عملکرد سازمان مجاهدین خلق

سازمان مجاهدین خلق، سازمانی فاقد هویت فرهنگی و مردمی

سازمانی با ایدئولوژی وتفکرات التقاطی،با سابقه دراقدامات تروریستی  وتا انتها پوچ به نام سازمان مجاهدین ضد خلق.سازمانی با سرانی به دنبال پولشویی وتجارت با خون انسانهای درزنجیرواستفاده ابزاری ازرنج وخون آنها زیرهرم تروریسم.
دراین سبک ازمبارزه و به تعبیرواقعی تجارت با پولهای کثیف برنده درراس و متضررین دررده های پائین قراردارند.دورکردن افراد ازجوامع بشری،عدم امکان استفاده آزاد ازامکانات،قابلیت ها،تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی همه وهمه درراستای خوراندن کهنه افکار بی پایه واساس به نفرات زیردست درجهت استثمار و قفل کردن آنها و برون رفت ازشرایط پیش روی رهبرفرقه. فرقه ای با راهبردهای تشکیلات کلاهبرداری هرمی شکل،بیابانگردی،محرومیت افراد اززندگی روزمره ونیازهای واقعی هرانسان،خانه های ایزوله تیمی ومغزشویی،سیاست استفاده ازجان انسانها و واریزشدن خون بهای قربانیان به حساب رهبرفرقه که این شیوه اداره بدون تعارف خون،جان ومال نفرات گرفتارشده  بدون هیچگونه وقفه وترحمی به سمت رهبرفرقه مکیده می شود وعملا هرگونه اختیاری ازافراد دراین سیستم ساقط می گردد.فرهنگ وایدئولوژی عدم امکان ارتباط با دنیای بیرون ازخود.
زندگی لایه ای درون فرقه تا برخورد با سد خط سرخ فرقه به نام جدایی سعی درحفظ فرهنگ وایدئولوژی انزوا گرایی،دوری ازتجدد و تجددگرایی ودوری از دنیای واقعی تا دنیای مجازی وهرآنچه یک انسان را به بیرون ازخود وصل می کند.نصب پلاکارد و پوشاندن صورت وایجاد موانع برای ندیدن ودیده نشدن؟! راهبردی عجیب در دنیای متمدن و عصر ارتباطات و جایی که دنیا در آن به یک دهکده تشبیه شده است روندی نا کارآمد درحفظ اندک داشته های شکننده وغیر قابل دفاع ازسوی تاسیس کنندگان فرقه. تحجر و حصار ذهنی ازسویی ودرسوی دیگر جامعه ای فعال با تمام توان وانرژی آماده جذب وخروج افراد به اسارت گرفته شده قراردارد.
دست دادن فردی ازسازمان درسخت ترین شرایط  لیبرتی و با توجیهاتی ازقبیل اینکه شما برای مبارزه می روید و باید ازانقلاب خواهرمریم  دفاع کنید!! ومبادا دچارتزلزل شوید گواه این حقیقت است که رخوت، سردرگمی، یاس وناامیدی نسبت به ایدئولوژی وآینده این فرقه  دربین اولین تا آخرین رده وتمام لایه ها حتی پیشقراولان خط مقدم آن بدون هیچگونه تعارفی پیشرفت کرده است.جدایی وزیر،وکیل ودرهررده بندی گواه حل فرقه درجامعه ایی است که حرف های زیادی برای گفتن دارد وسکوتی معنا دار درانحلال فرقه ازسوی سران آن و جدایی صدها نفرکه مسئول سیاست خارجی سازمان آن را کمتر از تعداد انگشتان دست می داند! دستانی با صدها انگشت.
ریزش بیش از 10% اعضای انتقال یافته به آلبانی همه وهمه بیانگر وجود روزنه امید برای آزادی افراد به اسارت گرفته شده است روزنه ای به سوی محو آخرین بازمانده ازدیکتاتوری رجوی. چون درآنجا جایی برای کهنه فرهنگ دست ساخته رجوی وجود ندارد آنجا تقابل است و قطعا تنها بازنده آن سیستم عقب مانده رجوی است.ایدئولوژی که سرمایه ای ازخود نداشته باشد نمی تواند بقاء داشته باشد.رهبری که آمده بود تا به زعم باطل خود فرهنگ و جامعه ای نو و بدون طبقات بنا کند حالا خود درلابلای طبقات جهل و حقارت خود ساخته درحال مدفون شدن است.
فراموش نشدن گذشته فرقه ازسوی آمریکا و اصرار برانتقال افراد بصورت گروهی وتشکیلاتی به آلبانی همه و همه بیانگرتقابل بین سیاست آمریکا وتشکیلات رجوی بود تقابلی که درآن به قدری آمریکا ازخواسته خود کوتاه آمده است (جداشدن اعضا وانتقال آنها).دراینجا آمریکا برای تسهیل درامر انتقال راه تعامل را درپیش گرفت تعامل تروریست و تروریست پرور برای حذف دیگری! دراینجا آمریکا با سیاست اول جابجا وبعد درجامعه آزاد حل شوید حماقت وعقاید سران فرقه را به سخره گرفت هرچند خود درحماقت تروریست پروری دست وپا می زند.
احمد هاجری   
 

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا