عملکرد سازمان مجاهدین خلق

بی شرافتی فرقه رجوی در حق جداشدگان در آلبانی

سران فرقه رجوی تجربه زیادی در خصوص خدمت گذاری به کسانی که بعنوان ارباب و ولی نعمت شان شناخته می شوند، دارند. مهم نیست آنان امروز در خدمت چه کسی و فردا در خدمت چه کسی باشند. مهم این است که آنان همیشه باید آویزان یک کشور بیگانه و ضد ایرانی باشند تا به حیات فیزیکی ننگین خود ادامه دهند.
سران فرقه رجوی در هر شرایطی اهل معامله اند و متاعی که آنان به فروش می رسانند عزت، شرف، غرور و خون یک ملت است. حال خریدار آن صدام حسین باشد، یا شیخ سعودی، آمریکا باشد یا اسرائیل.
سران مجاهدین با حضور ۳۰ ساله شان در خاک عراق و با وطن فروشی، جاسوسی و ریختن خون حافظان این مرز و بوم به یک ثروت افسانه ای دست یافتند. حال در اوج تنفر مردم ایران به اردوگاهی در آلبانی تبعید شده اند.
شیوع ویروس کرونا و همه گیر شدن آن باعث شد شرایط در همه جا از جمله آلبانی هم تغییر کند.
فرقه رجوی که اکنون ۷ سال از حضورشان در خاک آلبانی می گذرد، تا قبل از شیوع ویروس کرونا بطور مستمر مقامات آلبانی را با همان شیوه هایی که در عراق بکار می گرفتند به کمپ خوشان دعوت می کردند. تا با دادن کادوهای گرانقیمت آنان را تطمیع و از امکانات دولتی بر علیه جداشدگان، همچنین فعالیت های تبلیغاتی خودشان نهایت استفاده را ببرند.
بدین ترتیب مقامات آلبانیایی به جیره و مواجب شان می رسیدند و سران فرقه رجوی هم به خواسته های کثیف و ضد انسانی شان.
البته عمده فعالیت سران فرقه رجوی در آلبانی بر علیه جداشدگان است تا به هر نحوی شده از دست آنان خلاص شوند. چرا که در قوانین فرقه افراد تا زمانی ارزش دارند که در داخل فرقه و در خدمت اهداف سران آنان بکار گرفته می شوند. در غیر این صورت چنین افرادی بعنوان «دشمن» شناخته می شوند.
بنابراین علاوه بر تطمیع مقامات دولتی و محلی آلبانی توسط فرقه رجوی بنوعی مغزشویی نیز بر روی آنان انجام می گیرد تا این افراد را نسبت به جداشدگان بدبین کنند.
از جمله بستن حساب های بانکی تمام نفرات جدا شده، که با تلاش خودمان فقط توانستیم سپرده هایی را که داشتیم پس بگیریم ولی حسابهای ما را بستند که البته این کارشان به این دلیل بود که می خواستند به هر ترتیبی که شده ما از آلبانی خارج بشویم . چون بودن ما در آلبانی به ضرر سران فرقه است.
«مجاهدین» با این کار می خواهند هم به نفرات داخل فرقه بگویند که دیدید کسانی که از ما جدا شوند دولت آلبانی آنها را بیرون می کند. هم اینکه اعضای فعلی، ما را در خیابان های تیرانا نبینند که آزادانه و با لباسهای مناسب گشت و گذار می کنیم و آزادیم هر طور که خواستیم زندگی کنیم. علیرغم اینکه از فرقه بیرون آمدیم ولی شرایط مناسبی برای یک زندگی شرافتمند را داریم.
ضمن اینکه سران فرقه می خواهند به آن نفراتی که از خود فرقه مواجب می گیرند بفهمانند که شما هم مانند بقیه می توانید از آلبانی بروید و کمکتان هم می کنیم.
البته برای سران فرق نمی کند. آنچه که خواست آنهاست اینکه هیچ جدا شده ای در آلبانی نباشد. بخصوص ماها که با فرقه نیستیم.
به عنوان نمونه من با خیلی از پزشک های اینجا در ارتباط هستم. وقتی به آنها برای پیگیری کار خودم یا سایر بچه ها مراجعه می کنم. اول فکر می کنند که هنوز در فرقه هستیم. ولی وقتی برایشان توضیح می دهم که ما جدا شدیم بحدی خوشحال می شوند که حساب ندارند. بلافاصله شروع می کنند کارهای ما را سریع راه انداختن.
اینکه فرقه رجوی در تبلیغات خودش ادعا می کند که مردم و شخصیتهای آلبانی با آنها هستند دروغ محض است. به عنوان مثال «مجاهدین» یک تعداد کارگر برای کارهای داخل کمپ دارد. به آنها حقوق می دهد و هر از چند گاهی به خانواده آنها هم هدیه ای درب منزلشان می برند. از همین کارهایشان هم عکس و فیلم می گیرند. سپس تبلیغ می کنند که اهالی با ما رابطه نزدیک دارند!
در یک کلام بگویم «مجاهدین» هیچ محبوبیتی در بین مردم آلبانی ندارند. تمام کارهایشان را با پول حل و فصل می کنند. برخی از مردم اینجا هم چون به سوابق تروریستی و جنایتکارانه آنها اشراف ندارند و از طرفی نیاز مالی هم دارند. لذا برای آنها کار می کنند.
بنابراین این یک امر طبیعی است که برخی از اهالی فقیر اینجا برای فرقه رجوی کار کنند.
دکترها هم که بطور طبیعی برای ویزیت به داخل اردوگاه «مجاهدین» می روند چون سران فرقه نمی خواهند اعضای محصور در داخل کمپ بیرون بیایند. چون می ترسند کله شان هوای بیرون بخورد و آنوقت که به دردسر خواهند افتاد.
اما در ترددات شان اینها برای هر کاری بصورت چند نفره بیرون می آیند. که یکی از مسولین بالا با فاصله همراه اینهاست که مبادا آنها با کسی مانند ما حرف نزنند و یا ارتباطی بر قرار نکنند. ولی نفراتی که طرفدارخودشان هستند و در خارج هستند مرتب به آلبانی می آیند.
خلاصه اینکه؛ اینها آنقدر علیه ما در وزارت خانه های آلبانی سم پاشی کرده اند که اگر با تلاش خودمان نبود تا بحال حتی برگه اقامت هم به ما نمی دادند.
سران منفور فرقه با مسئولین کمیساریا زدوبند کردند تا اینکه بالاخره این ارگان ارتباطش را با ما قطع کرد. و کلا” با ماها کاری ندارد. اصلا جوابی هم به ما نمی دهد.
همچنین دولت آلبانی می گوید شما با این گروه آمدید و این گروه قبول کرده که مخارج جدا شده ها را تامین کند. پس اجازه کار برای شما نمی دهیم. اینقدر اینها سنگ اندازی کردند که حد و حساب ندارد بنحویکه که الان خود بچه ها کارهای آزاد پیدا کردند با حقوق مختصر که فقط بتوانند زندگی کنند.
الان هم بدلیل شیوع ویروس کرونا، بهانه خوبی دست سران فرقه افتاده که نفرات داخل دیگر بیرون نمی آیند و از این بابت سران فرقه خوشحال هستند. چون در این مدت کسی نمی تواند به این بهانه از فرقه جدا شود.
حرف آخرم اینکه عملکرد سران فرقه رجوی در کشور آلبانی نه در کادر یک مقوله سیاسی می گنجد نه اجتماعی و نه حتی انسانی، بلکه هرچه هست یک بی شرافتی محض است که در سایه سالها زندگی در کنار جانیان و بیگانگان شکل گرفته و آنها همچنان میدان دار شرارت های کثیف در حق جداشدگان از این فرقه منحوس هستند.
توضیح: آقای غلامعلی میرزایی درجه دار ارتش در همان اوایل سال ۱۳۵۹ در ۱۱ مهر ماه در مرزهای جنوبی کشور توسط ارتش عراق اسیر شد. وی در خرداد سال ۶۷ به تشکیلات فرقه رجوی پیوست. و به مدت سی سال در این گروه حضور داشت. وی می گوید: نزدیک به نه سال در اردوگاهای مختلف عراق با سخت ترین شرایط سپری کردم و در همین سالها بود که با یک سری تبلیغات فرقه رجوی که در اردوگاه ها و زندان های صدام حسین جهت جذب و کشاندن اسرای جنگی به سمت خودشان انجام می گرفت، آشنا شدم.
من که همسر و فرزند داشتم بعد از اتمام جنگ و در سال ۶۸ به تشکیلات فرقه رجوی پیوستم. اما در طی این سالیان هر آنچه را که شنیده بودم تماما خلاف گفته هایی بود که در اردوگاه شنیده بودم. از دروغ ،ریا ، چاپلوسی، خیانت، وطن فروشی و جاسوسی. تمام اینها با پوشش به اصطلاح مبارزه و آزادی برای مردم ایران صورت می گرفت. آقای غلامعلی میرزایی در مهر ماه سال ۹۷ در آلبانی از تشکیلات «مجاهدین» جدا شد.

نویسنده : غلامعلی میرزایی عضو پیشین مجاهدین – آلبانی

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا