مجاهدین خلق

نامه ای به مهندس علی اکبر راستگو

در حاشیه اطلاعیه کانون آوا
نامه ای به مهندس علی اکبر راستگو

کانون آوا، بیستم نوامبر 2006
مسعود خدابنده، هجدهم نوامبر 2006
با سلام فراوان.
اطلاعیه کانون آوا با تیتر”مجاهدین بازنده اصلی انتخابات آمریکا” به تاریخ پانزدهم نوامبر و پاسخ مریم رجوی و سازمانش را که کانون آوا بصورت کامل در مطلبی تحت عنوان”پاسخ مجاهدین به اطلاعیه کانون آوا” در تاریخ هجدهم نوامبر منتشر کرده است را خواندم.
قبل از هر چیز اجازه بدهید به بار نشستن فعالیت های مستمر شما و دوستان دیگرمان در کلن آلمان را تبریک گفته و شهادت بدهم که اگر نبود بخاطر فعالیت های شما و دوستان نجات یافته دیگرمان و اگر نبود بخاطر شاهدان زنده ای که با به دوش کشیدن کوله باری از درد سالها زندان و شکنجه دست از فعالیت برای نجات دیگرگروگانهای فرقه برنداشته اند، مسلما کسانی که مبدا حرکتشان تحریم و سپس بمباران کشورمان است، استعمال مجدد رجوی و فرقه اش بعد از سقوط ولینعمت سابقشان صدام حسین را در دستور کار قرار داده و به مرحله اجرا در آورده بودند. این را نه من که تمامی دست اندرکاران، چه موافق و چه مخالف اذعان دارند.
آقای راستگو، واکنش از سر آشفتگی با وقفه و عصبی مریم رجوی و سایت رسمی مجاهدین خلق به اطلاعیه کانون آوا بی جهت نیست.
خانم رجوی طبق معمول همیشگی اش با آویختن سخیفانه به دامن”جمهوری اسلامی ایران” که شباهت اسمی آن با”جموری دموکراتیک اسلامی ایران” ساخته شده توسط”سازمان مجاهدین خلق” را به سختی می توان نادیده گرفت به هذیان هایی روی آورده که طبعا از تکرار آن شرمنده ام. ادبیاتی است که جز از ایشان و سازمان تحت رهبریش نمی توان توقع داشت.
لازم به تاکید دیدم تا یادآور شوم که همانطور که میدانید، چه بنده، چه شما و چه دیگر انجمن ها و شخصیت های نجات یافته از فرقه بیش از یک دهه است که از ایشان دعوت علنی بعمل آورده و خواستار مناظره ای علنی و رو در رو با ایشان و یا نماینده انتخابی ایشان در مکان و زمان انتخابی ایشان شده و البته تا کنون جوابی دریافت نکرده ایم. شاید نیاز به تاکید مجدد نباشد که طبعا نجات یافتگان از فرقه می توانند در چنین رو در رویی علنی ای مدارک دال بر مزدوری دو دهه گذشته مریم رجوی، همسرشان مسعود رجوی و دولت در تبعیدشان،”جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران” برای صدام حسین برعلیه مردم ایران و مردم عراق و همچنین مدارک قتل امریکاییان و اروپاییان و مدارک مشخص جنایات جنگی و جرایم ضد بشری ایشان به استناد نشریات و مدارک خودشان را عرضه کرده و ایشان نیز توهمات و هذیانات ذهنی خود دال بر همکاری بنده، شما و یا دیگر دوستانمان با”جمهوری اسلامی ایران” را ارائه دهند. بنظر می رسد تا همینجا علت فرار مریم رجوی از رو شدن دست ها مشخص شده باشد که البته گمان نمی کنم در این دوره و زمانه دیگرایرانی ای بیابید که حد اقل با گوشه هایی از سابقه درخشان!!”جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران” که مریم رجوی سیزده سال است خود را”رئیس جمهور” آن می داند آشنا نباشد. در همین رابطه بر نقش دوستان نجات یافته از سیاهچال های فرقه و عزم جزمشان با تمام زخم هایی که بر روح و جسم دارند تاکید کرده و با اجازه شما دستاوردهای دوستان در افشای چهره ضد میهنی و ضد بشری رهبران فرقه رجوی را به تک تک دوستان در هر کجای جهان که هستند تبریک می گویم. تبریک نهایی انحلال کامل فرقه و ورود مریم و مسعود رجوی به دادگاهی صالح جهت پاسخ گویی به جنایات جنگی و جرایم ضد بشری شان انشاالله در آینده ای نزدیک.
آقای راستگو،
یک دهه آمادگی نجات یافتگان از فرقه برای روبرو شدن با سران فرقه را متذکر شدم و سرباز زدن ها و وحشت های مریم رجوی از نگاه کردن در روی کسانی که به شکنجه گاههای صدام فرستاده ولی بر خلاف انتظارش نه تنها زنده مانده اند که پایشان به کشورهای آزاد هم رسیده.
اگر چه وحشت رجوی در این مرحله را می توان حدس زد ولی واقعا نمی دانم مریم رجوی و ایضا شوهرش مسعود رجوی از آغاز چنین بی جربزه بوده اند یا این که دو دهه کشتار و جنایت تحت ریاست صدام حسین چنین نحیف و رنجورشان کرده. هرچه هست شخصا امیدم نه به قبول مناظره ای علنی از طرف او که بیشتر چشم انتظار دادگاه مریم رجوی از یک طرف و کشف مخفی گاه مسعود رجوی و بدادگاه کشیدن وی از طرف دیگر هستم.
آقای راستگو، نمی دانم به خاطر دارید یا خیر، همین مریم رجوی را که دست به کمر زده توضیحات کشاف می داد که”غلبه بر امپریالیسم امریکا قدم اول است و هدف جامعه بی طبقه توحیدی در سراسر جهان است” و بحث می کرد که”تحت رهبری رهبر خاص الخاص ایدئولوژیک (که منظورشان همسرشان بود) می توان و باید”!. حال بنگرید که پاسخ گویی در مقابل مردم پیشکشش، جربزه حضور در مقابل قربانیان درون فرقه ای خود را هم ندارد و هر بار نام یکی از آنها برده می شود سه شب تب و لرز می کند. به هرحال اگر چه جای هردو آنها در دادگاه صدام حسین خالی است ولی به امید خدا سوخت و سوز نخواهد داشت.
اطلاعیه شما تحلیلی از تاثیرات نتایج انتخابات ایالات متحده امریکا بر وزارت دفاع آمریکا، نو محافظه کارو لابی اسرائیل در واشنگتن و لندن و النهایه و بخصوص استعفای آقای رامسفلد و عقب نشینی جدی کسانی بود که بدنبال حل مسئله ایران از طریق گزینه نظامی بودند. بر کسی (البته بجز افراد گرفتار در فرقه) پوشیده نیست که مجاهدین خلق و مریم رجوی در سه سال اخیر صد در صد امیدشان و آخرین راه چاره ای که یافته بودند تقاضاهای مکرر استخدام رسمی توسط برخی از افراد این جناح در آمریکا و اسرائیل بود و شاید نیازی به توضیح بیشتر در مورد خود شیرینی های اضافی و مشمئز کننده ایشان و سازمان تحت فرمانش برای رسیدن به مقصود یعنی قبول شدن بعنوان مزدور و مواجب بگیر برای اربابی جدید نباشد.
فقط اشاره ای می کنم به مصاحبه مامور سابق سیا که گفته بود”این ها کارهایی را برایمان انجام می دهند که خودمان از انجامش شرممان می شود” می کنم و خاطرنشان می شوم که مصرف کنندگان در سه سال گذشته (بدلیل همین خودشیرینی های اضافه بر دستور و مشمئز کننده رجوی) نه تنها نیازی به خارج کردن نام فرقه از لیست های تروریستی ندیدند که اتفاقا استفاده در حین نگه داشتنشان در لیست را بی خطر تر یافتند. اطلاعیه کانون آوا خود بهتر توضیح داده است
“…آنان سه سال ونیم بدنبال سراب طرف حساب شدن با آمریکا رفتند ولی اکنون سرگردان در بازیهای سیاسی شده اند.اگر چه مجاهدین پیرو استراتژی تکیه بر قدرت های خارجی بجای تکیه به مردم ایران برای رسیدن به قدرت تلاش داشتند ولی این شکست ها هرگز دور از انتظار آگاهان سیاسی نبوده است ومهمتر آنکه تغییری در نتیجه حوادث ناگوار آینده برای مجاهدین نخواهد داشت…”.
در حماقت فرقه نشینان همین بس که فکر می کردند اگر صدام بر ایران غلبه کند جایی به رجوی خواهد داد و همین بس که سه سال اخیر را در این فکر بوده اند که اگر کشور ایران توسط اسرائیل و امریکا اشغال گردد صندلی ای هم نصیب فرقه نشینان خواهد شد. البته نه صدام توانست ایرانیان را شکست داده و بر کشور چیره شود و نه اسرائیل و آمریکا دیگر امیدی به اشغال کشور دارند ولی کاش رجوی بجای تمام ولعش در ازبرکردن صفحات کتب روانشناسی و کنترل فکر و… دقایقی را هم صرف مطالعه تاریخ معاصر می کرد.
سه سال است که به امید”جناح جنگ طلب پنتاگون و راست ترین، کریه ترین و نژاد پرست ترین جناح های اسرائیل” (که بواقع مورد تنفر شهروندان عادی خود اسرائیل هستند) به هر کاری دست زدند که شاید حداقل از لیست خارجشان کنند (که نمی دانم واقعا مثلا اگر خارج می شدند چه کار می خواستند بکنند بجز مثلا حق سفر به بلژیک و نروژ بعنوان یک پناهنده بعد از سه دهه باصطلاح فعالیت سیاسی. راستی کسی از فرقه نشینان هست که بتواند بگوید چرا سفارت امریکا در عراق دیروز”منوچهر محمدی” را حلوا حلوا کنان بصورت اختصاصی از وسط بیابان به آلمان و سپس به واشنگتن برد ولی حاضر نیست حتی نیم ساعت به مزخرفات مریم رجوی و فرقه مجاهدین گوش بدهد؟ آیا این هم بخاطر این است که”قدر رهبر خاص الخاص” را در جهان نمی دانند؟ ).
به هر حال، اکنون همان جناح در انتخاباتی سراسری نه تنها عقب نشینی جدی ای را متحمل شده که در درون خودش هم در مورد تئوری های”جنگ افروزی بعنوان اولین انتخاب” و”حملات نظامی پیشگیرانه” دچار چند دستگی و هرج و مرج است. گمان می کنم ضربه ای که این بار بر فرقه وارد شده است اگر بیش از ضربه سقوط ولینعمت سابقشان نباشد، کمتر از آن نیست. سقوط صدام اگر به زمینشان زد، ولی این بار بوضوح می بینم که ضربه انتخابات درونی امریکا و واکنش های بین المللی بر علیه”تئوری جنگ افروزی بعنوان اولین انتخاب” کمرشان را شکسته. این را هم البته فقط من نمی گویم.”همه” و به معنی واقعی کلمه”همه” (باز بجز فرقه نشینان) می گویند. قبول ندارند یک مثال متفاوت از یک نفر که در منصبی در کشوری در جهان مسئولیتی جدی داشته باشد بیاورند.
و البته سفسطه های رجوی در هفته های آینده را هم می توانم حدث بزنم. مگر همین زن نبود که گناه شکست کودتای 30 خرداد و فرار سران فرقه به اروپا را به گردن میلیشیا (و نه رجوی) انداخت و گناه کشتار عملیات احمقانه دروغ جاویدانش و باز فرار سران فرقه دو روز قبل از کشتار نهایی را به گردن کسانی که جان و عزیزانشان را به مسلخ بردند (و نه رجوی) انداخت و گناه بیست و هفت سال سردواندن و به کشتن دادن جوانان مردم ایران در بیابان های عراق را به گردن صدام و سقوطش (و نه رجوی) انداخت. فکر می کنید این بار گناه خودسوزی ها و خودکشی ها و دربدری ها و آوارگی های گروگان های فرقه در اشرف را جز به گردن رامسفلد و نو محافظه کاران امریکا ( و نه رجوی) خواهد انداخت؟ فکر نمی کنید در درون باز باید شاهد جلسات خودزنی اعضا و اعترافاتشان به قبول تقصیر باشیم که باعث شدند کارآنقدر طول بکشد که”رامسفلد” هم برود؟ فشار بر فرقه نشینان برای قبول تقصیر کثافت کاری های اخیر مریم رجوی و همسر مفقود الاثرش قریب الوقوع است و فرقه نشینان قدیمی تر مسلما از هم اکنون بوی شروع”فاز جدید!! انقلاب درونی” را استشمام کرده اند.
شاید سوال اصلی از بدنه فرقه و بخصوص کسانی که مراحلی مشابه مرحله کنونی را بارها و بارها تجربه کرده اند این باشد که تاریخچه بیست و هفت سال گذشته سازمان به کنار ولی:
آقایان و خانم ها، سه سال و اندی است که به زور می خواهید مشاور وزارت دفاع امریکا شوید تحویلتان نمی گیرند، مشاور سرویس های مخفی کشورهای غربی شوید تحویلتان نمی گیرند، مشاور راست ترین و منفور ترین جناح های کشور اسرائیل و مشاور جنگ طلب ترین عناصر نومحافظه کار امریکا شوید و پستان میزنند (گمان نمی کنید وقتی نفرمعلوم الحال و پیشانی سفیدتان در مراکز لابی اسرائیل روزها در راهروهای پنتاگون می نشیند و وقتی از وی میخواهند بیرون رود، با خواهش و تمنا اصرار می کند که اگر کار دیگری ندارند برایشان”قهوه” بیاورد که باز با مسخره از وی میخواهند که خیر لازم نکرده و ایشان بیرون رفته سرافکنده و روی پله های بیرون می نشیند تا پلیس محل میآید و با تذکر پلیس مجبور به ترک ورودی ساختمان وزارت دفاع امریکا شود شاید دلیلی برای این کارشان داشته باشند؟). و سه سال است که به هر سازی که برایتان زده اند بجای یک بار دوسه بار رقصیده اید (فکر نمی کنید دلیل اخراج نفرتان از راهروی پنتاگون ارتباط مستقیم با همین زیاده روی های مشمئز کننده تان داشته؟). حال ممکن است بفرمایید بجز مشاوره دادن به این و آن که چگونه و به چه طریق باید مردم ایران را تحریم کنند و به چه طریق باید سرزمین ایران را اشغال نمایند و کجا بمب بیاندازند و کجا نیاندازند، خودتان چه می کنید؟ چه حرکتی را خودتان انتخاب کرده و خودتان (و نه امریکا و اسرائیل) دنبال می کنید؟ ایدئولوژی تان، استراتژی تان، تاکتیکتان چیست؟ مردم در برنامه هایتان کجا هستند و کجا قرار می گیرند؟ و الا آخر؟
فکر نمی کنید بعد از سه دهه زدن بر سر و مقصر جلوه دادن عالم و آدم از”جمهوری اسلامی” تا”نومحافظه کاران آمریکا” و از”وزارت اطلاعات رژیم ایران” تا”عالی رتبه ترین نفرات رهبری خودتان پس از خروج از فرقه” ، زمان آن رسیده باشد که بالاخره یک بار هم شده بجای کلمات و مضامینی همچون همین نوشته عصبی و سخیفی که در قبال اطلاعیه کانون آوا بیرون داده اید چندی هم بدنبال این باشید که این شور بختی و این عاقبت (واقعا خدا چنین خفتی را نصیب دشمن هم نکند) که گرفتارش شده اید از کجا سرچشمه گرفته و چرا و چگونه؟
با تشکر از وقت شما و با عرض ارادت به تمامی دست اندرکاران کانون آوا و با آرزوی آزادی هر چه زودتر گروگان های کمپ اشرف (که شخصا فکر نمی کنم به بیش از چند ماه دیگر بطول بکشد) و انحلال نهایی فرقه رجوی
مسعود خدابنده
لیدز انگلستان
هجدهم نوامبر 2006

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا