مجاهدین خلق

نامه سرگشاده به مریم عضدانلو(10)

نامه سرگشاده به مریم عضدانلو(10)


خانم مریم عضدانلو! فاشیسم به عبارتی دقیق تر بی احترامی و اهانت به ارزش های انسانی ، پایمال نمودن آزادی فردی و عدم رعایت قواعد دموکراتیک در زندگی جمعی است. از منظر فاشیسم ، انسانیت مفهوم واقعی خود را از دست می دهد و قدرت طلبی و جاه طلبی باندی و گروهی توجیه خاص خود را می یابد که سرچشمه گرفته از ذهن بیمار و زشت نظریه پردازان و پیروان فاشیسم است. تلقی فاشیستی از مناسبات درون تشکیلاتی ، این است، فاجعه بزرگ روزگار ما که متاسفانه برخی از عناصر و جریانات سیاسی همچون فرقه ی شما با بهره گیری از نگرش و مناسبات فاشیستی گروهی از انسان ها را در رنج و عذاب قرار می دهند.
خانم مریم عضدانلو! تشکیلات شما در سالیان دراز فعالیت به اصطلاح سیاسی و نظامی با بهره گیری از حضور افراد در قرارگاه اشرف به نفع امیال و تمایلات بیمارگونه شوهرتان و به زیان آزادی و استقلال فردی نیروها و اعضای فرقه، ارزش های انسانی و دموکراتیک را به سخره گرفت و این واقعیتی است که اعضای جداشده ی فرقه ی شوهرشما به آن آگاهند.
خانم مریم عضدانلو! بیش از یک دهه سرکوب تمایلات و غرایز طبیعی افراد مستقر در قرارگاه اشرف با توجیهات غیر معقول و حیرت آور انجام گردید که هیچ گونه سنخیتی با معیارهای جامعه باز و دموکراتیک و منشور جهانی حقوق بشر از جمله آزادی چگونه زیستن نداشته و ندارد. زیرا رابطه منطقی نیروی تعقل با نیازهای حسی و غریزی تنها در جامعه ای آزاد و عاری از هر گونه فشار و تحمیل ایدئولوژیک که نفوذ و سیطره ی عناصر قدرت طلب اراده و اختیار را از انسان ها نگرفته باشد، ممکن و میسر خواهد شد. انسانی که در فضای آزاد پرورش نیافته و در شرایطی بازدارنده و سرکوبنده همچون قرارگاه اشرف به بهانه ی مبارزه برای رهائی ، بیرحمانه گرفتار شده است ناگزیر به انسانی تک بعدی و توسعه نیافته تبدیل می شود. باید باور کنید و باور کنیم که فشارهای بازدارنده بر افراد قرارگاه اشرف ربطی به اندیشه های آزادی خواهانه و دموکراتیک ندارد و صرفا زائیده ذهنیت بیمارگونه و فاشیست شوهرتان می باشد.
خانم مریم عضدانلو! اندیشمندان جوامع توسعه یافته معتقدند بنیان شخصیت آدمی بر دو ساحت تن و جان استوار است روح تفکر وچون و چرا بر اعتبار شخصیت انسان می افزاید. بنا به شهادت همه افراد جدا شده از فرقه شوهرتان، واقعیت ذاتی و ماهوی افراد مستقر در قرارگاه اشرف در قبال شیئیت ، سودمندی و به خصوص بهره برداری سیاسی و تبلیغی از یاد رفته و مناسبات فاشیستی تشکیلات آنان را با کمال تاسف به بردگی مدرن سوق داده است.
آیا مبدل ساختن افراد مستقر در قرارگاه اشرف بدان گونه که ارسطو گفته به چیزی جاندار و سپس مجبور ساختن شان به رفتارهای خشن ،حرکات تروریستی و اعمال و کنش های بیهوده دیگر که برای آن ها حاصلی جز تیره روزی ، به هرز رفتن استعدادهای انسانی و تلف شدن سرمایه ی جوانی شان نداشته و ندارد ، توجیه منطقی و عقلانی دارد؟‼
خانم مریم عضدانلو! نفی آزادی انتخاب و چگونه زیستن افراد فرقه، به ویژه نابودی تدریجی تفکر و چون وچرا در مسائل اساسی زندگی که نتیجه قهری حاکمیت مناسبات و روابط غیر دموکراتیک و غیر انسانی در قرارگاه اشرف است آدمی را وادار می کند تا به ملامت شوهر از خود بیگانه تان و دیگر سران فاشیست فرقه و به خصوص شما بپردازد چرا که ضرورت چون و چرا و فردیت انسان را نفی و انکار نسبت به ارزش های دنیای مدرن و توسعه یافته را در قرارگاه اشرف عینیت دادید که جز تلخکامی و بدبختی برای افراد مستقر در قرارگاه اشرف حاصلی نداشته است.
خانم مریم عضدانلو! افراد جدا شده فرقه از نابخردی های شرایط غیر دموکراتیک و تک ساحتی قرارگاه به خود آمده و به حالتی از نفی و انکار رسیدند. آنان انسان هائی بودند که سیطره فاشیستی سازمان فردیت آنان را کاملا در هم نشکسته و فرصت ها و روزنه های اندیشیدن و گریختن و فراتر رفتن را از ایشان نگرفته بود بنابراین افراد مذکور با فرار و جدایی شان از قرارگاه اشرف نشان دادند که هنوز پا بر جا ایستاده اند و با مقاومت خویش سر انجام سیطره فاشیسم رجوی را در هم خواهند شکست. در واقع جداشدگان فرقه شما به شوهرتان و همپالگی های تروریستش یاد آوری کردند که بازدارندگی ، سرکوب و خشونت جایی در ذهنیت انسان کنونی ندارد.
خانم مریم عضدانلو! من حتم دارم مسعود و دیگر سران فاشیست فرقه با تمام قوا می کوشند هرگونه آزاداندیشی و راه رهایی افراد قرارگاه اشرف را به روش و شیوه های غیرانسانی از میان بردارند. این یک واقعیت است که نباید اعتقاد خود را نسبت به ضرورت تحول در ذهنیت افراد مستقر در قرارگاه اشرف از دست بدهیم.همه واقعیت های ذکر شده، ضرورت دگرگونی عمیقی را در فرقه به خصوص در قرارگاه اشرف ثابت می کند. زیرا که رفتارها ، روابط ، شرایط و نظام فکری در قرارگاه اشرف در اساس غیر منطقی و غیر انسانی ، بازدارنده تکامل فردی و نافی آزادی فرد ، اخلاق و ارزش های دموکراتیک ، مدرن و توسعه یافته است.
خانم مریم عضدانلو! تصمیم و رفتاری که اکثریت اعضا و افراد حاضر در قرارگاه اشرف مبنی بر جدایی از فرقه گرفته اند، نشانگر این است که آنان بیش از این تسلیم شرایط و اوضاع اختناق آمیز قرارگاه اشرف نخواهند شد و مسئولین سرکوبگر فرقه هرگز نخواهند توانست مانع راهگشای تفکر منطقی و پیدایش روحیه انتقادی و اعتراضی افراد قرارگاه شوند.
خانم مریم عضدانلو!بی شبهه تشخیص تفکر فاشیستی از آزادی خواهانه ، عقیده ی درست از نادرست ، مصلحت واقعی از غیر واقعی کاری است که هنوز اهمیت و اعتبار خود را از دست نداده است. تنها باید با روشی صحیح آن را اعمال نمود تا به نتایج انسانی و دموکراتیک منجر شود. هر فرد باید این روش را بیاموزد که افکار و امیال خود را با نیازها ،احساسات و عقاید دیگران محک بزند تا راه صحیح رهایی را تشخیص دهد.بی شک تفکر انتقادی و بازنگری در عملکرد تروریستی حقیقت را از اشتباه ، پیشرفت را از واپس ماندگی تمیز خواهد داد. آنگاه که وجدان انتقادی به گفتگو پردازد با زبانی شناسا سخن خواهد گفت و تبلیغات و القائات دروغین فرقه ای را به رسوائی و سر افکندگی و نابودی خواهد کشاند.
خانم مریم عضدانلو! بیائید باور کنیم برای همه کس امید به رهائی از واماندگی ، انگاره های فاشیسم و تروریسم ضد مردمی وجود دارد. بیائید باور کنیم به وجدان بیدار انسانی و…………..
ادامه دارد……….
آرش رضائی
October 6, 2005

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا