وارونه نمایی

سازمان فرقوی شما بیشتر ازهمه به این صفت ها موصوف ومفتخر است!

بررسی اجمالی مقاله ی بابک  رهنورد

شخصی بنام بابک رهنورد که خود را ساکن رزمگه؟! لیبرتی میداند، نوشته ای با عنوان: " اندر تعریف«عضو سابق مجاهدین» دریکی ازوبسایت های سازمان مجاهدین سابق! درج کرده که اینجانب میکوشد بالحاظ امانتداری، به نقد اجمالی حرف های ایشان بپردازم.

ایشان نوشته است:

" رژیم آخوندی از بدو تولد ننگینش به تمام ارکان جامعه ایران از مذهب و فرهنگ، اقتصاد، هنر و… تجاوز کرده و آنها را مورد تاخت و تاز خود قرار داده است، که البته بدلیل ماهیت ارتجاعی خودش هیچگاه موفق نبوده است، ولی آخوندها در طول حیات ننگینشان فرهنگ لغات جدید ابداع کرده اند که اگر کسی به آن مسلط نباشد از درک بعضی از اعمال آنها عاجز می ماند. مثلا وقتی آخوندها میگویند «نفع اسلام»! منظور منافع پست و حقیر خودشان است و فقط از کلمه اسلام یک سوء استفاده رذیلانه کرده اند.

اگر رژیمی که مرتجع است و موفق نبوده که تمام ارکان جامعه ی ایران را خراب کند که چه بهتر! دراینصورت علت دلواپسی شما از عدم موفقیت حکومت چه میباشد؟!

لغات واصطلاحات خوب وبدی بعد از سرنگونی سیستم شاهنشاهی آفریده شده که مسلما هریک از جریانات موافق ومخالف رژیم ایران نقشی درآن داشته اند. اما همگان اذعان دارند که خشن وآلوده کردن ادبیات سیاسی ایران ورواج لمپنیزم سیاسی ونفی تعاریف علمی ای که ازدسته بندی اقشار مردم شده و…، سازمان مجاهدین خلق بازهم سابق! نقش عمده واساسی داشته است. اصلاحات سخیفی مانند رژیم آخوندی – که کم سوادان فکر میکنند آنهم یک مرحله ی تاریخی درتاریخ بشریت است – توسط شما ورقبای سلطنت طلبتان آفریده شده وفاقد هرنوع بار علمی وتوضیح دهنده است!

دجال، دود ودم، شکر خوری، مزدوری، شیطان، مرگ، طناب دار ودهها اصطلاح دیگر توسط شما آفریده شده واین کلمات درحد خود مانع تلطیف فضای گفتمان مدنی درایران شده است.

 دراین موردیاد آوری این نکته که درموارد زیادی اپوزیسیون متفاوت ترازشما ازچاپ مطالب ارسالی ما ژورنالیست های داخلی، خودداری کرده وطی ارسال ایمیلی بما اعلام میکنند که شما در نوشته ی تان ازادبیات مطرود خاص مجاهدین استفاده کرده اید وما ازچاپ مطلب تان معذوریم، لازم بنظر می رسد!

باردیگر میخوانیم:

" یا وقتی آخوندها به رژیمشان میگویند «جمهوری»! یعنی نظام خلیفه گری.  یا وقتی می گویند «ولی امر مسلمین جهان»! منظورشان معاویه است که خودش را امیرالمؤمنین  می خواند. یا وقتی می گویند «ایران تحت حکومت آنها نمونه و تنها نمونه دمکراسی منطقه می باشد»! یعنی یک رژیم فاشیستی ضدبشری که در سرکوب و کشتار نمونه  ندارد ".

هرنظامی درحالت رسمی با قانون اساسی آن شناخته میشود ودر هیچ کجای قانون اساسی واژه های جمهوری وخلیفه گری مترادف شناخته نشده است.

ما ادعا نداریم که بند بند قانون اساسی کشورمان تهی ازهرگونه عیب وایراد است ومسلما این ایرادها درموقع خود مضرات خود را نشان داده وبا کمک متخصصان امر ورای مردم اصلاح میشود وفراموش نکنیم که رژیم جمهوری اسلامی علیرغم تمام فراز ونشیب های زیادی که داشته هنوز یک ساختار جوان بحساب میآید.

اصلا جمهوری اسلامی چه ربطی به معاویه دارد وکجا گفته است که منظورش از امیرالمومنین معاویه است واین ادعای شما درکدام قسمت ازقانون اساسی وقوانین جاری آورده شده است؟ چرا اینقدر دروغ میگویید؟

شما ازدموکراسی برتر منطقه ای صحبت کرده اید ونه جهانی ودراین صورت حق با جمهوری اسلامی است که با لحاظ نسبیت دموکراسی وشرایط خود ویژه ی کشور وآرایش قوای موجود ونیز تعدد برگزاری انتخابات درهرشرایط کشور ادعا کند که لااقل جزو یکی دوتا ازدموکراسی های منطقه است.

آیا شما مایلید که ما این مقام برتری را به اردن، عربستان، کویت و شیخ نشین ها بدهیم؟!

آقای بابک به گفتار خود چنین ادامه میدهد:

" اما در این میان این واژه های ابداعی و بعضاً قلب معنی شده، یک واژه آخوند ساخته وجود داردکه  مورد مصرفش در اطلاعات آخوندی خیلی خیلی زیاد است و آن«عضو سابق مجاهدین»! است. این واژه در عالم واقع یک واژه مجازی و خیالی است، زیرا مجاهدین که شرکت و یک مؤسسة حقوقی نیستند که بازنشسته یا نفر مستعفی یا «عضو سابق» داشته باشند ".

این ادعا بسیار عجیب وغریب است که درست نباشد که به سابقه ی منسوبیت کسی به حزب، شغل خصوصی و دولتی ویا قرابت های دیگر اشاره کند!

من اگراز روستا آمده و شهر نشینم، ایرادی ندارد که بمن بگویند روستا زاده یا روستائی سابق ویا مثلا چرا به مجری یک تلویزیون که درگذشته وابسته به حزبی بوده نمیشود گفت که فلان جزبی سابق؟… وزیر سابق، اسبق، شاه سابق، فرماندار سابق رهبر سابق فلان کشور، دبیر سابق، همسر سابق و…،  مهدی ابریشمچی شوهر سابق مریم رجوی، مسعود رجوی شوهر سابق  خانم بنی صدر وشوهر اسبق اشرف ربیعی اصطلاحاتی هستند که وزرات اطلاعات آنها را ساخته است ومثلا سی سال پیش که این وزارت اطلاعات نبود، ازواژه ی سابق استفاده نمیشد؟؟!!

برادر! با این حرف های عجیب وغریب، خودرا مورد تمسخر مردم قرارندهید!

"… یعنی مجاهد یا مجاهد است یا نیست ".

لب کلام دریک جمله ی بالاست که تنها ازذهن  یک انسان مالیخولیایی و یا دیکتاتور منش برمیآید ونمونه ی بارز تفکر هیچ یاهمه چیز ازیکسو وتقلیدی ازنئوکان هاست که میگویند: " هر کس دوست من نیست حتما دشمن من است "! بااین فرق که نئوکان ها قدرت وظرفیت کم وبیشی برای طرح این نظر ضد بشری وخیالی خود دارند وشما فاقد آن!

با این وصف سازمان مجاهدین این اختیار را به اعضای خود نداده که هرموقع برنامه های آنرا موافق اندیشه های خود نیافتند، تصمیم به خروج ازسازمان بگیرد، چیزی که راست ترین احزاب برآن صحه نمیگذارند؟

پس دموکراسی وحقوق بشر درمنافات با خروج از سازمان مجاهدین قرار میگیرد وتکلیف ما در اوقاتی که مثلا شما حکومت را بدست گرفتید وماهم که مجاهد نیستیم چه خواهد شد؟  بعنوان خائنینی که باید گردن زده شوند؟

لازم نیست که شما برای دریافت میزان مضرات این تفکر، کتاب های قطور روانشناسی پروفسور آرون بک یا دکتر دیوید بورنز را بخوانید.

شما میتوانید باتعداد محدودی ازانسان ها حشر ونشر داشته باید که دوست، رقیب یا دشمن شما باشند. اما چون مانند هرابن البشری قادر به ایجاد روابط با کل مردم دنیا نبوده وبنابراین نخواهید توانست بدانید که دوست مطلق یا دشمن مطلق شما هستند. اصلا آنها هم بعلت اینکه شما را نمی شناسند،  میتوانند موضع بی تفاوتی نسبت به شما داشته باشد، آیا باین اشخاص که شما را نمی شناسند ومجاهد هم نیستند چه خواهید گفت ومخصوصا  باید جواب بدهید که با 99999999/99% "خلق قهرمان" که مجاهد نیستند وبا تحلیل شما با شما نیستند، دشمن هستید؟؟

متاسفانه حرکات شما درجهت خدمت به بیگانگان درراستای آزار مردم ایران است و نشان میدهد که شما  دشمن این " خلق قهرمان " هستید و وبا مخلوع کردن عملی خود، صلاحیتی درمورد اظهار نظر درمورد زندگی آنها راندارید!

این ساکن رزمگه لیبرتی! که رهبرشان آنجا را زندان میداند، ازفرار دوستان وهمرزمان! خود بخشم آمده  وبا این مقدمه چینی خواسته است زهر این فرارها را رقیق تر  کرده ونام خود رادر لیست مقدسات به ثبت برساند:

"… طبق روال معمول نظام ولایت دست به سوء استفاده از اسماء نیک می زند مثل اسلام،  شیعه، مجاهد و …. ".

درادامه ی این تحلیل سیاسی بابک خان میخوانیم:

" برای اینکه کسی در وزارت اطلاعات  به رده عضو سابق مجاهدین برسد وقتی کافی است که پتانسیل مزدوری و خیانت را داشته باشد این «رده وزارتی» برای هر نقری که  اتفاقی هم از کنار قرارگاههای مجاهدین رد شده باشد یا باد کلاهش را به قرارگاه مجاهدین برده باشد، یا اینکه مدتی هم در مجاهدین البته سربارِ مجاهدین بصورت مهمان بوده باشد آماده است ".

البته ما ازاینکه وزارت اطلاعا ت چه برنامه هایی با این جداشدگان  دارد که جرات اعلام تعیین حق سرنوشت خود را یافته ومیخواهند که لااقل ازچاه به چاله افتاده وقدری راحت تر وآزادتر زندگی کند، کاری نداریم اما نمیتوانیم به دروغ بزرگی که دراین قسمت که گویا آنها صرفا گذری اتفاقی به قرارگاههای مجاهدین داشتند ومهمان؟! آنها شده اند و سازمان مجاهدین سابق! اصلا آنها رابافریب فراهم کردن کار نان وآب دارتر به گروگان نگرفته وشستشوی مغزی شان نداده واز تحقق حقوق ابتدائی شان محروم نکرده بی تفاوت باشیم ونخواهیم ضمن تنقید از این رذالت انسانی خاص رجوی سانان، از ابنای بشر وهموطنان خود دفاع کنیم!

بقیه ی نوشته مربوط به رها شدگان متهم به جاسوسی در خارج کشورند که خودشان اگر لازم دیدند بهتر میتوانند ازخود دفاع کرده وکنه قضایا رابشکافند!

وحید   

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا