فرقه گرایی مجاهدین

کنترل فکر يا ذهن – قسمت چهارم

روش ‏های نفوذ یا تأثیرگذاری: بعد از آن که جذب کننده با استفاده از روش ‏های استدلالی و سایر شیوه ها توانست فردی را به فرقه جذب نموده و اعتقاد جدیدی را در او به وجود آورد، حرکت بعدی او متوجه این موضوع است که فرد جذب شده را به یک پیرو مبدل سازد، به عبارت دیگر او را از یک شنونده و پذیرنده، به فردی فاعل تبدیل نماید که به نوعی و به نسبتی عقاید جدید خود را در عمل هم نشان دهد….

استفاده از تعهد و میل به ثبات رأی توسط فرقه‏ ها، نمونه ‏مجاهدین خلق

تعهد و متعهد شدن، اولین قدمی است که هر فرد به سمت پیروی از یک فرقه بر می ‏دارد. اگر چه بعضی از فرقه‏ ها جهت متعهد کردن افراد از آن ها تعهد کتبی می‏ خواهند، کما این که القاعده معمولاً این کار را می‌ کند و مجاهدین خلق هم در چند مرحله چنین کاری را کرده اند؛ اما آنچه مهم است تعهد قلبی است که افراد به یک فرقه می‏ دهند. همان ‌طور که دیدیم اولین و شاید مهم ‏ترین آموزش ایدئولوژیک مجاهدین خلق به هوادارانشان این بود که بپذیرند که “انسان موجودی است مسئول”. مسئولیت در قبال کشور، مردم، اسلام و خدا، مسئولیت علیه امپریالیسم و بعدها عليه مرتجعین و نظام جمهوری اسلامی ایران. آن ها تمام حقه‏ های منطقی و احساسی را برای گرفتن چنین تعهدات اخلاقی و قلبی از افراد تازه جذب شده به کار می‏ گرفتند و بعد از گرفتن چنین تعهداتی، بقیه راه، برای برده کردن کامل افراد جذب شده ساده و در بسیاری موارد هموار بود. آن ها به تدریج تمام مفاهیم ایدئولوژیک، ملی و انسانی مثل خداپرستی، مسلمان بودن، وطن دوستی و ضدیت با ظلم و استثمار را اسامی مستعار رهبری خود کردند. و به این ترتیب تعهد در مقابل خدا، دین و وطن و مبارزه علیه ظلم، استعمار و استثمار تبدیل به تعهد در مقابل رجوی شد.

وقتی شما وجدانا و از ته قلب به عقیده ‏ای متعهد و مسئول به انجام کاری شدید، دیگر شما در دام رهبر فرقه هستید و خیلی سخت خواهید توانست خود را رها سازید….

از لحظه تولد ما به شکل‏ های مختلف و به حق، به فرزندان‏ مان یاد می ‏دهیم که متعهد بودن به یک عقیده خوب و اصیل صفتی است عالی و استمرار در آن و پای تعهدات خود ایستادن نشانگر فهم و شعور و درستی انسان است. رهبران فرقه‏ ها به خوبی نسبت به این آموزش کودکان آگاه هستند و حداکثر سوءاستفاده را از آن می ‏برند. جای تعجب نیست که چرا افراد درست و متعهد در مقابل این حقه ‏فرقه‏ ها از همه ضربه پذیرتر هستند، چرا که قبل از هر کس می ‏خواهند که انسان‏ های خوبی بوده و متعهد به قول و قرارهای خود باقی بمانند. به عکس کسانی که برای آن ها ارزش انسانی، چندان مهم نیست، اهمیتی به این نمی‏ دهند که پای قول و قرارشان باقی بمانند، و برای‏ شان مهم نیست که دیگران درباره‏ درستی آن ها چه نظری می‏ دهند، کمتر در مقابل فرقه‏ ها ضربه پذیر هستند و به ندرت جذب آن ها می‏ شوند. لذا لطفاً به یاد داشته باشید زمانی که خواستید به کودکان خود، اهمیت متعهد بودن و پای قول و قرار خود بودن را بیاموزید، به آن ها یک صفت عالی دیگر را هم یاد دهید، و آن اعتراف به اشتباه و احتراز از تکرار آن است، و این که هیچ لزومی به پای فشاری روی انجام تعهدی غلط برای نشان دادن فهم و شعور نیست.

کتاب فرقه های تروریستی و مخرب
نوعی برده داری نوین
دکتر مسعود بنی صدر
صفحه های 326 الی 328

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا