مجاهدین خلق

فوتبال و تروریسم(قسمت آخر)

فوتبال و تروریسم(قسمت آخر)
بررسي شكست مجاهدين در فوتبال جام جهاني آلمان
مهدی خوشحال
بازی های جام جهانی فوتبالِ سالِ 2006 در آلمان، فوتبال ایران متاسفانه شکست خورد؛ تروریسم ایرانی خوشبختانه شکست خورد؛ مردم ایران و جمعیت ما اما پیروز شدند!
نوشتن این سلسله مقالات را در ارتباط با شرکت فوتبال ایران در مسابقات جام جهانی آلمان، آغاز کردم و به خاطر خطری که فوتبال و حیثیت ایرانی را تهدید می کرد. در همین رابطه موضوع را از 34 سال قبل از یک حادثه تروریستی که در بازی های المپیک در آلمان اتفاق افتاده بود، آغاز کردم و به این مهم پرداختم که در بازی های جام جهانی فوتبال در آلمان، تروریسم ایرانی با فوتبال و منافع ملی ایرانیان چه خواهد کرد؟! این چهارمین و آخرین بخش از این سلسله مقالات است. در جمع بندی این سلسله مقالات و در بخش پایانی این مجموعه، باید خاطرنشان کنم که نتیجه بازی تروریسم در جام جهانی فوتبال در آلمان، به نسبت جام جهانی قبلی که در فرانسه انجام گرفته بود و در آن ایام تروریسم ایرانی دست بالایی را داشت، تروریسم هیچ، مردم ایران هزار گل وارد دروازه بدون دروازه بان تروریسم کاشته اند تا آن جا که باید اعتراف کرد، تروریسم ایرانی پس از این باخت و پس از این نه در خارج از مرزهای ایران و نه در داخل مرزهای ایران، شانس بازی دوباره ای را ندارد، حتی اگر همه دنیا را به اربابی خود برگزیده باشد. دوران تروریسم در ایران تمام شد. این را بازی های جام جهانی فوتبال در آلمان به وضوح ثابت کرد و همچنین ثابت کرد، دوران بازی با توپ های تروریستی و جنگی، تمام شده است.
در این جا اساساً قصد آن را ندارم که وارد بشوم که چرا تروریسم ایرانی در داخل ایران و سرانجام در خارج از مرزهای ایران با این همه امکاناتی که در اختیارش گذاشته اند، به قهقهرا رفته است. در این جا تنها به گوشه هایی از شکست شان را در انجام پروژه اخیر می پردازم، چون نیک می دانم که تروریسم ایرانی در بازی های جام جهانی واقع در فرانسه به هر حال یک گل پیروزی وارد دروازه حریف کرده بود، اما این بار با همه تجارب، هزینه و تدارکاتی که برای بازی های آلمان دیده بودند، اساساً هر گونه تحرک و قدرت ضربه زدن را از دست داده بودند، حتی محض رضای خدا قادر به حداقل تبلیغات و ابراز وجود نیز نشدند و این به معنای مرگ تروریسم و شکستش در مقابل مردم ایران است.
اگر فوتبال ایران در بازی های جام جهانی امسال شکست خورد، این بر می گردد به مجموعه عوامل مختلفی از جمله استراتژی فوتبال در ایران و بویژه فرهنگ فوتبال که در قیاس با کشورهای آفریقایی و بویژه اروپایی، ما ایرانی ها چند مدار پایین تر هستیم و در عرصه کارهای جمعی، ضعیف و در میادین جهانی اعتماد به نفس لازم را نداریم و پارامترهای مختلفی که در این جا جای پرداختن به همه آن ها نیست.
اگر مردم ایران پیروز شدند، این بر می گردد به ضرورت و شرایط جدیدی که ایران و ایرانی ها در مقابل خطراتی که کشور و منافع ملی شان را تهدید می کند، قرار گرفته اند. کشور ایران، از گذشته ای متفرق می آید و به آینده ای متحد می رود. از گذشته ای می آید که در آن گذشته فرصت و درایت لازم جهت بهره برداری از استعداد و امکاناتش را نداشت و حال فهمیده است هر جا جلو ضرر گرفته شود، سود به دنبال دارد و این آخرین نقطه است که باید با چنگ و دندان هم شده یک دل و یک صدا از منافع و هویت ملی اش دفاع کند و در این راستا ایرانی داخل و خارج نداریم. در این راستا انرژی هسته ای بهانه است و ایرانی از پس سال ها تفرق و شکست، عزم جزم کرده است تا در همه میادین اعم از غرورتاریخی و هویت ملی تا انرژی هسته ای و ورزش و غیره، در مقابل ضدیت های بیرون از خود، مقاومت کند که اگر جایی کم آورد و یا احیاناً مقاومت لازم را به خرج ندهد، برای جبرانش و یا مقاومت در جبهه های دیگر، بسا سخت تر خواهد بود. زمان، ضرورت و شرایط، مردم ایران را به این نقطه و نقطه پیروزی رسانده است.
تروریسم اما اگر شکست خورد، این نیز به عوامل زیادی بستگی دارد که باز هم در این مقاله پرداختن به ریز همه میسر نیست، اما چند نکته کلیدی را یادآور می شوم.
تروریسم ایرانی از 8 سال قبل تا به امروز، اکثر ستون های نگهدارنده اش را از دست داده است. میدان بازی عراق و اربابان بزرگ مثل صدام حسین را از دست داده است. پشت جبهه و راه برون رفتش که اروپا و آمریکا باشند، با شرط و شروط و وابستگی تمام عیار، دارا است. جهان و اقبال قبل از 11 سپتامبر را از دست داده است. اعتبارش را نزد اربابانش و تتمه افکار عمومی را از دست داده است. مغز متفکرش را از دست داده است. در بدنه، یک سوم نیروهایش را از دست داده و از مابقی نیروها قدرت استفاده و بهره برداری لازم را ندارد. تشکیلات و امکانات سیاسی و مالی و بسیج نیرو و فرصت های دیگر را از دست داده است. از همه بدتر، زمان، این قاتل پدیده های کهنه، با سرعت سرسام آور به ضررش پیش می رود.
در جام جهانی 8 سال قبل در فرانسه، اگر تروریسم پیروز شد، طرف مقابل تیم پر قدرتی نبود. تروریسم در زمین خود بازی می کرد و از بهترین تمرین و تکنیک و مربی و پشتیبانی و تشویق و حمایت و سازماندهی و بازیگر و هوادار و غیره، برخودار بود. با این وجود، در دقیقه 90، هنگاهی که تیم مقابل کار خودش را می کرد و آمادگی بازی با تروریسم را نداشت، نتیجه بازی آن شد که همگان دیدیم.
در جام جهانی امسال در آلمان، هر آن چه که در بالا گفته شد، عکس شد. زمین، زمین تروریسم نبود و زمان نیز زمانه بازی تروریسم نبود و مردم نیز مردم 8 سال قبل نبودند و جهان نیز جهان قبل از 11 سپتامبر و خفته در اغفال تروریسم نبود.
در بازی اخیر، تروریسم بازیگر و اتفاقاً بد بازیگر، وارد میدان بازی نشد تا باختش را اربابان و هوادارانش ببینند که تا چه حد ضعیف و ناتوان و درمانده است. تروریسم بعد از سقوط صدام حسین از اریکه قدرت، بسیاری از بازیگرها و مربیان و کاپیتان و ارباب و غیره اش را از دست داده و اعتماد به نفس لازم را نداشت و اساساً به این دوره از بازی ها نرسیده بود که وارد میدان بازی شود. همچنین، دو عامل مهم دیگر که 8 سال قبل در مقابل تروریسم حضور فعال نداشتند اما هم اکنون حضوری قدرتمند یافتند، این دو عامل عبارتند از،
1ـ مردم ایران، با آگاهی و انگیزه های ملی امروزی.
2ـ رهاشدگان از تروریسم، با آگاهی و انگیزه های ملی امروزی.
مردم ایران در طی بازی های جام جهانی امسال در آلمان، صدایی واحد و پرچمی را بر افراشته بودند که در این رابطه به هیچ قیمت حاضر نبودند صدا و پرچم دیگری را در صفوف خود تحمل کنند. این جدیت و همت و آگاهی مردم ایران، تروریسم را ناامید و بی انگیزه کرد تا وارد میدان بازی نشود. رهاشدگان از تروریسم نیز با هوشیاری و درایت تمام، طی یک سال اخیر انواع فعالیت ها و شیطنت های ضد ملی تروریسم را و بویژه برنامه هایی را که آنان علیه فوتبال ایران در دست داشتند، زیر نظر داشتند و با انبوه اقدامات سیاسی و تبلیغاتی و حضور فعال شان، سرانجام میدان بازی را از دست تروریسم گرفته اند.
این دو عامل، دو عامل اصلی در شکست تروریسم در بازی های جام جهانی امسال بودند که در مجموع، تروریسم قادر نشد تا وارد میدان بازی شود، مگر این که حضار تماشاچی را از خنده روده بر می کرد و باعث مزاح و مضحکه مردم، هواداران و اربابانش می شد و بیش از پیش اربابان، نیروها و هوادارنش را از دست می داد.
پایان

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا