مجاهدین خلق

رئالیسم وارونه

رئالیسم وارونه



ع- لسانی
فرهنگ و هنر ، بخصوص شعر و داستان در ایدئولوژیهای توتالیتر،نمودهای خاص و منحصر به فرد و البته مشابهی دارد.
خاص از این نظر که انعکاس تمنیات ، خواستها و ایده آلهای آن ایدئولوژی است و عناصر آن به واقعیت پشت کرده و از آنچه جاری است وام نمی گیرند ، بلکه مبدآ و منشاء پیدایش آثاری قهر کرده با واقعیت (و بگذار بگوئیم دروغ ) می باشند.
ادبیات پدیده آمده در این فرهنگ ، گریزی ندارد جز آن که به ستایش آرمانهایی دهان باز کند که آن را یکسره و مطلق می پندارد و تصویری خلق نماید، آنگونه که باورمندیهایش را خدشه دار نسازد.
نویسنده ای چنین ،اشکال سبکهای ادبی را به عاریت می گیرد ، نه برای خلق اثری که واقعیتی را یا حادثه ای نشات گرفته از واقعیت را به رشته تحریر در آورد ، بلکه این اشکال ابزاری است در دستان وی تا آنچه را می خواهد ، به خواننده اش تحمیل کند.
او فرصت قضاوت را از خواننده می گیرد و از ابتدا ، انتهای روایتش را می توانی حدس بزنی!
آدمهای داستانهای او مطلق اند و کارهایی که انجام می دهند ستودنی است ، از ضعفها و خصلتهای انسان زمینی بهره نبرده اند و….
اگر بنا باشد این پدیده به عنوان یک سبک شناخته شود ، بهتر است از آن با نام رئالیسم جادویی یاد کنیم.
در سایت ایران لیبرتی چشمم به مقاله ای به قلم آقای حسن مرادی، به نام خواندن دریچه ای به سوی عمل خورد که نیمی از حجم کم آن را ستایش از نویسنده بزرگ مجاهدین ،آقای م.مشیری به خود اختصاص داده بود.
البته منظور ایشان ، همانگونه که قابل درک هم می باشد ، ستایش از شخص ایشان به عنوان یک نویسنده نمی باشد ، بلکه منظور تمجید از قلمی است که توانسته است در مورد مجاهدین بنویسد و همانطور که از نام مقاله و توضیحات نویسنده آن بر می آید ، خواندن مطالب ایشان راهی برای حل مسائل هواداران باز می نماید تا بهتر بتوانند در خدمت اهداف این سازمان و ایدئولوژی قرار گیرند.
این هم یکی از آن پدیده ها است که در فرهنگ توتالیتاریسم ، به جای ستودن نویسنده و کسی که خلق می کند و می آفریند به سمت ستایش اثری می روند که در خدمت اهداف آن فرهنگ قرار گیرد و سایرین ولو اینکه داستایفسکی باشند ، به بوته فراموشی سپرده می شوند.
مرادی در مقاله اش چنین می نویسد:
در این 2 سال گذشته برای اولین بار شاهد یک پدیده نو در مقاومت هستیم و آن نوشته شدن چند رمان و کتاب خاطرات از جانب فعالین مقاومت است.
برای اولین بار در تاریخ مقاومت کسی از درون مقاومت رمانی نوشته که روابط درون ارتش آزادیبخش را شرح داده است ( کتاب به کجا نگاه کنم از م. مشیری) و بسیاری از ابهامات ما را در قالب رمانی بسیار زیبا و جذب کننده بر طرف ساخته است که کاربرد آن شاید از 100 سخنرانی بیشتر باشد. بخصوص در مورد سئوالات ما در مورد انقلاب ایدئولوژیک و عملیات فروغ و طلاق ایدئولوژیک به زبان همه فهم توضیحات کاملا ساده ولی قانع کننده ای برای همه داده است که خود من در بحث با تعدادی از همکاران وقتی قسمت هایی از آنرا ترجمه کردم کاملا به سئوالات پاسخ داده شده بود حالا منی که خود را هوادار مقاومت می نامم باید خودم دنبال این مقولات باشم ولی افسوس که نیستم و این یک اشکال جدی است.
آن نویسنده عزیز که وقت خودش را گذاشته و داستانی به این زیبایی را خلق کرده که مشخص است که از واقعیتها نوشته است و هزینه چاپ آنرا نیز خودش داده است و همه چیز را مهیا نموده ولی من حوصله ندارم این متون بر آمده از دل مقاومت را بخوانم؟! ذهی افسوس بر ما که دنبال خواندن آن نیستیم و یا حوصله نداریم و خود را از چنان سرمایه عظیمی که در اختیار ما گذاشته شده بدست خود با غفلت محروم می کنیم….
معلوم است که اصرار به مطالعه آثار ایشان نه از سر تعلق به فرهنگ وادبیات و شآن نویسندگی ، بلکه بوضوح در خدمت اهداف مجاهدین توصیه می شود و از همین نکته است که باور پذیر می شود که حسن مرادی در کار نیست و اساسآ این دستهای پشت پرده این فرهنگ وادبیات هستند که سایرین را به آن سوی هل می دهند.
اما ما که متاسفانه دسترسی به آثار م.مشیری نداشته و تنها تجربه ناچیز حضور در ارتش آزادیبخش را داشته ایم ، و بر اثر این واقعیت ناچیز انبانی از مسئله و اما و اگر را با خود یدک می کشیم ، چگونه می توانیم خود را در آثار وی غرقه سازیم و مسائلمان را در مورد انقلاب ایدئولوژیک و فروغ جاویدان و طلاق از منظر نظر آقای مشیری نمائیم؟!
در جستجوی خویش به مطلبی از آقای مشیری در سایت همبستگی ملی که این روزها تلویزیون مجاهدین مرتبآ آن را تبلیغ می کند رسیدم و مقاله ای از ایشان با نام درسهایی از تظاهرات 23 شهریور در بروکسل برخوردم.
انتظار حداقل این بود که ایشان به عنوان یک نویسنده و هنرمند ، به گونه ای دیگر در مورد 13 سپتامبر نوشته باشند ، دیری نپائید که این انتظار برآورده شد و با خواندن مطلب فوق، ایشان را بسیار فراتر از اعضاء و سخنگویان مجاهدین در بکارگیری سبک رئالیسم وارونه یافتم.
ایشان از آنجا که دستی به قلم دارد و بر شهپر خیال و رویا سفر می کند ، به راحتی توانسته بود توهمات خود را بنگارد.
مشیری در ابتدای این مقاله نوشته است :
جدا از دخالت دادن هر گونه جنبه های احساسی در امر چگونگی برگزاری تظاهرات 13سپتامبر( 23شهریور) مقاومت ایران در بروکسل برای دفاع از سازمان مجاهدین خلق ایران و محکوم کردن برچسب ناچسب تروریستی به این سازمان , صرفا از بعد سیاسی, چگونگی و ابعاد برگزاری این تظاهرات نکات مهمی را در بر دارد که در این مقاله به صورت خلاصه بدان ذیلاً می پردازیم.
وی قصد دارد برای باور پذیر نمودن نوشته اش دخالت ندادن احساساتش را دلیلی موجه بداند ، غافل از این که یک نویسنده ، وظیفه دارد تا آنچه را روی داده است بازگو نماید و قضاوت را به عهده خوانندگان ( ودر اینجا بینندگان) بگذارد.
مشیری در ادامه می نویسد :
در روز 23شهریور مردم ایران با شرکت گسترده چند ده هزار نفری خود در تظاهرات و سیاستمداران کشورهای مختلف نشان دادند که تمامی این تشبثات و توطئه های رژیم نه تنها بی ثمر بوده بلکه خلق قهرمان ایران از سازمان محبوب خود حمایت کامل می کند و در دل همه طوفانها پشت و پناه مجاهدینش میباشد.
فقط نفس عدد و رقمِ تعداد شرکت کننده در این تظاهرات بیان کیفیت خود سازمان مجاهدین و راز ماندگاری آن که جز جای داشتن در قلوب توده ها نیست, میباشد به نحوی که حتی سیاستمداران خارجی از آن شگفت زده شدند و اینچنین خانم هولزهوتر نماینده سابق مجلس آلمان نیز بر این حقیقت انگشت گذاشت وشرکت در این تظاهرات عظیم را افتخار و اجتماعی که او« سالیان بوده که ندیده است», نامید
آری! جنبشی که اصول آزادی و استقلال را جهت پیروزی خلقش دراین دوران پربلا به عنوان شرط هر گونه برخورد سیاسی نامیده و بر آن پای فشرده, اینچنین از خلق محبوبش و وجدانهای آزاده در سراسر جهان, جواب دریافت میدارد. و این بزرگترین تضمین پیروزی مقاومت خلق ماست. و همچنین بالاترین دلیل بر حقانیت این مبارزه آزادیبخش است که هر گونه شک و شبهه تروریستی بودن را از آن زدوده و مستحکمترین پایه و علت تداوم این سازمان طی 40 سال گذشته در ایران میباشد و در آینده نیزخواهد بود.
این مقاله سر آن ندارد که به ادعاهای ایشان در مورد حضور مردم ایران!! در این مراسم ،کمیت و عدد و رقم شرکت کنندگان و ابعاد واقعی این مراسم که از سوی رسانه های بین المللی و مستقل انعکاس یافت سخن گوید.
بلکه هدف از نقل نوشته ایشان ، تکرار و بازبینی مقاله آقای مرادی در سایت ایران لیبرتی می باشد.
نویسنده ای که اینچنین می تواند در مورد حضور مردم ایران!آن هم دهها هزار نفر را در مراسم مجاهدین در بروکسل که نیمی از جمعیت چند هزار نفری آن را خارجیان تشکیل می دادند ، سخن گوید ، معلوم است که چگونه توانسته است به زبان همه فهم مسائل و اما و اگرهای هواداران در مورد مجاهدین و اعتقادات فرقه ای حاکم بر آن را توضیح دهد.
آنچه به یقین می توان در مورد آن سخن گفت این است که دروغ پایدار نمی ماند ولو اینکه با زبانی هنرمندانه و با استفاده از آرایه های ادبی ارائه شود.
تنها هنری باقی خواهد ماند و انسان را به پیش می راند که در خدمت حقیقت و در جهت بازگویی واقعیات گام بردارد.

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا