مجاهدین خلق

جمهوری دمکراتیک رجوی، آری یا نه ؟

در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری ایران، درشبکه های اجتماعی ، هشتک ” #آری – به -جمهوری دمکراتیک ” را مدتی است که از طریق اکانت های ساختگی در آلبانی ترند می کنند!

و اضافه می کنند:
” «آری به جمهوری دمکراتیک» با برنامهٔ ۱۰ماده‌ای مریم رجوی، پاسخ مشخص مجاهدین به یک‌صد و اندی سال انتظار عطش‌ناک برای طلوع آزادی و دموکراسی در میهن شیر و خورشید است…”

اخیرا شورای ملی مقاومت، یک نشست میان دوره ای مجازی داشت! با نگاهی سطحی به شورا می شود فهمید که این شورای ساختگی، همان سازمان مجاهدین و همان فرقه است، هیچ غیرخودی در شورا وجود ندارد، همه از زندان بانان و شکنجه گران رجوی هستند، البته رجوی قبلا نیز گفته بود که هیچ کس را قبول ندارد، مسعود رجوی بارها مستقیم و غیرمستقیم ، می گفت که : “هرکس با ما نیست ، لاجرم برماست” ، یا با ما ، یا بر ما ! هیچ وسط و میانه ای وجود ندارد!

شورای مجاهدین

همه را دشمن می پنداشت ! رجوی ، همه را فقط زیر چتر خود قبول داشت ! اساسا در فاز سیاسی هم رانده شدنش از جانب سایرین بدین علت بود ! آقای رجوی هژمونی و برتری هیچ جریان وشخصی را نمی پذیرفت و با بدترین القاب و عناوین از رقبا پذیرائی می کرد !

واقعیت این است که سنگ بنای دمکراسی ، تراز گذاشته نمی شود ، مگر بر دوش تمام نیروها و احزاب سیاسی گذاشته شود !

اصول اولیه دمکراسی و حقوق بشر می گوید که :

الف: حقوق بشر جهان شمول است یعنی همه افراد به صرف انسان بودن از آن بهره مند هستند.

ب: حقوق بشر سلب ناشدنی است. یعنی این حقوق تحت هیچ شرایطی نباید از انسانها سلب شوند بجز بعضی استثنائات که اعمال بعضی از حقوق تحت شرایط خاص و تضمین های ارائه شده توسط قانون محدود شده اند.

حقوق بشر شامل انواع حقوق مدنی ، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و بالاخره حقوق جمعی است. در مواد یک و دو اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است:

تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق باهم برابرند. هرکس می تواند بدون هیچ گونه تمایز، مخصوصاً از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادیهایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره مند باشد.

اگرچه واژه “حقوق بشر” قبل از تأسیس سازمان ملل و توسعه مفهوم حقوق بشر در سطح جهانی رایج نبود، ظاهرا با نهضت پروتستان، آزادی عقیده تبدیل به یک موضوع سیاسی محوری در اروپا شد و عصر روشنگری مدعی حمایت از حقوق مردم شد. عقاید عصر روشنگری، بخصوص در قرن ۱۸ در آمریکا و فرانسه نفوذ به سزایی داشت. در طول قرن ۱۹ نهضت های ضد برده داری، ضداستعمارگری، مبارزه برای حقوق اجتماعی و سیاسی زنان، کارگران و اتحادیه های تجاری شکل گرفت. امّا در پایان جنگ جهانی دوّم در قرن ۲۰، جامعه جهانی تصمیم گرفت با امضای منشور ملل متحد در ۲۶ ژوئن ۱۹۴۵ سیستم متمرکزی را برای تحول و اعمال حقوق بین المللی تشکیل دهد. در ۲۴ اکتبر ۱۹۴۵ سازمان ملل با عضویت ۶۱ کشور رسماً موجودیت یافت و از آن زمان به بعد تعداد اعضای آن به ۱۹۲ کشور افزایش یافت. در مقدمه منشور سازمان ملل دولتها “….براعتقاد به حقوق اساسی بشر، ارزش و کرامت انسانی، حقوق برابر زن و مرد و حقوق برابر ملتها اعم از بزرگ و کوچک تاکید نموده اند “. در سال ۱۹۴۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر مورد پذیرش قرار گرفت. اندیشه حقوق بشر که می گوید ارزش و کرامت انسان مهم است، از ویژگی جهانی و سلب ناشدنی حقوق بشر صحبت می کند:

اصول بنیادی حقوق بشر ریشه ای تاریخی در ایران زمین دارد و تبلور اعتقاد به آزادی های اساسی را می توان در ابعاد مختلف فرهنگ این مرز و بوم بخصوص ادبیات آن مشاهده نمود.

اصل تعیین سرنوشت یکی از اصول پایه حقوق بین الملل معاصراست. این اصول مبتنی بر پیش برد توسعه و دمکراسی شامل آزادی سیاسی و اقتصادی و آزادی فرهنگی – اجتماعی می باشد. اصل تعیین سرنوشت جهان شمول است و همه مردم حق دارند آزادانه و فارغ از مرزها، فرهنگ ها و مذاهب، وضعیت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود را دنبال کنند. دولتها وظیفه دارند این اصول را طبق مقررات منشور رعایت نمایند.

کدامیک از این اصول در فرقه ی رجوی به رسمیت شناخته شده است که الان دم از جمهوری دمکراتیک می زنند؟

آقای مسعود رجوی ، در صحبت هایش همیشه از بزرگان تاریخ مبارزات ایران چون دکتر مصدق و ستارخان و باقرخان و میرزاکوچک خان و … اسم می برد و خود را از ادامه دهندگان راه و رسم آنان می نامد ! طنز تلخ تاریخ را ملاحظه کنید؟ عجیب نیست که مستبدان همواره برای مشروعیت دادن به چهره ضد آزادی خواهانه خود به شخصیتهای ملی و انقلابی روی می آورند تا با عبور از آنها آزادی و حق تعیین سرنوشت ملت را وجه المصالحه نیات شوم خود سازند.

امثال آقای مسعود رجوی ها ، که دیکتاتورهایی زبون بیش نیستند ، باید بدانند که اگر زمانی هم خواستند به عدل و داد ، از آزادی و دمکراسی سخنی به میان بیاورند ، می بایستی ابتدا الفبای دمکراسی را تمرین کنند. رای مردم ایران برای مسعود رجوی و حتی بچه ی شاه، یک “نه” مسلم است.

مسعود و مریم رجوی ، شخصیتی دیکتاتور، غیر پاسخگو، قدرت طلب و تمامیت خواه دارند و هرگز با هیچ منطقی نمی توان او و همسر مستبدش را مدافعین حقوق بشر خواند. رای ملت ایران درهر تابلوئی ” # نه – به – مجاهدین ” و ” # نه – به – شاه ” است، این یک اصل خدشه ناپذیر و محکم است، هشتکی که چه نوشته شود یا نه، چه ترند شود یا نه ، چه فریاد زده شود یا نه ، یک هشتک ثبت شده در تاریخ ملت ایران است . . .
فرید

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا