مجاهدین خلق

آیا حمله به اشرف، راه حلی برای اتحاد ایران و عراق می باشد

گزارش هایی از خارج از عراق حاکی از حمله ی نیروهای دولت عراق به مقر سازمان مجاهدین خلق است. هر چند که مجاهدین خلق از سوی وزارت امور خارجه ی آمریکا سازمانی تروریستی شناخته می شوند، اعضای این گروه در پادگان اشرف از زمان حمله ی آمریکا به عراق در سال 2003 تحت حفاظت نیروهای آمریکائی بوده اند.اخیرا نیروهای عراقی به کمپ ایرانی های تبعیدی حمله کردند.
گزارش هایی از خارج از عراق حاکی از حمله ی نیروهای دولت عراق به مقر سازمان مجاهدین خلق است. هر چند که مجاهدین خلق از سوی وزارت امور خارجه ی آمریکا سازمانی تروریستی شناخته می شوند، اعضای این گروه در پادگان اشرف از زمان حمله ی آمریکا به عراق در سال 2003 تحت حفاظت نیروهای آمریکائی بوده اند.
ژنرال « رای ادریانو » فرمانده ی نیروهای متفقین به رهبری آمریکا اصرار داشت که این حمله بدون اطلاع وی صورت گرفته است. با توجه به اینکه دولت ایران سال ها خواستار اخراج اعضای مجاهدین و برگرداندن آن ها به ایران جهت محاکمه بوده است. این حرکت حکومت عراق ممکن است نشانگر تغییراتی در سیاست عراق در جهت روگردانی از واشنگتن و رفتن به سوی روابط دوستانه تری با تهران باشد.
سازمان مجاهدین خلق در دهه ی 60 میلادی به شکل سازمانی شبه نظامی و مارکسیست بنیان نهاده شد و نقش مؤثری در اتحاد ضد امپریالیستی که حکومت محمد رضا شاه را سرنگون کرد داشت.
تاکتیک های مسلحانه ی گروه که باعث مرگ ده ها تن از هواداران شاه و چندین تن از نظامیان و غیرنظامیان آمریکایی که در ایران کار می کردند شد، در موفقیت انقلاب بی تأثیر نبودند. با این وجود پس از شکل گیری جمهوری اسلامی، مجاهدین حمایت رژیم اسلامی را از دست داد و شدیداً غیرقانونی اعلام شد.
اعضایش به عراق گریختند و در آنجا صدام حسین در عوض کمک های آن ها طی 8 سال جنگ ایران و عراق از آن ها حفاظت کرد.
پس از تهاجم آمریکا به عراق، اعضای مجاهدین در کمپ اشرف گردآوری شدند، در همان حال مذاکراتی میان ایران و آمریکا بر سر تعویض زندانی ها آغاز شد. ایرانی ها ده ها تن از اعضای القاعده و طالبان را در ایران زندانی کرده بودند و مایل بودند که آن ها را به آمریکا تسلیم کنند و در عوض اعضای مجاهدینی که متهم به جرائم تروریستی هستند را از آمریکا دریافت کنند.
حکومت میانجی عراق طرف ها را به معاوضه ی زندانیان تشویق می کرد. در حقیقت عراق می خواست که همه ی اعضای مجاهدین از عراق اخراج شده به دلیل نقش فعالشان در همکاری با صدام برای قتل عام کردها و شیعیان عراق پس از جنگ اول خلیج، محاکمه شوند.
اما در حالی که مذاکرات در حال انجام بود، دولت بوش ناگهان تصمیم خود را عوض کرد و به اعضای مجاهدین شرایط افراد حفاظت شده تحت کنوانسیون ژنو داد. چیزی که باید پیش از آن به اسرای جنگی عراقی می داد. در آن زمان تنها یک دلیل ساده برای این تغییر سیاست وجود داشت. چنانچه “دانیل پایپس” به عنوان یک منتقدنومحافظه کار(ویک اسلام ستیز حرفه ای) در سال 2003 نوشت: مجاهدین، چنانچه وی ادعا می کند به دولت بوش « راهی بسیار عالی برای ارعاب و قدرت یافتن بر رژیم تهران » ارائه دادند.
از دیدگاه دیگری، مجاهدین سازمان تروریستی بوده اند با شرایطی که وزارت خارجه ی آمریکا می گوید « ظرفیت و اراده ی ارتکاب حرکات تروریستی در اروپا، خاورمیانه، آمریکا، کانادا و غیره » اما با همکاری های مناسبش می تواند تبدیل شود به سازمان تروریستی « ما ».
از آن پس، مجاهدین خلق و شاخه ی سیاسی آن « شورای ملی مقاومت ایران » به نحو روبه رشدی به عنوان مناسب ترین جایگزین رژیم اسلامی ایران دیده شده اند: معادل ایرانی کنگره ی ملی عراق و احمد چلبی. این موضوع توضیح دهنده این است که چرا مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت تنها سازمان تروریستی شناخته شده در سطح بین المللی است که در واشنگتن دفاتری دارد و دارای روابط بازی با با نفوذترین افراد حکومت فدرال است. در واقع گروه از سوی بیش از اندکی از شخصیت های قدرتمند کنگره و همچنین نو محافظه کارانی مانند پایپس و ریچارد پرل، حمایت می شود.
نماینده دمکرات کنگره، باب فیلنر مجاهدین را « بهترین امید ما برای مواجهه با رژیم ایران » خواند.
ماه گذشته، فیلنر، رئیس کمیته ی امور ارتشیان کنگره »، به همراه همکار دمکراتش « راباروراباچر » از دولت اوباما خواست که در تلاش هایش برای براندازی رژیم ایران، فعالانه از مجاهدین خلق حمایت کند(درسال 2002 بیش از صدوپنجاه نفراز اعضای کنگره با امضای نامه ای به وزارت خارجه خواستار حذف مجاهدین از فهرست تروریستی شد، امسال نیز اتحادیه ی اروپا در برابر فشارها کوتاه آمد و این گروه را از فهرست تروریستی خود حذف کرد).
سناتور « سام براون بک » جمهوری خواه کانزاسی، با فیلنر مخالف است. چند سال پیش هنگامی که درباره ی موضوعی مرتبط بـا وی صحبـت کـردم، بـراون بک گفت: « سؤال های جدی بسیاری در باره ی سازمان مجاهدین و برچسب تروریستی آن ها وجود دارد، به ویژه با توجه به اطلاعاتی که آن ها در باره ی برنامه ی هسته ای ایران داده اند ». سازمان مجاهدین در واقع گنجینه ی اطلاعاتی درباره ی ایران برای آمریکا و اسرائیل فراهم کرده است. متأسفانه در مورد مشابه، یعنی کنگره ی ملی عراق، مقادیر بسیاری از آن اطلاعات کذائی، نه تنها تأیید نشده است بلکه مسلماً در راستای مواضع شخصی آن سازمان خدشه دار شده اند. حتی بسیاری از پرشورترین مخالفان رژیم ایران نگران نفوذ مجاهدین در حکومت آمریکا هستند. مایکل لدین، بنیانگزار « اتحاد دمکراسی در ایران » و یکی از جدی ترین حامیان تغییر رژیم در ایران، صریحاً همکاری با مجاهدین را باطل دانست. در تماسی که باوی داشت لیدن گفت: « من فکر نمی کنم ما کاری با مجاهدین داشته باشیم. آن ها سازمان تروریستی هستند که شدیداً مورد تنفر بسیاری از ایرانی ها هستند ».
لیدن حق دارد « پشتیبانی مجاهدین ازصدام حسین درطول هشت سال وحشتناک جنگ با ایران » شاید آن ها را تنها تبدیل به گروه ایرانی کرده است که ایرانی ها بسیار از آن متنفر هستند.
جالب آن که بسیاری از مخالفان این گروه بیشتر از آنکه نگران برچسب تروریستی گروه باشند، نگران وفاداری عجیب اعضای گروه نسبت به زن و شوهر رهبری گروه، مریم و مسعود رجوی هستند. دانش پژوهان و فعالان حقوق بشر سال ها این سازمان را متهم به فرقه گرائی، اعمال تکنیک های شستشوی مغزی، غسل های ایدئولوژیک، تجرد اجباری (به استثنای خود رجوی ها) و حتی شکنجه برای مشروط کردن تابعیت مطلق اعضاء، می کند.
زمانی که در سال 2003 مقامات فرانسوی مریم رجوی را که گروه او را رئیس جمهور ایران در تبعید تلقی می کند برای دست داشتن در فعالیت های تروریستی، دستگیر کرد، چندین تن از پیروان وی خود را به اعتراض در خیابان های پاریس به آتش کشیدند. برطبق گزارش دیده بان حقوق بشر، اعضایی که از رجوی ها و یا سازمانشان انتقاد کرده اند علیرغم میلشان بازداشـت شده اند و برخی از آن ها برای فرار کردن از وضعیت خود دست به خودکشی زدند. کسانی که از بازگشتن به گروه سرباز زدند مجبور به اعتراف به عدم وفادارای در مقابل دوربین شدند و سپس به عنوان جاسوس ایرانی به صدام حسین تحویل داده شدند تا شکنجه شوند. هیچکدام از این مسائل حامیانی چون باب فیلنر را نمی هراساند. وی می گوید که « چون حمله به ایران در حال حاضر گزینه ی عملی نیست، آمریکا تنها باید « از سر راه کنار برود » و به مجاهدین اجازه دهد که « این کار را برای ما انجام دهند ». « ما نباید بر سر راه آن ها در تلاششان برای خلاص شدن از رژیم حاضر بایستیم » به عبارت دیگر، دشمن دشمن من…
چگونگی برداشت از تصمیم ناگهانی عراق برای حمله به اشرف و تعطیلی آن، دشوار به نظر می رسد.آیا این حرکت گواه تنش های رو به افزایش میان نظامیان عراقی و آمریکائی است؟ آیا عراق شرط بسته است که آمریکائی ها به زودی خاک عراق را ترک کنند و روابط بهتری با ایران داشته باشد. چرا که ایران بالاخره جائی نمی رود و احتمالاً روابط با ایران بیشتر در راستای مواضع عراق است تا روابط با آمریکا؟
به نظر می رسد که هیچ تصمیمی درباره ی اینکه با اعضای مجاهدینی که طی این حمله جمع آوری شده اند، چه کنند گرفته نشده است. آیا آن ها به ایران بازگردانده می شوند؟ آیا این موضوع باعث گره افتادن میان آمریکا و عراق نمی شود؟
هوشیار بمانید! رضا اصلان نویسنده در Daily Best استادیار دانشگاه کالیفرنیا، ریورساید و عضو بلند پایه « مرکز اورفلا مطالعات جهانی و بین المللـی » در سانتا باربارا، او نویسنده ی کتاب پرفروش « هیچ خدائی نیست مگر خدای بزرگ » و « چگونه یک جنگ عظیم را ببریم » است. https://www.nejatngo.org/en/posts/2658

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا