نفس های آخر حضور فرقه مجاهدین در عراق

نفس های آخر حضور فرقه مجاهدین در عراق
محمد حسین سبحانی
10.09.2006
صدام حسین، دیکتاتور سابق عراق در سال 2003 سرنگون ش و اکنون آخرین مراحل دادگاه محاکمه خود را می گذراند. طبیعی است که همه متحدین صدام حسین با سقوط وی سراشیبی فروپاشی خود را احساس کنند که سازمان مجاهدین متحد استراتژیک صدام حسین نیز از این جمله اند.
اما سازمان مجاهدین قصد ندارد به واقعیت تن دهد. اساساً یکی از ویژگی های این سازمان در تصمیم گیری های حیاتی و اتخاذ تاکتیک ها و استراتژی های مجاهدین در 4 دهه گذشته ندیدن واقعیت های جامعه ایران بوده است. این ندیدن واقعیت های سیاسی، اجتماعی ،همیشه خود را به شکل یک نقص و ضعف عمده، که به مرور به خیانت تبدیل شد، در سراسر تصمیم گیری های سیاسی و استراتژیکی رهبری مجاهدین از زندان رژیم شاه تا حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی و تا شروع مبارزه مسلحانه مجاهدین، انقلاب ایدئولوژیک و طلاق های اجباری و تشکیل ارتش ازادیبخش در عراق به چشم می خورد.
عملکرد سازمان مجاهدین در پروسه سقوط صدام حسین، دیکتاتور سابق عراق نیز از این قاعده مستثنی نیست و سازمان مجاهدین نه تنها آن را فرصت تلقی نکرد که درس لازم را از آن بگیرد، بلکه تلاش کرد به اسارت اعضای مجاهدین که بیش 25 سال در زندان بزرگ اشرف اسیر هستند، ادامه بدهد و سرنوشت آنها را با رهبر فرقه مسعود رجوی گره زد. رجوی آنها را گروگان و سپر نجات خودش در عراق قرار داده و به همین دلیل سازمان مجاهدین بر ادامه حضور خودش در عراق تاکید دارد.
چرا سازمان مجاهدین تلاش را برای خروج اعضای این سازمان از عراق قرار نمی دهد؟
چرا سازمان مجاهدین از سایر کشورهای جهان برای تقاضای پناهندگی اعضای مستقر در اشرف را دنبال نمی کند؟
چرا سازمان مجاهدین اجازه نمی دهد حداقل نوجوانان و جوانانی که دارای پاسپورت شهروندی از کشورهای اروپایی، کانادا و آمریکا هستند، عراق را ترک کنند و در این کشور ها مستقر شوند؟
چرا مجاهدین تلاش می کنند خود را پناهنده سیاسی در عراق جلوه دهند؟ در صورتیکه همگان می دانند که پناهنده سیاسی بودن اعضای مجاهدین در عراق دروغ محض است، چرا که اینجانب که بیش از 20 سال در عراق حضور داشتم و همچنین سایر اعضای جداشده و فعلی مجاهدین هیچکدام دارای پرونده پناهندگی، چه سیاسی و چه غیر سیاسی، در رژیم صدام حسین نبوده ایم و گواه این مسئله نیز مدارک کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در عراق می باشد.
اما چرا و از چه وقت نفس های حضور فرقه مجاهدین به شمارش افتاده است و تلاش می کند صیغه پناهندگی سیاسی را مرتب بخواند؟
این مسئله بعد از انتخابات سراسری عراق و تشکیل پارلمان و دولت عراق به مرور آغاز شد و با موضع گیری رئیس پارلمان عراق علیه این گروه تروریستی شدت گرفت. دکتر محمود المشهدانی، که اتفاقاً کاندیدای گروه های سُنی برای ریاست پارلمان عراق بوده، در تاریخ پنجم ژوئیه 2006 در مصاحبه مطبوعاتی با رسانه ها در مورد مجاهدین گفت:
قانون اساسی عراق به احدی اجازه نمی‌دهد که از خاک این کشور آزاری به کشورهای همجوار برساند. وی گفت: عراق امروز قانون اساسی پویایی دارد که توسط مردم این کشور و با آرای آنها به تصویب رسیده است. پس از خروج بیگانگان، گروه تروریستی مجاهدین را برای همیشه بیرون می‌رانیم.
عادل عبدالمهدی معاون ریس جمهوری عراق نیز در مصاحبه با روزنامه الحیات گفته بود که:
سازمان مجاهدین خلق ، یک سازمانی تروریستی است و تصمیمات گرفته شده در مورد این سازمان باید به مورد اجرا گذاشته شود. سازمان مجاهدین خلق یکی از سازمانهای صدام حسین است که با مردم عراق جنگیده است و مارک تروریستی براساس احکام بین المللی دارد و در این رابطه احکام عراقی نیز وجود دارد
مواضع جلال طالبانی رئیس جمهوری عراق نیز در مورد سازمان مجاهدین نیز کاملاً روشن است. وی چندین بار در مصاحبه های مطبوعاتی این سازمان را یک گروه تروریستی قلمداد کرده است که با صدام حسین همکاری مشترک در کشتار کرد ها و شیعیان در سال 1991 داشته است.
آخرین مقام منتخب دولت عراق نیز که علیه حضور سازمان مجاهدین در عراق سخن گفت؛ دکتر نوری المالکی نخست وزیر منتخب عراق می باشد. رادیو بی بی سی در این مورد در تاریخ 27 تیرماه 1385 گزارش داد:
دکتر نوری المالکی نخست وزیر عراق ، سازمان مجاهدین خلق را که همچنان سه سال بعد از سقوط حکومت صدام حسین در عراق مستقر است، به دخالت در امور داخلی عراق متهم کرد. وی گفت سازمان مجاهدین خلق در مسائل سیاسی و اجتماعی عراق درگیر شده است و به سان یک سازمان عراقی، و به رغم شناخته شدن آن به عنوان یک سازمان تروریستی، در امور دخالت می‌کند و ادامه حضور آن با قانون اساسی مغایر است.
سخنان دکتر المالکی نخست وزیر عراق از آنجا که دارای روابط خوب با آمریکا و همچنین احزاب و ملیت های مختلف در عراق می باشد از اهمیت بیشتری برخوردار است. به ویژه که روز پنجشنبه 07.09.2006 در خبرها آمده بود که نیروهای ائتلاف، فرماندهی نیروهای مسلح عراق را به دولت این کشور انتقال دادند، اقدامی که دولت منتخب عراق و آمریکا مدتها است آن را گامی مهم در مسیر استقلال عراق می خوانند.
بنابراین جدیت موضع گیری های کلیه مقامات منتخب عراق، آخرین نفس های حضور این فرقه تروریستی را به شمارش انداخته و این گروه غیر عراقی را مجبور کرده است که بطور علنی و اشکار قانون اساسی عراق و مقامات منتخب مردم عراق را مورد توهین قرار دهند.
مریم رجوی چندی قبل و با توهم یا وقاحت بسیار در یک توهین آشکار به مردم عراق و منتخبین آن در تماس تلفنی با نیروهای گروگان گرفته شده در عراق گفت:
تماس رئیس جمهور برگزیده مقاومت با رزمندگان آزادی در شهر اشرف
…. در 15دسامبر2005حدود 10میلیون و 200هزار عراقی به پای صندوقهای رأی رفتند. طبق نتایج اعلام شده انتخابات که البته رژیم در آن به نفع جریانات مزدور خود تقلبات زیادی کرد) ائتلاف موسوم به شیعیان با کسب 48 درصد آرا (یعنی چیزی کمتر از چهار میلیون و نهصد هزار رأی) بیشترین آرا را به دست آورد. حال با توجه به حمایت پنج میلیون و دویست هزار شهروند عراقی از سازمان مجاهدین به یقین می‌توان گفت که مخالفان دخالتهای رژیم در عراق و حامیان مجاهدین اکثریتی بزرگ بیش از ائتلافهای موجود در می‌باشند.
هفته گذشته نیز محمدعلی جابرزاده پا را فراتر گذاشت و در تلویزیون مجاهدین مدعی شد که :
« اثرانگشت رژیم ایران دربند 3 ماده 21 قانون اساسی نیز پیداست. در این بند بر خلاف همه قوانین پناهندگی در جهان, این حق به صرف اتهام به تروریسم , سلب شده است.
محمد علی جابرزاده و سازمان مجاهدین به شکلی آشکار دلیل قانونی بن بست حضور خود را که همانا قانون اساسی عراق است اعلام کرده اند، ولی چرا همچنان در تکاپو هستند؟
آیا اینکه یک گروه غیر عراقی در کشور عراق، قانون اساسی کشور و مردمی که تازه از زیر یوغ دیکتاتوری مانند صدام حسین درآمده اند، را به تمسخر گرفته و اینچنین در مورد مصوبات منتخبین مردم عراق سخن بگوید، توهین به مردم این کشور نیست؟
آیا این دخالت در مسائل داخلی عراق نیست؟
آخرین تلاش و دست و پا زدن این فرقه، در نامه محمد رضا روحانی یکی از اعضای این فرقه به باصطلاح مردم!! عراق نمایان شد. محمد رضا روحانی که نفوذی سازمان مجاهدین در جبهه دمکراتیک ملی به رهبری آقای متین دفتری بود، گفته است:
ماه گذشته، بزرگترین طومار تاریخ جهان در حمایت از اشرف و اشرفیان توسط ملت عراق به امضاء رسید
( به نقل از سایت همبستگی ملی ـ خط کشی زیر متن از نگارنده است)
در انتها با طرح یک سؤال این مطلب را به پایان می برم. این سؤال و پاسخ به آن نشان می دهد که در این طومار سازی های فرقه مجاهدین چقدر فریب کاری و عوامفریبی نهفته می باشد.
سؤال این است. چرا سازمان مجاهدین و رجوی ها یک طومار کوچک از حمایت ایرانیان در خارج از کشور از این گروه جمع نمی کنند تا مشخص شود چه در چنته دارند؟ این کار که بسیار ساده است. یک متنی خود تهیه کنند و امضا بگیرند. چرا چنین نمی کنند؟

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن