مسعود رجوی

آقای رجوی در انتخاب وکیل تجدید نظر کن

فشار احضار 104 نفر از گردانندگان اصلی باند رجوی توسط دادسرای کیفری تهران، این گروه ضد ملی و تروریست را چنان آشفته حال کرده که برای فرار از معرفی وکیل متوسل به موهوماتی خنده دار شده است.

گفته اند که “آزادی ” نخستین وکیل آنهاست!

که دانسته نیست که ” آزادی” که یک مقوله مفهومی میباشد، چگونه میتواند وکیل مدافع گروهی جنایتکار باشد و جای وکیل عینی را که چیزی جز یک انسان حقوقدان نیست، بگیرد.

از طرف دیگر، مجاهدین خلق در طول این 4 دهه با آزادی مخالف بودند و یا هیچ تصور و تعریفی از آن نداشتند که اگر التزام عملی به آزادی داشتند، در وهله اول از امتیازات این آزادی بنفع زیردستان و باصطلاح همرزمان خود استفاده میکردند و نمیگذاشتند که آنها به انسان های برده صفت تبدیل گشته و یا این فرزندان ساده لوح ملت ایران را چنان دچار تبعات وحشتناک شستشوی مغزی نمیکردند که احساس انسانی خود را ازدست بدهند و عملا برضد آزادی قیام و قعود کنند.

از این رو مفهوم “آزادی” و موجودیت مادی باند رجوی در حکم دو پارامتر نامتجانس عمل کرده و دشمن همدیگر شناخته میشوند و روشن است که رجوی نمیتواند دشمن خود را بعنوان وکیل مدافع خود تعیین و معرفی کند!

دومین گزینه فرقه رجوی برای معرفی وکیل، برابری است که نظر به مناسبات موجود دراین فرقه وحشتناک کاملا روشن شده که صحبتی از برابری در این سازمان جهنمی وجود ندارد که اگر داشت، بقیه افراد مثل مریم و مسعود زندگی کرده و از امکانات اشرافی آنها استفاده میکردند و همانطور که این زن و شوهر حق داشتن همسر را دارند، بقیه نیز داشتند که عملا میبینیم که چنین چیزی وجود ندارد و مقوله “برابری” بعنوان یک چیز ممنوع و دشمن شمرده شده در روابط سازمانی مجاهدین ، منطقا نمیتواند وکیل این سرکردگان 104 نفری باشد!

سومین وکیل معرفی شده باند رجوی برای وکالت، “حقوق بشر” است که اینهم مفهومی است که از طرف مسعود و مریم رجوی با استعانت از بقیه متهمین، در شدیدترین نوع ممکن زیر پا گذاشته میشود. طوری که افراد از ابتدائی ترین حقوق مانند داشتن خانواده و تماس با خانواده خود ( پدر و مادر…) کاملا محروم اند و در مناسبات سازمانی هم حق رای و انتخاب کردن و شدن ندارند و از حق مسافرت، استفاده از تعطیلات و حق سفر و… بی بهره اند. نمی توانند انتخاب کنند چه لباسی بپوشند، چه حرفهایی بزنند، چه خواب هایی ببینند، چه رویاهایی در سر بپرورانند.

عدالت اجتماعی و اقتصادی هم واژه هایی شبیه موارد بالا هستند و رجوی ها این مورد را بعنوان وکیل خود معرفی کرده است.

این در حالی است که هر انسان منصف با کمی سواد سیاسی میداند که رژیم سلطه گر آمریکا بزرگترین دشمن عدالت اجتماعی و اقتصادی هستند و این درحالی است که تنها امید واهی رجوی برای کسب قدرتی که سخت موهوم مینماید، دامنی جز دامن پلید و کثیف این جهانخوار و اذنابش را پیدا نکرده تا با چسبیدن به آن ، چیزی در ایران را تصاحب کند.

بنابراین رجوی ها دشمن عدالت اجتماعی و اقتصادی هم میباشند و نباید توقع داشته باشند که این مفهوم هم وکیل آنها باشد.

سرراست تر اینکه، مقولاتی مانند آزادی، حقوق بشر، عدالت اجتماعی ( برابری اجتماعی و اقتصادی ) مفاهیمی هستند که بشریت مترقی در طی تکامل تاریخی خود آنها را کشف کرده و با تئوریزه کردن آنها، برای بهبود زندگی اش بکار گرفته است و این مفاهیم جدا از بشر موضوعیتی ندارند و نمیتوانند خودبخود منشآ خیر و شری باشند .

از این رو این وکلای جدیدا معرفی شده رجوی، موجودیتی مانند موجودیت یک انسان حقوق دان ندارند و نمیتوانند نقشی ارائه کنند و هدف رجوی از معرفی این وکلای موهوم، بمنزله کش دادن موضوع برای عدم معرفی چیزی است که دادگاه او را بعنوان وکیل برسمیت میشناسد و البته این تشبثات هیچ کمکی به رجوی برای فرار از دست دادگاه که تشکیل اش در شرایط کنونی به یک ضرورت زمان تبدیل شده، نخواهد کرد!

رضا اکبری نسب – عضو خانواده های قربانیان رجوی

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا