خانواده ها

حماسه به یاد ماندنی تحصن خانواده های اسیران اشرف در عراق – قسمت اول

در فروردین ماه سال 1382، نیروهای آمریکایی به کشور عراق تهاجم کردند که منجر به سقوط رژیم صدام حسین شد. با سرنگونی دیکتاتور بغداد، شرایط سازمان مجاهدین خلق هم از اساس تغییر کرد و تنها حامی دولتی خود را از دست داد. در اردیبهشت همان سال، ارتش آزایبخش ملی خلع سلاح شد. پادگان اشرف در عراق در محاصره نیروهای آمریکایی درآمد و نیروهای سازمان مجاهدین خلق بدون قید و شرط تسلیم شدند و تمامی سلاح های خود را تحویل دادند.

در تاریخ 19 آذر 1382 شورای حکومتی عراق به اتفاق آرا قطعنامه ای را به تصویب رساند و سپس بر اساس آن بیانیه ای صادر کرد که فرقه تروریستی رجوی، که یک تهدید امنیت ملی برای این کشور محسوب می شود، باید از عراق اخراج شود.

در 25 اسفند همان سال 5 عضو مجاهدین خلق در برخورد مسلحانه با پلیس عراق کشته شدند که ثابت گردید که شورای حکومتی عراق حق دارد حضور این سازمان در خاک عراق را یک تهدید امنیت ملی تلقی کند.

سابقه امر:

با سرنگونی دیکتاتوری صدام حسین، حامی اصلی مسعود رجوی، نور امیدی بر دل های خانواده های اعضای گرفتار در فرقه رجوی در عراق تابید. تصور چنین بود که با حذف صدام حسین از صحنه سیاسی عراق، درهای پادگان اشرف به روی خانواده ها گشوده خواهد شد و خانواده های چشم انتظار خواهند توانست بعد از سالیان دراز عزیزان خود را ببینند و در آغوش بگیرند. این امید البته خیلی زود به یأس تبدیل شد.

از آنجا که شرایط تردد به عراق قدری ساده تر شده بود، بسیاری از خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای فرقه مخرب رجوی، از اقصی نقاط عالم و در مقاطع زمانی مختلف، به درب پادگان اشرف یعنی مقر اصلی فرقه در عراق مراجعه و بخت خود را برای دیدار با عزیزانشان امتحان کردند. بعضی از این افراد طی سالیان بارها و بارها اقدام به این کار نموده و البته نتیجه ای نگرفته بودند.

در این مدت خانواده ها در مراجعات خود با دست خالی باز می گشتند، و علاوه بر آن مسئولین فرقه، عضو مربوطه را وادار می کردند تا با تهمت و تحقیر و توهین از خانواده خود بازخواست نماید که چرا به پادگان اشرف مراجعه کرده است. در چنین شرایطی بستگان خسته دل، نیز توسط عزیز خود مورد مؤاخذه قرار می گرفتند که چرا عامل وزارت اطلاعات رژیم شده و در کسوت تروریست برای نابودی اشرف اقدام کرده اند؟!

آغاز تحصن خانواده ها:

حدود اواخر بهمن ماه یا اوایل اسفند ماه سال 1388 تعدادی از خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای فرقه مخرب رجوی، همچون روال چندین ساله قبل از آن، به درب پادگان اشرف مراجعه کرده و خواهان دیدار با عزیزان خود شدند.

برخورد فوق العاده زشت و زننده مسئولین فرقه رجوی و حتی اقدام به ضرب و شتم خانواده ها، آنان را نسبت به سرنوشت عزیزان خود فوق العاده نگران کرد و لذا تعدادی به صورت خودجوش تصمیم گرفتند در برابر دروازه پادگان مزبور دست به تحصن بزنند و تا زمانی که به دیدار عزیز خود نایل نشده اند از جایشان تکان نخورند.

بعداً خانواده های دیگری به این جمع پیوستند و به تدریج حرکتی شکل گرفت که تا تخلیه اشرف در سال 1392 ادامه یافت. سال 1390 اولین سری به لیبرتی رفتند که تحصن خانواده ها همچنان ادامه داشت. مشکلاتی از قبیل تمام شدن مدت ویزا و محدودیت هایی که دولت عراق و نیروهای آمریکایی برای این خانواده ها به وجود می آوردند و اقامت در بیابان های کنار حصارهای اشرف البته کار آنان را بسیار دشوار می کرد.

مسعود رجوی، با شنیدن خبر تصمیم خانواده ها به بست نشینی در برابر دروازه پادگان اشرف، گفته بود که تحصن آنان در این بیابان 20 روز بیشتر دوام نخواهد آورد. از آنجا که تحصن خانواده ها در برابر پادگان فرقه ای اشرف خودجوش و بدون برنامه ریزی قبلی بود تاریخ دقیقی برای شروع آن ثبت نشده است. با توجه به مشکلات بی شمار اقامتی، تعدادی از این خانواده ها مجبور شدند بعد از مدتی به ایران بازگردند ولی تعداد بیشتری جای آنان را در ادامه تحصن پر کردند.

خانواده

سمینار بزرگ پاریس:

در خرداد ماه سال 1389، یعنی بعد از حدود 4 ماه که از تحصن خانواده ها گذشته بود، حرکت آنان جنب و جوش تازه ای در میان فعالان حقوق بشری در خارج از کشور و خصوصاً جداشدگانی که در راستای آزادی رفقای خود قدم برمی داشتند بوجود آورد که نهایتاً منجر به برگزاری سمینار بزرگ پاریس در 29 خرداد 1389 گردید.

در این سمینار، خانم بتول سلطانی از پایه گذاران اولیه بنیاد خانواده سحر در عراق که در اروپا مستقر گردیده بود با خانم ثریا عبداللهی مادر یک عضو گرفتار در فرقه رجوی و نماینده خانواده های متحصن در برابر پادگان اشرف، به گفتگوی تلفنی پرداختند که توسط حاضران در هر دو طرف خط شنیده می شد. این سمینار سرآغاز گسترش فعالیت های تبلیغی حول تحصن خانواده ها در عراق و در اروپا و آمریکا گردید.

سمینار پاریس

از همان ابتدای تحصن، خانواده های مستقر در مقابل اشرف مکرراً به مسئولین پادگان مراجعه کرده و خواهان دیدار با عزیزان خود می شدند که هر بار با برخورد زشت و زننده آنان روبرو می گردیدند. خانواده ها برای این که میزان احتمال موفقیت در دیدار با عزیزانشان را بالاتر ببرند مقدمتاً از انجام هرگونه کار علنی و رسانه ای و اقدام به مصاحبه یا درگیری تبلیغی و سیاسی با فرقه رجوی امتناع ورزیدند.

لازم به ذکر است که سران سازمان مجاهدین خلق ابتدا خود درگیری تبلیغی و سیاسی را با خانواده ها شروع کردند و در رسانه های وابسته اقدام به توهین و افترا نسبت به آنان و تحصن شان نمودند و در واقع جنگ با خانواده ها را که تلاش می کردند مسائل را به صورت مسالمت آمیز و بدون سر و صدا پیش ببرند شدت بخشیده و علنی ساختند.

سمینار پاریس

سران فرقه رجوی به وضوح ثابت کردند که حرف حساب سرشان نمی شود و فقط باید تحت فشار افکار عمومی و نهادهای بین المللی به رعایت حقوق دیگران و حتی اعضای خود مجبور گردند. مسعود رجوی به همگان نشان داد که خودش را در هر زمینه ای به طور مطلق برحق می داند و هیچ ارزشی برای عقاید و احساسات دیگران قایل نیست. او بر اساس افکار فرقه ای و واپسگرای خود حتی حاضر شد در کمال شقاوت و بی رحمی مادران سالخورده را عذاب دهد و سر سوزنی به حقوق انسانی آنان فکر نکند.

ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا