای مرکزی درمورد ضرورت طلاق مریم عضدانلو از ابریشمچی و سپس” ازدواج مسعود رجوی با مریم عضدانلو” در30 خرداد 1360 می باشد. در صفحه
« ما در راس هرم رهبـری خود و صرفاً در همـین نقطه خـواستار یـگانگـی هـر چه بیــشتر و نا مشروط طــرفین منجمـله یگانگــی خانوادگـی آنــها بـودیم و به هیچ وجه نمی توانستیم و نمی باید کمترین دوگانگی یا مشروط بودن این رهبری را به غیر آن، پذیرا شویم.» ( پایان نقل قول )
آقای مسعود رجوی نیز در مراسم ازدواج خود با مریم عضدانلو در پاریس ( شهرک اوورـ سورـ واز) گفت:
« پیشنهاد را علی زرکش فرستاده بود و عقل خودم!! به این پیشنهاد ( ازدواج با مریم عضدانلو) راه نبرده بود (2)……. بعدها شنیدم که علی زرکش در رابطه با همین پیشنهادی که خودش فرستاده بود ملتهب و مریض هم شده بود و……بعد نوشته محمود عطایی رسید…. بله این دو کوه مرد، این دو شیرآهن کوه مرد با مریم و مهدی عزم ما را جزم کردند.» (خط کشی های زیر متن از نگارنده است.)
بنابراین براساس گفته های سازمان مجاهدین و مسعود رجوی و همچنین شواهد مستندی که وجود دارد دلیل اصلی” تغییر موضع” علی زرکش نمی توانسته ازدواج مسعود رجوی و مریم عضدانلو و بحث های”انقلاب ایدئولوژیک” باشد.
سازمان به عراق.
بحث روابط با عراق بعد از ملاقات مسعود رجوی با طارق عزیز معاون نخست وزیر وقت رژیم صـدام حسین در 19 دی 1361 آغاز شد و روابـط گسـترده مالی و تدارکاتی و تسلیحاتـی از همان وقت بین سازمـان و عـراق بوجود آمد. این مسئله نشان می دهد که علی زرکش با این ارتباطات و مناسبات باصطلاح سیاسـی با عـراق مشکلـی نداشته است. ضـمن اینکه در آبان 1364 که زمان دستگیری علی زرکش و انتقال وی به زندان بوده، اساساً بحث انتقال مرکز ثقل سیاسی و تشکیلاتی سازمان و رفتن مسعود رجوی به عراق (3) مطرح نشده بود. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که محور اختلاف علی زرکش با مسعود رجوی و” تغییر موضع” وی”روابط با عراق” هم نبوده است.
امـا آخـرین مـوضـوع مهم سـیاسـی و تشـکیلاتـی کـه در قـبل از آبـان مـاه 1364 می توانسته مورد اختلاف نظر، و به قول آقای رجوی” تغییر موضع” علی زرکش شده باشد، به جمع بندی سالیانه استراتژی سازمان در مهر ماه هر سال برمی گردد.
حداقل در سه سال متوالی در سال های 1361 و 1362 و 1363 جمع بندی های استراتژی”مبارزه مسلحانه” بین فاصله زمانی اواخر تابستان تا اوایل پاییز صورت گرفته است و این تاریخ دقیقاً با زندانی شدن علی زرکش در آبان ماه 1364 هم زمان می باشد و می توان گفت که اختلاف علی زرکش با مسعود رجوی پیرامون نتیجه ندادن استراتژی”مبارزه مسلحانه” برای سرنگونی رژیم بوده است.
جدا از شـواهدی که نشان می دهد، اختلاف علی زرکش با مسعـود رجـوی پیرامون” مبارزه مسلحانه” بوده است، من یک بار شخصاً در اواخر سال 1368 نقل قولی را در همین رابطه از مهدی افتخاری ( 4) شنیده ام. در سال 1368 و بعد از بحث های” انقلاب ایدئولوژیک” که منجر به طلاق های اجباری شد، مهدی افتخاری به علت مخالفت با آن تحت برخورد تشکیلاتی قرار گرفت و تمامی مسئولیت های گذشته وی از او گرفته شد. وی و عـلیرضا معـدنچـی (5) و من تحت مسئولیت زهره شفایـی (6) در بـخش آمـوزش کار می کردیم. یک روز با مهدی افتخاری در اتاق کار نشسته بودیم و با یکدیگر صحبت می کردیم و وارد باصطلاح بحث های محفلی!! شدیم، او می گفت:
“علی بر سر نحوه کشاندن نیروی اجتماعی و مردم به میدان مبارزه علیه رژیم با مسعود اختلاف نظر داشت”
جدا از این نقل قول مهدی افتخاری که عضو دفتر سیاسی وقت سازمان در زمان دستگیری علی زرکش بود، می توان به مضمون نامه های علی زرکش به همسرش مهین رضایی قبل از عملیات باصطلاح” فروغ جاویدان” نیز اشاره کرد.
البته سازمان مجاهدین مدعی است که این نامه ها قلابی می باشد و توسط رژیم جمهوری اسلامی دستخط علی زرکش جعل شده است که البته می توان حدس زد براساس همان استدلالی که علی زرکش زندانی شد،( یعنی جلوگیری از سواستفاده رژیم) این دروغ (جعل شدن نامه های علی زرکش توسط رژیم) نیز براساس همان استدلال در سازمان توجیه و امکان طرح پیدا می کند.
علی زرکش در نامه ای برای همسرش مهین رضایی که در یکی از نشریات سازمان ( نشریه انجمن دانشجویان مسلمان خارج از کشور شماره 145 و 148 ) در شهریور1367 به چاپ رسید، نوشته بود:
« مسعود و بدنبال آن مرکزیت تصمیم به عملیات نهایی گرفته اند با این ذهنیت که اولاً بدلیل وضعیت متزلزل رژیم و بریدگی نیروهایش مانع عمده ای بر سر راه نیست. ثانیاً کلیه عملیات گذشته با موفقیت روبرو شده، ثالثاً پای اصلی ثبات نظام شکسته است و…. صحبت هایی که قبل از بوجود آمدن شرایط جدید داشتیم، صحبت از حرکت بهمن وار توده ها بود و این برخلاف گفته های مسعود در نشست است که در تشریح عملیات، روی پارامتر مردم جایی باز نکرد و میخواهد با یک ضربه تنه رژیم را واژگون کرده و مردم را به صورت تماشاچی پشت رینگ نگهدارد.آنجا که در مقابل سوال یکی از خواهران مبنی بر احتمال عدم حمایت مردم گفت که مردم اگر با ما نیستند، بر ما هم نیستند و مردم تابع قدرتند و پس از این که کفه قدرت به نفع ما چربید، آنــها هم خواهند آمد. و نتیجه عملی این خط یعنی حرکت جدای از توده ها، یعنی اراده گرایی…………این شرایط عیناً هفت تیر و یادآور آن روزهاست و این بار چندم است که سازمان از همان سوراخ گزیده می شود، و به یک اشتباه استراتژیک دیگر تن می دهد و این هم چیزی نیست جز سر فرود آوردن در مقابل شرایط که تحمیل گشته و این خود صد مرتبه بدتر از خودبخود گرایی است که به من نسبت می دادند…. زمانی که وضعیت من اینطور نبود، طی بحث هایی با مسعود و حمید ( محمود عطایی) و شریف ( مهدی ابریشمچی) و………. داشتیم بارها گفتم حرکتی که پشتوانه آن مردم نباشند، با یک بند و بست و با یک تغییرفاز رژیم، مواجه با بن بست خواهد شد و…»
( پایان نقل قول)
قسمت آخر این مطلب در روزهای آینده بر روی سایت آوا خواهد آمد.
ززیرنویس ها:
(1) جلسه اصلــی محاکمه علی زرکش حدود پنــج ماه بعـــد از 30خرداد 1360 و ماجراهای موسوم به”انقلاب ایدئولوژیک” برگزار شده بود.
( کتاب”اسناد مکاتبات مسعود رجوی و من” به قلم آقای سعید شاهسوندی)
(2) البته این بدین معنی نیست که سخنان مسعود رجوی در مراسم ازدواج خود با مریم عضدانلو در 30خرداد 1360 درست و صحیح می باشد و واقعاً پیشنهاد ازدواج با مریم عضدانلو و انقلاب ایدئولوژیک به ذهن علی زرکش و محمود عطایی رسیده باشد، چرا که اساساً خالق این تئوری شخص مسعود رجوی بوده است. ولــی برای اینکه میزان گناه این مسئله را از روی دوش خود کاهش دهد، چُنان می گوید. چنانچه در مراسم دیگری مسعود رجوی گفته بود که مریم( عضدانلو) و مهدی (ابریشمچی) بدون اطلاع من از یکدیگر طلاق گرفته بودند.( جهت اطلاعات بیشتر پیرامون این موضوع می توانید به مقاله نگارنده تحت عنوان” نگاه جدید سازمان مجاهدین به بحث طلاق و انقلاب ایدئولوژیک بعد از سرنگونی صدام حسین” در آرشیو سایت مهدیس مراجعه کنید.
(3) در 23 اردیبهشت ماه 1365شورای ملی مقاومت با صدور بیانیه ای اعلام کرد که بنا به تصمیم شورا، محل اقامت مسئول شورا از اروپا به خاک کشور عراق منتقل می شود. در این پیوند در صفحه 101 کتاب ارتش آزادیبخش ملی ایران نوشته شده است:
“شورای ملی مقاومت این انتقال را برای گسترش و سازماندهی نیروهای مسلح انقلاب از نزدیک امری لازم و آخرین گام برای عبور به خاک میهن می داند.”
خط کشی زیر مطلب از نگارنده است.
همچنین در همین صفحه از کتاب می خوانیم:
“در 17 خرداد 1365 مسعود رجوی مسئول شورای ملی مقاومت کشور فرانـسه را به مقصد عراق ترک گفت و در فرودگاه بغداد رهبر مقاومت مورد استقبال رسمــی قرار گرفت. متعاقباً دیدار وی با آقای صدام حسین رئیس جمهوری عراق سیاست صلح مقاومت ایران را در بالاترین سطح تثبیت کرد.”
(4) مهدی افتخاری با نام های تشکیلاتی”فرمانده فتح الله” و”ناصر” یکی از مسئولین قدیمی سازمان مجاهدین خلق است که از سال 1368 خواستار خروج از این سازمان می باشد، ولی آقای رجوی با زندان و فشارهای مختلف تشکیلاتی مانع جدایی وی شده است. وی از زندانیان سیاسی رژیم شاه می باشد که بعد از 22 بهمن 1357 مسئولیت سازماندهی نیروهای سازمان در ارتش و سپاه و مراکز امنیتی رژیم جمهوری اسلامی را برعهده داشت. وی بعد از مخفی شدن مسعود رجوی و شروع” مبارزه مسلحانه” در 30 خرداد دکتر بنی صدر و مسعود رجوی را به وسیله هواپیمایی به خلبانی سرهنگ بهزاد معزی از پایگاه نیروی هوایی تهران بر عهده داشت. این عملیات از طرف مسعود رجوی به نام” عملیات پرواز بزرگ” نامگذاری شد و به دلیل تلاش های افتخاری در اجرای موفقیت آمیز این طرح لقب” قهرمان” به وی داده شد.
سازمان تا کنون فقط به چند نفر در زمان حیاتشان لقب” قهرمان” داده است. افتخاری و علیرضا باباخانی و همچنین محمد رضا کلاهی و مسعود کشمیری عاملین انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست وزیری رژیم جمهوری اسلامی از این جمله هستند. مهدی افتخاری بعد از شروع”مبارزه مسلحانه” در 30 خرداد 1360 فرماندهی” ستاد اطلاعات” ــ که شاهرگ حیاتی سازمان محسوب می شود ــ را برعهده داشت. چهره افتخاری تا سال 1364 مانند علی زرکش برای کلیه اعضای سازمان ناشناخته بود و حتی در فاز سیاسی به دلیل مسئولیت او در مورد نیروهای نفوذی و هوادار سازمان در ارتش و سپاه پاسداران،از دید همگان مخفی بود. وی حتی به پایگاه انزلی ستاد اصلی سازمان در تهران نیز تردّد نداشت یا حداقل من وی را در آنجا ندیدم. هنگامیکه رجوی در پاریس بود، مهدی افتخاری مسئول”ستاد اطلاعات” سازمان و در آلمان مستقر بود و تـمام بـخش های اطلاعاتی سازمان از آلـمان کـنترل و رهـبری می شد. نخستین بار تصویر مهدی افتخاری در مراسم سخنرانی و تشییع جنازه و خاکسپاری مهدی ورمزیاری ( وی از همافرهای نیروی هوایی و مسئولین بخش” ارتش” بود. لازم به یادآوری است که قبل از تاسیس ارتش آزادیبخش ملی در عراق، در تشکیلات سازمان بخشی به نام”ارتش” وجود داشت که بطور اختصاصی به سازماندهی و تشویق پرسنل نظامی به جدایی از ارتش رژیم جمـهوری اسلامـی می پرداختند.) در کربلا در نشـریات سازمـان در سـال 1365به چاپ رسید. سال 1381 در اطلاعیه اعلام جدایی آقای مسعود طیبی از اعضای سابـق شـورای مرکـزی سازمان به محاکمه مهدی افتخاری در نشست های این فرقه در شهریور 1380 اشاره کرده که نشان می دهد وی همچنان تحت فشار و برخورد می باشد.
نامه زیر مربوط به یکی از همین” قهرمانان” است که در صفحه قبل توضیح داده شد و باید از رجوی پرسید این” قهرمان” عملیات ویژه کیست؟ آیا کشمیری است یا کلاهی یا باباخانی؟
(5) علیرضا معدنچی با نام تشکیلاتی علی صفا اهل همدان و از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین می باشد، وی بعد از22 بهمن 1357 به دستور سازمان در رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی مشغول به کار شد و به نقل از خودش مسئول یکی از گفتارها و برنامه های سیاسی در رادیو شد وی در سـال 1359بر اساس خط و طرح از قبل پیش بینی شده سازمـان، در یک برنامه مستـقیم با حمله به حزب جمهوری اسلامی به عنوان اعتراض از کار در رادیو استعفا و مخفی شد. عمدتاً علیرضا معدنچی در بخش های تبلیغاتی و سیاسی سازمان در عراق مشغول به کار بود، ولی در مقطع تجاوز عراق به کویت، به دلیل اینکه سازمان می خواست در قبال این تجاوز مجبور به موضع گیری های علنی سیاسی به نفع رژیم صدام حسین نشود، صدای مجاهد و برنامه تلویزیونی خود را تعطیل کرد و کادرها و مسئولین آن را به بخش ها و ستادهای دیگر سازمان منتقل کرد که علیرضا معدنچی به سیسیتم آموزش تحت مسئولیت زهره شفایی منتقل شد. قبل از حمله نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا به رژیم صدام حسین، سازمان طی یک برنامه ریزی حدود 200 الی 250 نفر از کادرهای خود را از عراق خارج و به اروپا منتقل کرد که علیرضا معدنچی نیز در بین آنان بود. وی هم اکنون در برنامه تلویزیونی سازمان به عنوان کارشناس سیاسی برنامه اجرا می کند. خواهر وی مهتاب معدنچـی نیز از اعضـای سازمان و در عراق می باشد. نام علیرضا معـدنچـی در لیست شـورای مرکزی در مهر ماه 1370 به عـنوان” مسئول نهاد” قید شده است.
(6) زهره شفایی اهل اصفهان و از زندانیان آزاد شده از زندان های رژیم جمهوری اسلامی بود. وی در سال1365 ازایران به ترکیه آمد. من در زمانیکه در استانبول بودم وی در یکی از پایگاه های سازمان بطور آزمایشی فعالیت می کرد. وی بعد چند ماه از استانبول به بغداد منتقل شد و بعد از مدتی ازدواج کرد. همسر وی با نام تشکیلاتی مسعود ( اسم اصلی وی را بخاطر ندارم.) در عملیات” فروغ جاویدان” کشته شد. وی بعد از بحث های” طلاق های اجباری” رشد سریعی پیدا کرد و به عنوان عضو هیئت اجرایی و مسئول دفتر فهیمه اروانی معرفی شد
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا