سیاسستمداران غرب در خطر شستشوی مغزی توسط فرقه رجوی

دست و پا زدن های کمپین تبلیغاتی و لابی های مجاهدین در پارلمان اروپا و پول هایی که خرج نمایندگان آن و به ویژه رئیس آن، الخو ویدال کوادراس می کنند باعث شد که حمایتی هر چند سطحی نصیب سازمان شود. روز بیست و پنج نوامبر پارلمان اروپا در اعلامیه ای از واشنگتن خواست که سازمان مجاهدین خلق را از فهرست سازمان های تروریستی بیگانه حذف کند.
با وجود آن که، وزارت خارجه امریکا مجاهدین خلق را سازمان « فرقه گرا » معرفــی می کند و در گزارش خود ذکر می کند که این گروه از « تبلیغات (پروپاگاندا) و تروریسم برای رسیدن به اهدافش استفاده می کند»، شماری از اعضای خانه ی نمایندگان امریکا نامه ای برای فشار بر دولت اباما نوشتند تا مجاهدین را از فهرست تروریستی خارج کند.
دولت اباما و به ویژه شخص باراک اوباما همواره وانمود می کند که متعهد به دیپلماسی و مذاکره درباره روابطش با ایران است و ادعا می کند که به سوی ایرانی ها دست دوستی دراز کرده است. به نظر می رسد که باور کردنی نباشد که دولت اباما کاری را انجام دهد که حتی دولت جنگ طلب جرج بوش از انجام آن سرباز زد.
از سوی دیگر آن دسته از اعضای پارلمان اروپا و خانه نمایندگان که توسط لابی های مجاهدین خلق شستشوی مغزی شده اند، احتمالاً بدون در نظر گرفتن سوابق افراد با هر آن که نفعی برای آن ها داشته باشد کنار می آیند و نفع مجاهدین برای آن ها همان بس که دشمن دشمن آن هاست. آن ها دلیل می آورند که مجاهدین خلق دیگر مرتکب حرکات تروریستـی نمی شوند. اما آیا اگر واقعاً چنین باشد باید جنابات سابق آن ها علیه شهروندان ایرانی، عراقی و حتی امریکایی را به آن ها بخشید و بدون هیچ مجازاتی به آن ها اجازه داد که به رفتارهای غیر انسانی خود ادامه دهند؟
گزارش سال 2007 مؤسسه RAND وابسته به وزارت دفاع امریکا مجاهدین را چنین معرفی می کند:« دغلکاران کارکشته افکار عمومی » که « به نحو روبه رشدی در ساختن و ارتقاع چهره خود به عنوان سازمانی دمکراتیک ماهر هستند». به همین دلیل است که یکی از امضاء کنندگان نامه ی خانه ی نمایندگان به واشنگتن تایمز می گوید: « این مجاهدین خلق همانی نیست که در زمان شاه مردم را می کشت و به مارکسیسم متعهد بود.» این جمله نشان می دهد که سیاستمداران غربی تا چه اندازه از ماهیت واقعی مجاهدین ناآگاه هستند و از آنچه در این سی تا چهل سال گذشته رخ داده است بی خبر هستند و فکر می کنند که « کمتر از آنچه اکنـون رخ می دهد اهمیت دارد.» شاید لازم باشد که آن ها گزارش سال 2005 دیدبان حقوق بشر را درباره موارد نقض حقوق بشر در کمپ های مجاهدین، مطالعه کنند. اگر امضاءکنندگان سند خانه ی نمایندگان واقعاً نگران شرایط اعضای اشرف هستند باید به اسناد و گزارش های مستند دیدبان حقوق بشر و RAND ارجاع داده شوند و وب سایت های خبری و یا خاطرات و مصاحبه های اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق را مطالعه کنند. هر چند قابل اعتمادترین منبع برای یک سیاستمدار امریکایی می تواند وزارت امور خارجه کشورش باشد که درباره مجاهدیـــــن می گوید: « علی رغم ادعاهای گروه مبنی بر آن که ایدئولوژی انقلابی خود را کنار گذاشته است و اکنون هواخواه یک دمکراسی لیبرال است، هیچ گزارش کتبی و عمومی از وجود تغییر شاخصی در مواضع کلی مجاهدین وجود ندارد. به علاوه، سوابق 29 ساله رفتاری مجاهدین قابلیت یا قصد این گروه برای دمکراتیک بودن را اثبات نمی کند. مجاهدین در درون خود سازمانشان را به نحو مستبدانه ای اداره می کنند، از تحمل آراء مخالفین خود اجتناب می کنند و عقاید مخالف را سرکوب می کنند.»
با توجه به آن که لابی های مجاهدین در غرب بسیار فعال هستند، سیاستمداران غربی شدیداً در خطر فریب خوردن از سوی این گروه هستند هر چند که در فهرست تروریستی وزارت خارجه باشد و وزارت خزانه داری حساب های آن را مسدود کرده باشد.
از طرفی رفتار امریکایی ها با مجاهدین تأثیر برجسته ای بر روابط ایران ـ امریکا دارد که اباما سعی دارد خود را نگران آن نشان دهد و امیدوار است بتواند با سیاست به اصطلاح صلح آمیز خارجی خود آن را عادی کند. بنابراین رفتار حامیان امریکایی مجاهدین تنها به تلاش های کذایی برای راه حل های دیپلماتیک روابط ایران ـ امریکا لطمه می زند.
مزدا پارسی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.