اسناد واقعی بجا مانده از مجاهدین (اعضا و مسئولین جدا شده از مجاهدین بعنوان سند زنده و فیلم های مخفی ملاقات مسعود رجوی و روسای سازمان اطلاعات و امنیت و استخبارات عراق) گویای گوشه ای از حقایق وابستگی تام و تمام رهبران مجاهدین به عراقی ها و بطور خاص صدام حسین در زمینه تسلیح و تدارکات مالی از طرف عراقی ها بوده است!
نقد و بررسی اسناد تسلیحات و مهمات مجاهدین در عراق – بخش اول

1."سند پرداخت 8 میلیون دلار از سوی مجاهدین به دولت عراق به ازای دریافت 4 میلیون دینار عراقی در سال 1987 (فروردین 1366) طبق نرخ دولتی"

شکل سند، نشان دهنده تبدیل 8 میلیون دلار آمریکایی به 4 میلیون دینار عراقی در سال 1987 میلادی است.اما باید دید که این سند در محتوی بیانگر چه چیزی است؟
بنظر نمی رسد که این سند منافاتی با زندگی چند هزار نفر و مخارج آن در عراق داشته باشد.چرا که حتی اگر واقعی بودن سند مفروض باشد،بیان استقلال یک گروه سیاسی هم پیمان با صدام حسین در عراق نیست!
اما وصل کردن این سند به پرداخت هزینه های اعلام شده مجاهدین به ارتش عراق نیز حکایت دیگری دارد که در آینده به آن می پردازیم.
2.اسناد خرید تسلیحات و مهمات از ارتش عراق:
الف."رسید پرداخت 11.014.000 دینار از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران به وزارت دفاع عراق بابت خرید سلاح و مهمات"

ب. "رسید پراخت 11 میلیون و 925 هزار دینار از سوی مجاهدین به ارتش عراق بابت خرید کلت کمری و موشک انداز آر پی چی 8 "

ج."رسید پرداخت 3 میلیون و 277 هزار و 167 دینار و پرداخت 83.975 دلار از سوی ارتش آزادیبخش ملی ایران به ارتش عراق بابت خرید 85 قطعه سلاح و مهمات و تجهیزات نظامی."

نقد و بررسی اسناد خرید سلاح و مهمات:
سند اول مربوط به سال 2000 و سند دوم مربوط به سال 2001 و اواخر عمر حکومت صدام حسین است.و اما سند سوم مربوط به سال 1992 میلادی است که سه امضاء کننده دارد.
اما قبل از هر چیز باید پرسید که "علی قادری" بعنوان پرداخت کننده پول از طرف مجاهدین و فردی بنام "عمر"،"مسئول امور نظامی" از طرف عراقی کیست؟
معرفی علی قادری:
حسین داعی الاسلام با نام مستعار "علی قادری"از مسئولین بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین است و هم اکنون نیز در عراق و در قرارگاه اشرف بسر می برد.او از معاونین تیپ های عملیاتی مجاهدین بوده و با همین سمت نیز در عملیات موسوم به فروغ جاویدان شرکت داشت.علاوه بر حسین،بقیه اعضاء خانواده او نیز از مسئولین و فعالین مجاهدین در عراق و… می باشند؛ فاطمه داعی الاسلام و زهرا داعی الاسلام دو خواهر حسین داعی الاسلام با سمت شورای رهبری مجاهدین و حسن داعی (حسن داعی الاسلام) برادرش از مسئولین لابی مجاهدین در آمریکا می باشد.
علی قادری یا همان حسین داعی الاسلام از سال 1371 به بعد در بخش روابط خارجی مجاهدین (در عراق)تحت مسئولیت مهدی ابریشمچی و عباس داوری قرار داشته و با سازمان اطلاعات و امنیت عراق موسوم به "مخابرات " همکاری نزدیک و جدی داشت.مسئولیت او همینگونه مراودات با سازمان اطلاعات و امنیت عراق است که نمونه آن را در سند ارائه شده از طرف مجاهدین مشاهده کردید.
معرفی طرف عراقی بنام "عمر" (مسئول امور نظامی)
بخش "روابط خارجی" سازمان مجاهدین در عراق که مسئول ارتباط با سازمان اطلاعات و امنیت عراق بود در پایگاهی بنام "جلالزاده واقع در بغداد مستقر شده و تحت مسئولیت مهدی ابریشمچی و عباس داوری اداره می شد.
تصویر ماهواره ای از منطقه "ساحه الفردوس"(میدان فردوس) که بخش زیادی از پایگاه های مجاهدین در بغداد از جمله پایگاه جلالزاده (دفتر مجاهدین در بغداد)،در این منطقه قرار داشت. از سال 1371 زمانی که ساکنان عرب نشین و گروه های عراقی حملاتی به این پایگاه ها انجام داده بودند و بخاطر جلوگیری از خروج و فرار اعضاء معترض، دور تا دور ساختمان های این منطقه را دیوار های بتونی 4 متری پیش ساخته نصب کرده بودند تا هر گونه ورود و خروجی بجز درب اصلی، غیر ممکن باشد!آثار این دیوار ها در عکس ماهواره ای که با خط چین زرد رنگ مشخص شده دیده می شود.

پایگاه جلالزاده تنها پایگاه علنی سازمان مجاهدین تا سال 1371 بود که بعنوان دفتر رسمی سازمان مجاهدین در بغداد تلقی می شد.پس از آن نیز این دفتر همچنان برای مجاهدین حفظ شد اما در مقاطع مشخصی نیز خالی از سکنه بود.پایگاه جلالزاده، یک ساختمان 5 طبقه بزرگ بود با 2 ورودی که به خیابان های شمال شرق و جنوب غرب ساختمان منتهی می شد.درب شمال شرق مربوط به ترددات مجاهدین و درب جنوب غرب ساختمان متعلق تدارکات مجاهدین و افسران اطلاعات و امنیت عراق بود.در همسایگی دیوار به دیوار ظلع جنوب عربی ساختمان جلالزاده یک ساختمان کوچک دیگر نیز قرار داشت که متعلق به سازمان اطلاعات و امنیت عراق بود.بین این دو ساختمان یک درب تردد کوچک وجود داشت که برای ارتباط سریع مسئولین مجاهدین و عراقی کارگذاری شده بود.(فیلم تحویل گیری پول از سازمان اطلاعات و امنیت عراق توسط مجاهدین در همین ساختمان بصورت مخفی فیلم برداری شده که رابط تحویل گیرنده از طرف مجاهدین نیز "احمد باطبی با نام مستعار رحیم است.)بعبارتی تردد مسئولین روابط خارجی مجاهدین از پایگاه جلالزاده (دفتر مجاهدین) به ساختمان اطلاعات و امنیت عراق که بصورت روزانه و فعال بود از همین درب انجام میشد تا نمود بیرونی نداشته و کسی از خیابان، چنین تردداتی را مشاهده نکند.
مسئول ساختمان اطلاعات و امنیت عراق در جوار ساختمان دفتر مرکزی مجاهدین در بغداد(جلالزاده) فردی بنام "عمر" بود.درجه نظامی این فرد "مقدم"(سرهنگ) بوده که بعد ها تا درجه سرتیپی ترفیع داشت.اما مجاهدین او را در درون روابط خود بنام "افسر عمر"خطاب می کردند.
"افسر عمر"،افسر همطراز و در واقع مسئول ارتباط با مهدی ابریشمچی و عباس داوری از طرف سازمان اطلاعات و امنیت عراق بود.
مجاهدین،تمامی درخواست های اوکی شده و به تصویب رسیده در ملاقات های رجوی با مسئولین عراقی را از طریق "افسر عمر" پیگیری و به انجام می رساندند."افسر عمر"مسئول اجرایی و هماهنگ کننده ارگان های عراقی با مجاهدین بود.اما او نیز افسر مافوقی داشت بنام "احسان" که جزو افسران عالیرتبه سازمان اطلاعات و امنیت عراق بوده و رابط مسعود رجوی با ارگان ها و وزارت خانه های عراقی بود.
حال پس از معرفی "علی قادری"(حسین داعی الاسلام) و افسری بنام "عمر" می پردازیم به اسناد ارائه شده از طرف مجاهدین در زمینه خرید سلاح و مهمات!
همانطور که ملاحظه میکنید،هر 3 سند ارائه شده، دستخط یک ماشین تایپ دستی قدیمی واز کار افتاده ای است که هیچ مرجع عراقی قبل از سقوط صدام حسین از چنین فرمولی برای ارائه سند استفاده نمیکرده اند.اسناد رسمی عراقی اولا سیاه و سفید نبوده و رنگی بوده و دوما با آرم نهاد های صادر کننده در سربرگ سند همراه بوده است. و مهم تر اینکه تمامی اسناد رسمی عراقی از نوع چاپی افست و فیلم وزینگ بوده است.
اما خارج از شکل اسناد که در چند برگ معمولی ساده سازی شده، محتوی و درونمایه اسناد آن هم با نام و امضاء چند عراقی که قبلا با مجاهدین در ارتباط بوده و یا با مجاهدین کار می کردند، خنده دار و نزدیک به شوخی می نماید!
چرا که اسناد واقعی بجا مانده از مجاهدین (اعضا و مسئولین جدا شده از مجاهدین بعنوان سند زنده و فیلم های مخفی ملاقات مسعود رجوی و روسای سازمان اطلاعات و امنیت و استخبارات عراق) گویای گوشه ای از حقایق وابستگی تام و تمام رهبران مجاهدین به عراقی ها و بطور خاص صدام حسین در زمینه تسلیح و تدارکات مالی از طرف عراقی ها بوده است!
در همین زمینه برای روشن شدن بخشی از زوایای پنهان وابستگی تسلیحاتی مجاهدین به عراقی ها متن پیاده شده ویدئوی بخشی از ملاقات مسعود رجوی و سپهبد "صابر الدوری" مسئول اداره "مخابرات"(سازمان اطلاعات و امنیت) عراق در سال 1991 را از نظر می گذرانیم؛
گزیده ی متن پیاده شده از ویدئوی ملاقات مسعود رجوی با سپهبد "صابر الدوری" مسئول سازمان اطلاعات و امنیت عراق در سال 1991 (پس از اتمام جنگ کویت):
رجوی: برای اینکه به سایر مطالب برسیم، چهقدر وقت دارم؟ ما نمیخواستیم مزاحمتان بشویم؛ مهم این است که مطالبم را بگویم. شما تا کی وقت دارید؟
صابر: من امروز کاملاً در اختیار برادر مسعود هستم.
رجوی: تا نصف شب؛ باشد؟ (خندة حضار) میخواهم به مسائل نظامی بپردازم. یادتان هست که ما قبل از جنگ، با دکتر سبعاوی ملاقاتی داشتیم و من در آن جلسه خواستار ملاقات با شما شده بودم. یادتان هست؟ مسائلی در آن ملاقات مطرح کردم. [البته] من نمیخواهم بگویم که خیلی چیزها حالیام است؛ در واقع میخواهم بگویم که این رژیم را خوب میشناسم؛ چون دشمن من است! سه سال بعد از آتشبس ما یک چیزی از شما خواستیم: اینکه ما را از نظر نظامی آماده کنید. یا شما با آن رژیم صلح میکنید و به ما میگویید سلاحهایتان را پس بدهید و یا اینکه هم شما و هم ما به آمادگی نظامیان جهت مقابله با رژیم نیازمند خواهیم بود. من این مطلب را بهطور مفصل برای آقای رئیسجمهور نوشتم و خواهش کردم شما هم حتماً این نامه را بخوانید………
رجوی: ببینید کدام یک از نکاتی را که میگویم، میتوانید انجام دهید.
صابر: آیا منظورتان درخواستهای نظامی است که قبلاً برای ما ارسال کردهاید؟
رجوی: نظر شما به قطعات درخواستی است؟
صابر: لیستهای درخواستی شما به دست من رسید.
رجوی: آن لیست به درخواستها و کمبودهای ما و لوازم آموزشی مربوط است؛ منظور وسایلی نبوده که در عملیات آتی به آن احتیاج داریم.
صابر: من درخواستهای شما را برای وزارت دفاع ارسال میکنم و با آنها مشترکاً روی آن کار میکنیم و نیاز شما را تأمین میکنیم.
رجوی: آیا امکان دارد که باقی مهمّاتی را که تصویب کردید، به ما بدهید؟ از زمان مرگ خمینی به بعد مقدار مهمّاتی را که یک کمیسیون تصویب کرد، هنوز به ما ندادهاند؛ کما اینکه لیستی که خود شما در دسامبر گذشته [1990] تصویب کردید، به ما داده نشده است. متقاضی هستیم که این مقدار که تصویب شده و مقدار زیادی از آن را دادهاند، مابقی آن را نیز به ما بدهند.
صابر: من نمیدانم کدام مورد مهمّات مورد بحث است؛ ولی به عنوان یک اصل باید بگویم که هرچه نزد ماست، مال شماست. برادر مسعود بداند که در این شرایط وضعیت ما غیرعادی است و کارخانهای برای ساخت مهمّات و تجهیزات نظامی نداریم.
رجوی: این را هم میدانم که کسی به شما نمیفروشد و میدانم که اگر بخواهید بخرید پول ندارید؛ چون فروش نفت قطع شده است. من این را میگویم و تصمیم دیگر با خود شماست.
صابر: من به برادر مسعود میگویم که متأسفم. ما درخصوصتأمین درخواستهای شما کوتاهی نمیکنیم؛ و این دستور سید الرئیس است نه حرف من! این مسئله برای ما که نظامی هستیم و بیدار و شاهد هستیم روشن است که وقتی مجاهدین بیدار هستند، رفسنجانی و بقیه درایران میلرزند.
رجوی: متشکرم. پس من میخوانم و شما بنویسید و هر کدام امکان داشت تهیه شود…
صابر: من حاضرم؛ بفرمایید. ما یکی هستیم!
رجوی: مهمّات باقی مانده که قبلاً گفتم؛ دوم آموزشهایی برای قطعات تانک و آموزش خلبانی ارتش که یک ضرورت است از شما درخواست کردیم؛ لیست آن را به شما تقدیم کردهایم و موافقت آن هم رسید. این درخواستها را به آقای علی دادیم. خصوصاً روی آموزش خلبانی تأکید میکنم.
صابر: منظور شما خلبانان گذشته است؟
رجوی: بله؛ همان خلبانان آموزش ببینند تا تمرین و آموزش آنها یادشان نرود؛ این چیز جدیدی نیست. نکتة بعدی…
صابر: منظور شما چیست؟ آموزش و استمرار تمرین آنها؟
رجوی: بله؛ تأکید روی آن تمرین و آموزش خلبانیای است که قبلاً دادهایم؛ فقط یادآوری کردم که در جریان باشید.
صابر: مشکلی نیست؛ انجام میشود.
رجوی: نکتة بعدی، برجهای دیدهبانی است که شما دستور آن را داده بودید.
صابر: بله؛ چیزی برای من فرستادید ولی من سؤال کردم که این برجها کجاست و چگونه است؟ در جبهة میانی است یا در تمام جبههها؟
رجوی: فقط در محدودة سپاه دوم است.
صابر: مشکلی نیست.
……….
صابر: من از برادر مسعود سؤال دیگری دارم: چه امکاناتی در این ماه اخیر به شما دادهایم؟
رجوی: هیچ امکان زرهی به ما ندادهاید؛ حتی یکی.
صابر: در لیستی که من در دست دارم، بیش از 500 مورد است.
رجوی: آیا ممکن است این لیست را بیان کنید.
رجوی: اضافه بر آن، 25 قبضة توپ از ما تحویل گرفتید.
صابر: ای کاش نمیگرفتیم؛ چون به دست آمریکاییها افتاد.
رجوی: همچنین برخی از تسلیحات که سپهبد محمد گفته بود از سپاه دوم به ما بدهند؛ مانند گرینوف یا توپ 23 میلیمتری؛ که تصویب شد ولی هنوز به ما ندادهاند.
صابر: نه؛ این تصویب شده و مشکلی ندارد.
رجوی: در هر حال من مطمئن هستم که چیزی را از ما دریغ نمیکنید. از شوخیها که بگذریم، من مطمئن هستم که اگر فرصتی پیش بیاید و درخواست را مطالعه کنید، راهحلی پیدا خواهید کرد انشاءالله.
صابر: برادر مسعود مطمئن باشد که ما رفتاری نمیکنیم که شما طرف دیگر باشید؛ ما یکی هستیم و این چیزی است که سید الرّئیس همیشه ما را به آن تذکر میدهد و یادآوری میکند…….
ادامه دارد جواد فیروزمند
برچسب ها
تجاوز به ایران با ابزار تروریسم مورد حمایت غرب روایتی از همکاری مجاهدین خلق با صدام در جنگ تحمیلی
عوامل رجوی در فضای مجازی تروریسم سایبری مجاهدین با حمایت آمریکا و اسرائیل
نوک کوه یخ حمایتهای اطلاعاتی فرانسه روایتی از اتحاد پنهان پاریس و سازمان مجاهدین خلق
روایتی از همکاری مجاهدین خلق با صدام در جنگ تحمیلی
گروه تروریستی مجاهدین خلق در چارچوب هویت جنایتکارانه خود، از نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی زمینه تجاوز نظامی رژیم بعث عراق به ایران را با اجرای اقدامهای تروریستی فراهم کرد و پس از آن هم در جنایتهای صدام علیه مردم و کشور ایران همدست شد. رژیم بعث عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ تجاوز […]
تروریسم سایبری مجاهدین با حمایت آمریکا و اسرائیل
با وجود انکارهای تشکیلات مجاهدین خلق، ماموریت اعضای مستقر در مقر اشرف ۳ در آلبانی، تشدید جنگ اطلاعاتی میان ایران و مخالفانش است. هزاران اکانت فیک و ترول که توسط اعضای این تشکیلات اداره میشود، در اینستاگرام، تلگرام، فیسبوک و بخش کامنت روزنامه های غربی از صبح تا شب به زبان های فارسی،عربی و انگلیسی […]
روایتی از اتحاد پنهان پاریس و سازمان مجاهدین خلق
هر سازمان تروریستی، نیازمند سه پایه جدی برای تداوم فعالیت است، نخست گفتمانی که بتواند اعضایش را به حضور در آن متقاعد کند، این گفتمان، اغلب سلبی است و در غیریت با یک گفتمان بزرگتر تعریف میشود. نیاز دوم درآمد مالی است. درباره این دو نکات زیادی گفته شده است. اما رکن سوم، اطلاعات است؛ […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
مهدی ابریشمچی، مردی که همسرش را تقدیم رفیقش کرد
“مردی که همسرش را به خدای خود بخشید” عنوان یکی از اپیزودهای پادکست راوکده است که زندگی مهدی ابریشمچی همسر اول مریم رجوی و نفر سوم سازمان مجاهدین خلق را روایت میکند. پادکست راوکده یک رسانهی روایتمحور است که با ترکیب پادکست صوتی، ویدئوکست تصویری، روایت مستند، تاریخ، زندگینامه و داستان پردازی پژوهش محور، منبعی […]
مریم رجوی و ستایش مردگان به جای پاسخگویی به زندگان
جلال فرخندی هم مرد؛ پرونده مرگهای خاموش در اشرف ۳ همچنان باز است. خبر دیگری از مرگ اعضای قدیمی مجاهدین در آلبانی منتشر شد. این بار جلال فرخندی، از اعضای قدیمی تشکیلات رهبر تاکسیدرمی شده، درگذشت. اطلاعیه تشکیلات علت مرگ او را “بیماری” اعلام کرده است؛ عبارتی کوتاه که بهجای پاسخگویی، پرسشهای بیشتری ایجاد میکند. […]
چرا در تشکیلات رجوی همه راهها به “ایست قلبی” ختم میشود؟
یک نفر دیگر در اشرف ۳ مرد و باز هم همان روایت تکراری: “ایست قلبی”. محمد افضلیان، پس از ۴۷ سال حضور در تشکیلات، از دنیا رفت. چند خط اطلاعیه منتشر شد، از “مجاهدت” او گفتند و پرونده بسته شد. اما آنچه بسته نشد، پرسشهاست. چرا مرگ اعضای سالخورده و قدیمی این تشکیلات بارها با […]
تراشیدن سابقه مبارزاتی برای هوشنگ رجوی
بعد از فوت هوشنگ رجوی یکی از برادران سرکرده سازمان مجاهدین خلق، باز دستگاه تبلیغاتیشان دست به کار شد تا وی را فردی مهم جلوه بدهد چون او از اعضای خانواده رجوی بوده است. این داستان سابقه دارد. در گذشته هم شاهد بودیم که همه اعضای خانواده مسعود رجوی باید مهم و مبارز جلوه داده […]
مرگ هوشنگ رجوی، نویدبخش پایان محتوم جنایتکاران
مسعود رجوی سرکرده گروه تروریستی مجاهدین خلق، همه اعضای مفلوک سازمان را به انقلاب ایدئولوژیک کذائی خود فرا میخواند، در حالیکه هیچکدام از اعضای خانواده او، به این انقلاب و تجرد اجباری هرگز نپیوستند! این مفت خوران آل رجوی، همیشه از خون و رنج و شکنج اعضای سازمان ، ارتزاق کردند و می کنند. اعضای […]
مجاهدین خلق، از ارتش زرهی تا لشکر مجازی
فرقه مجاهدین خلق که روزگاری با نمایش تانکها، زرهپوشها و جنگافزارهای خود، مدعی برخورداری از یک ارتش قدرتمند بود، امروز در آلبانی بیش از هر چیز بر فعالیتهای رسانهای و فضای مجازی تکیه دارد. تشکیلاتی که زمانی قدرت نظامی خود را به رخ میکشید، اکنون بخش مهمی از توان خود را صرف تولید انیمیشن، انتشار […]
مجاهدین خلق این گونه بودند – قسمت بیستم و چهارم
من تلاش دارم تا ماهیت رجوی و مناسبات ضد انسانی مجاهدین خلق و همچنین تروریست و وطن فروش بودن آنها را در جملاتی کوتاه حول مواردی همچون «اقدامات تروریستی» ، «مزدوری برای صدام و آمریکا» ، «مناسبات درونی» ، «ممانعت از جدایی اعضا و محدود نمودن آنها» ، «مغزشویی» ، «روش برخورد با اعضای بیمار» […]
ماجرای آن شب| داستانی واقعی از جنایات مجاهدین خلق
کتاب “ماجرای آن شب” رمانی تاریخی، معمایی است که با الهام از یک رخداد واقعی و با محوریت جنایات گروه مجاهدین خلق با نگارش “مریم خلیلی” به چاپ رسیده است. به گزارش خبرنگار دفاعپرس از گیلان، کتاب “ماجرای آن شب” رمانی تاریخی، معمایی است که با الهام از یک رخداد واقعی و با محوریت جنایات […]
بحران کادرسازی، مهمترین چالش سازمان مجاهدین خلق
حجتالاسلام عبدالکریم بیرانوند، پژوهشگر موسسه خرد و ادیان با اشاره به سالخوردگی اعضای سازمان مجاهدین خلق، ناتوانی در جذب نیروهای جدید را از مهمترین چالشهای این سازمان دانست و با طرح ادعاهایی درباره ارتباطات برخی چهرهها با این سازمان، بر ضرورت بررسی ادبیات رسانهای و اسناد مرتبط برای روشنشدن ابعاد این موضوع تأکید کرد. حجتالاسلام […]
مجاهدین خلق این گونه بودند – قسمت بیستم و سوم
من تلاش دارم تا ماهیت رجوی و مناسبات ضد انسانی مجاهدین خلق و همچنین تروریست و وطن فروش بودن آنها را در جملاتی کوتاه حول مواردی همچون «اقدامات تروریستی» ، «مزدوری برای صدام و آمریکا» ، «مناسبات درونی» ، «ممانعت از جدایی اعضا و محدود نمودن آنها» ، «مغزشویی» ، «روش برخورد با اعضای بیمار» […]
چرا مجاهدین خلق آیتالله اشرفی اصفهانی را ترور کردند؟
مفهوم “شهید محراب” در تاریخ انقلاب اسلامی، پیوندی معنوی و عمیق با شهادت امیرالمؤمنین علی (ع) بهعنوان نخستین شهید محراب در اسلام دارد که جان پاک خویش را در راه توحید، اجرای عدل و حمایت از محرومان در سجدهگاه بندگی نثار کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی، مساجد و آیین عبادی سیاسی نماز جمعه به سنگر […]
چرخه شوم فریب و ترور
این روزها گروه تروریستی مجاهدین مثل همیشه بر طبل خشونت، شناسایی و ترور شهروندان عادی کشورمان به همراه مسلح شدن افراد معدود و درمانده و فریب خورده خود ، می کوبد . این گروه با استفاده از کانال های پوششی خود به آموزش چنین افرادی پرداخته و با تطمیع مالی آنان را وادار به اقدامات […]
ماهی خونین در کارنامه مجاهدین خلق
مقدمه شهریور برای بسیاری از ایرانیان یادآور روزهای پرحادثهای است که با آغاز جنگ ایران و عراق گره خورده است؛ اما در تقویم سیاسی و اجتماعی ایران، شهریور ۱۳۶۰ نام دیگری هم دارد: ماه انفجار، ترور و خشونت سازمانیافته. سازمان مجاهدین خلق که چند ماه پیش از آن رسماً وارد فاز مبارزه مسلحانه شده بود، […]
اخلال در نظم عمومی، توسط یک سازمان تروریستی
سایت های سازمان تروریستی مجاهدین خلق، آخر این ماه قصد دارند تجمعی را در مقابل مقر سازمان ملل متحد در نیویورک برگزار کنند، از همین الان ، نیروهای مخالف این سازمان اعلام کردند که با برگزاری این تجمع بدلیل برهم زدن امنیت مکان برگزاری ، مخالف هستند. 30 خرداد امسال شاهد بودیم که پلیس فرانسه […]
گزارش آنتروپیک درباره سواستفاده مجاهدین از هوش مصنوعی برای جعل هویت
گزارش اخیر آنتروپیک، به طور مشخص بخشی به مختل کردن یک عملیات نفوذ توزیعشده وابسته به سازمان مجاهدین خلق (MEK) و شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) اختصاص یافته است. در این پرونده، عوامل وابسته به مجاهدین از یک عامل هوش مصنوعی مشترک برای جعل هویت افراد واقعی و تلاش برای جذب نیرو و ارتباطگیری در […]