مجاهدین خلق، جاهل های مدرن نما

به نظر میرسد که دهه هزار سیصد و سی هجری شمسی اوج حاکمیت اوباشان، جاهلان و قمه کشان در تهران بود. بیشتر از این که قانون و حکومت نقش در حل وفصل مشکلات مردم در محلات مختلف شهر را داشته باشد جاهلان، نوچه هایشان و هواداران آن ها بودند که به روش خشونت آمیز و با استفاده از ابزارهائی مثل کارد و قمه به اختلاف های گروهی و غیرو خاتمه میدادند. جاهل کسی بود که از ابتدا زندگی را با خشونت شروع کرده و محیط زندگی را برای خودش نا امن میکرد. این احساس عدم امنیت باعث میشد تا برای ادامه حیات دست به خشونت و از بین بردن و یا ضربه زدن به مخالفین خودش را بنماید. و همیشه آماده بود که برای حفظ خود با سلاح مناسب در مقابل دشمن احتمالی آماده باشد. بر خلاف این که جاهل ها در دید هوادارانشان و بعضا دیگران افرادی جسور به نظر میرسیدند آنقدر در ترس و وحشت به سر میبردند که هیچگاه آرامش نداشتند و ترس مثل سایه اشان آن ها را دنبال میکرد. به هر میزان که جاهل خشن تر رفتار میکرد بیشتر میتوانست جاهلان دیگر را از میدان بدر کند و طرفداران بیشتری به گرد خود جمع کند. طرفدارانی که آن ها نیز به نوعی از زندگی در جامعه ترس داشتند و در جستجوی یک رهبر و یا پوششی بودند که در حمایت او به زندگی ادامه بدهند. هواداران و یا نوچه ها مجبور بودند که مرام و مسلک گروه خود را حفظ کنند و در صورت لزوم برای پایداری و بقای گروه بجنگند و جان فدا کنند. درآمد و معیشت جاهلان از طریق باج گیری از تجار بازار و صاحبان سرمایه تامین میشد چرا که در آن هرج و مرج این افراد نیاز به حمایت جاهل ها و حتی در امان ماندن از مزاحمت های خود آنها را داشتند. آن ها به جاهل ها باج میدادند. نوچه ها نیز بدون رنج و زحمت از قبال این در آمد غذای مناسب میخوردند و به پرورش اندام و کسب تکنیک های جدید در زمینه چاقو کشی و عربده کشی میپرداختند. خیلی وقت ها این جاهل ها و نوچه هایشان به اندازه ای با نفوذ میشدند که در امورات حکومتی دخالت میکردند و از حکام نیزباج میگرفتند. از آن نمونه بودند شعبان جعفری معروف به شعبان بی مخ، طیب و رمضان یخی که در کودتای بیست و هشت مرداد سال سی دو به کمک شاه شتافتند و او را به حکومت بر گرداندند. زندگی در آن جامعه و حل تضاد ها از طریق جاهلانه و یا جاهل مسلکی آن چنان برای ما نو جوانان جا افتاده بود که هرکدام آرزو میکردیم تا روزی نوچه و یا جانشین جاهل محله زندگیمان بشویم. در دنیای بدور از آگاهی جاهل ها برای ما سمبل دموکراسی و آزادی بودند. بعد ها ما نیز آموختیم که برای حل هر تضاد و مقابله با هر پدیده ای ابتدا باید آن پدیده را خوب بشناسیم. برای شناختن یک پدیده باید ابتدا خودمان به آگاهی لازم برسیم و علوم لازم برای کسب آگاهی را بیاموزیم تا به توانیم از عهده تجزیه و تحلیل یک پدیده بر بیائیم. سپس راه حل منطقی و صحیح را برای حل یک تضاد بیابیم. البته که یک راه حل دموکراتیک و بدور از خشونت. اگرچه به نظر میرسد که دوران خشونت به پایان نرسیده است. اما این امید واری هست که حد اقل دوران جهالت به سر رسیده باشد دو روز پیش روز هشتم مارس و روز بزرگداشت زن بود. هر فرد، گروه، جامعه و حکومتی به نوعی با این روز و این پدیده برخورد نمود. من هم بالطبع نظرات و دیدگاهی نسبت به آن دارم. اما آن چه که بیش از همه در این روز توجه من را به خودش جلب کرد تظاهرات مجاهدین خلق در بروکسل و در جلوی پارمان اروپا بود. تظاهرات با عنوان بیرون آوردن مجاهدین از لیست تروریستی اتحادیه اروپا و مخالفت با تصمیم وزرای این اتحادیه با خارج شدن اسم مجاهدین از لیست بود. چه رابطه ای بین روز زن و لیست تروریستی مجاهدین بود هنوز برایم روشن نیست. اما آن چه برایم روشن است این است که این وزرا برای عمل خودشان دلایلی داشته ودارند و از مجاهدین خواسته اند که به طور قانونی از خودشان دفاع کنند. از عملکرد و هزینه های مختلفی که مجاهدین برای این تجمعات مصرف میکنند به نظر میاید که دستشان نیز برای صرف مبلغ مورد نیاز برای اجیر کردن وکلای دست اول نیز بسته نیست. اما مجاهدین از مدتی قبل از این تظاهرات اقدام به توهین، فحاشی و تهدید وزرای اتحادیه کردند و برای آن ها خط و نشان کشیدند که اگر از لیست تروریستی خارج نشوند چنین وچنان خواهند کرد. احتمالا یکی از تهدید ها این است مثل دفعات قبل از هوادارانشان خواهند خواست تا خودشان را در میادین شهرهای اروپا به آتش بکشند. متاسفانه این روش را مجاهدین در تمام مدت بیست و پنج سالی که من در خارج از ایران و عمدتا در کشورهای اروپائی بوده ام انجام داده اند. این تنها وزرای اتحادیه اروپا نیستند که مورد توهین و شانتاز مجاهدین قرار میگیرند بلکه این روش آن ها شامل تمامی کسانی میشود که با مجاهدین نیستند و به نوعی آنها را مورد انتقاد قرار میدهند. مجاهدین بی شباهت به جاهلان و قمه کشان دهه سی نیستند. مجاهدین جاهل های مدرن نما در اروپا هستند. آن ها با جمع کردن نوچه های خود سعی میکنند در قرن حاضر و در اروپا نیز به مانند جاهلان و نوچه های آن ها در دهه سی در محلات جنوب شهر تهران از دیگران باج خواهی کنند. مجاهدین نیز بر خلاف آن چه که ادعا میکنند همیشه و در همه جا احساس ترس میکنند. برای خارج شدن از لیست تروریستی ابتدا باید این وحشت و ترس را از خود دور کنند و وارد جامعه بشوند. مهمتر از همه این است که به اعضایشان اجازه ورود به جامعه و تماس با خانواده هایشان را بدهند. تا زمانی که ترور و خشونت را عملا محکوم نکنند از لیست در نخواهند آمد. اگر بنا به مصلحت از لیست اتحادیه اروپا و آمریکا در بیایند در لیست مردم ایران باقی خواهند ماند. هرگز نمیشود دم از دموکراسی و آزادی زد و این دو مقوله را در بند کرد. </p>

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.