وارونه نمایی

مریم با کمک ارتجاع و استعمار است که هنوز نفسی میکشد

در ادامه ی مریم نامه نویسی های قلم بدستان باند رجوی، مطلب 10صفحه ای دیگری با تیتر” آزمون آلترناتیو مردمی” منتشر شده که من با وجود اینکه همه ی این 10صفحه را خواندم، اما روا ندیدم که وقت خواننده ی محترم را با نقل آنها هدر دهم و بااینحال چکیده مطلب را همراه با ملاحظاتی نقل میکنم.
درنوشته ی مملو از مقایسه های مع الفارق آمده است:
” دشمنی ارتجاع با مصدق یا مریم رجوی، یک کینه شخصی یا اختلاف‌نظر گروهی نبوده و نیست”.
طرح اینچنینی مسئله، جعل غلیظ حقیقت و بزرگترین دشمنی با مصدق وخاک پاشیدن برچشم مردم است.
مصدق تا روزهای آخر متکی به مردم بوده وبا پیش گرفتن سیاست موازنه ی منفی، باجی به کسی نداد وحال آنکه مریم، برای منافع حقیر حود، همواره با دستمال یزدی دردست، آماده ی خدمت به استعمارگرترین استعمار گران است.
هیچ ارتجاعی با مریم اختلاف بنیادین ندارد و اگر اختلاف سلایقی بچشم میخورد، در روبناها بوده و قابل حل است.
همینطور:
” واقعیت این است که در جامعه ایران، یک جنگ قدیمی و ریشه‌یی صدساله، بین نو و کهنه وجود دارد!”
جامعه ی ایران مراحل برده داری و فئودالی را رد کرده وازنظر تاریخی وعلمی، گام هایی بجلو برداشته و اقلا پاره ای از ضوابط دموکراسی سرمایه داری را رعایت میکند اما مریم به راه برده داری وارتجاعی مسعود ادامه داده و درمبارزه بین کهنه و نو، درصف کهنه قرار دارد.
بازهم:
” پیش از مصدق، شاه و رضاشاه با مساعدت ارتجاع و استعمار روی کار آمده بودند”.
اگر سنگ مصدق را به سینه بزنید، درجوابتان خواهم گفت که شماهم با توسل به هارترین ومرتجع ترین نیروی جهانی ومنطقه ای، میخواهید بقدرت برسید وبا این وصف، چگونه به نحوه ی برسر کارآمدن شاه و رضا شاه اعتراض دارید؟!
معلوم میشود که کمک ارتجاع در زمانی که بنفع شما باشد بد نیست وتنها درسایر موارد زشت است.
دوباره:
” تنها نیرویی که در تمامی این سال‌ها، نه توانستند درون خاک ایران و خانه خودش نابودش کنند و نه در خارج از خاک میهن و در غربت موفق شدند سرشان را زیرآب بکنند، مجاهدین و مقاومت ایران بودند و بس!”.
البته سر مجاهدین درهمه جا زیر آب رفت وآنچه کم وبیش حفظ شد، باند رجوی است که اینهم به یمن مساعدت های آمریکا وارتجاع منطقه بوده است.
کافی است عربستان جیره ی تان را قطع کند و آمریکا سیاست انفعالی درموردتان اتخاذ کند. آنگاه خواهید دید که چه ولوله ای درصفوف بافریب و تهدید وتطمیع تشکیل شده ی تان، براه میافتد.
کافی است که آمریکا بردولت آلبانی برای ممانعت از ملاقات خانواده ها فشار نیآورد تا ملاحظه کنید این بادکنک پرهوا شده وحباب دروغین شما چگونه ازهم میپاشد.
وایضا:
” در حقیقت، در افتادن با مقاومت فعلی ایران، در افتادن با مجموعه توان تاریخی مردم ایران در مبارزه برای آزادی و عدالت اجتماعی است”.
دراین مورد میتوان گفت که طرح این مطلب، به چیزی بنام بی شرمی احتیاج دارد که خوشبختانه باند رجوی ازاین حیث، کمبودی ندارد.
درست تر آنست که زندگی سازمانی سی واند سال سازمان شما، یکی از لکه های شاخص ننگ درتاریخ معاصر ایران است.
شما با ترورها، جاسوسی ها، قتل ها وتجاوزات ناموسی درون تشکیلاتی وتوسل به دشمنان برقراری عدالت اجتماعی در جهان، ضد بشر بودن خود را بارها به اثبات رسانده وفاصله ی خود را با آزادی وعدالت اجتماعی، زیاد وغیر قابل دسترس کرده اید.
ودر نهایت:
” درهم‌شکستن توطئه ارتجاعی و استعماری ۱۷ژوئن یکی از برگ‌های تاریخ مقاومتی است که در هر گام با مایه گذاشتن از رنج و خون اعضا و هوادارانش موانع آزادی را کنار زده و این راه را به سوی چشم‌انداز روشن ایرانی آزاد و آباد هموار کرده است”.
آیا دولت فرانسه استعمارگر است و بر علیه شما کودتا کرده ومریم را بجرم پولشوئی وانجام اقدامات مشکوک دستگیر کرده بود؟
این استعمارگر، چرا اینهمه آزادی عمل برای اقدامات ضد ملی و خرابکارانه ی شما میدهد؟
چه کاسه ای زیر نیم کاسه است؟!
نوید

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا