فرقه گرایی مجاهدین

افشای پروژه تبعید کودکان از عراق توسط رجوی در مصاحبه با علی اکرامی – قسمت چهارم

سوال: در قسمت های قبلی مصاحبه اشاره کردید به فشارهایی که روی خانواده هادی شمس حائری برای موضع گیری بر علیه او از طرف سران فرقه وارد میشد. ممکن است به مواردی از آن اشاره کنید؟

اکرامی: بله در رابطه با موضع گیری های اخیر مجید عالمیان و زهرا سراج بعد از آن افشاگری هایی که فرزندانشان در کلاب هاوس بر علیه مناسبات این فرقه کرده بودند نتیجه گیری کردم که این سناریو در ادامه همان شیوه های نخ نماشده قبلی و یک خیمه شب بازی مضحک می باشد. خانم نظری همسر آقای حائری در ستاد قرارگاه اشرف در نزدیکی درب ورودی بعنوان صنفی در سالن غذاخوری کار می کرد. نکاتی را لازم می بینم در خصوص ویژ گی های اخلاقی ایشان اشاره کنم.

علی اکرامی

وی بعد از اعلام انقلاب نکبت بار ایدئولوژیکی درون مجاهدین و موضوع طلاق در سالهای 71 تا 72 تحت مسئولیت فردی بنام غلام که از شهروندان جنوبی و اعزامی از امریکا بود قرار داشت. با توجه به اینکه غلام همشهری من بود رابطه نزدیک و گاها خارج از چهارچوب های تشکیلاتی که به آن مناسبات محفلی گفته میشد، با او داشتم. خانم نظری بدجوری در خود بود و به سختی با کسی صحبت می کرد و عمدتا سعی می کرد با کارهای اجرایی در سالن غذاخوری ستاد قرارگاه خودش را مشغول کند. تا آن موقع من شناختی از او نداشتم و نمی دانستم همسر مرحوم هادی شمس حائری است. گاها فرزندانش امیر و نصرت هم برای دیدنش به ستاد می آمدند. در حالیکه بعد از جریان طلاق معمولا مرسوم نبود. بعدها از طریق غلام در جریان وضعیت او قرار گرفتم و فهمیدم همسر سابق شمس حائری است.

ایشان در همان سال مستمر برای نشست هایی به خارج از ستاد منتقل میشد که بعدها فهمیدم به قسمت های اطلاعات و امنیت برده می شد. بازجو و طرف برخورد کننده با او فاضل موسوی و حسین فرزانه ساز بودند. که برای مصاحبه و نوشتن دست خط و موضع گیری برعلیه همسرش بالاجبار به آنجا تردد می کرد. در ادامه کارش به ستاد تبلیغات و محمد علی توحیدی و قاسم جابرزاده هم کشیده شد که در رابطه با به اصطلاح افشاگری بر علیه همسرش به او خط و خطوط می دادند. من دقیقا یادم هست با اینکه خانم نظری فردی بسیار آرام و ساکت بود ولی هربار که از نشست ها برمیگشت بشدت عصبی و بهم ریخته بود و مشخص بود بار دیگر برای موضع گیری بر علیه همسرش از طرف مسئولین ستاد اطلاعات و امنیت و تبلیغات تحت فشار قرار گرفته است.

وضعیت بهم ریخته خانم نظری بعد از هر مصاحبه مشخص می کرد که این مصاحبه ها تحمیلی و تحت فشار و برخلاف میل و رضایت او می باشد.

او بخاطر همین فشارها که گاها به تشنج اعصاب کشیده میشد چند روزی در آسایشگاه بستری میشد. غلام مسئول وی بخاطر اینکه بدلیل بیماری خانم نظری اوضاع کار سالن غذاخوری بهم می ریخت عصبی میشد ومی گفت نمی دانم کی دست از سر او بر می دارند!؟ چند بار برعلیه همسرش موضع گیری کرد کافی است دیگر! وضعیت بهم ریخته خانم نظری بعد از هر مصاحبه مشخص می کرد که این مصاحبه ها تحمیلی و تحت فشار و برخلاف میل و رضایت او می باشد. بعدها و بر اثر فشارهای وارد شده پای پسرش امیر و دخترش نصرت هم به این مصاحبه ها و موضع گیری برعلیه پدر کشانده شد. آنها فی الواقع نمی دانستند به چه دلیل باید بر علیه پدرشان که دیگر در مناسبات مجاهدین خلق نیست موضع گیری و پرخاشگری کنند. مسئولین فرقه که خط و خطوط برخوردشان را مستقیم از مسعود رجوی می گرفتند، هدفشان به هیچ وجه سیاسی و یا تشکیلاتی نبود! آنها دقیقا کانون جاذبه ها و عاطفه های خانواده را مورد هدف قرار داده بودند. آنها دقیقا می خواستند با ایجاد تنفر در میان خانواده در قبال پدر راه ورود عاطفه و احساس و وابستگی خانوادگی واحیای مجدد کانون گرم خانواده را برای همیشه ببندند.

مسئولین فرقه به همین حد هم اکتفا نکردند و با یک برنامه ریزی از پیش تعیین شده در جریان نشست های موسوم به حوض در سال 74 و در سالن بهارستان بغداد و در نشستی که با شرکت ستادها و با حضور مسعود رجوی برگزار شد بار دیگر رجوی خانم نظری را صدا زد و او را سوژه نشست کرد. رجوی از خانم نظری خواست که پای میکروفن بیاید. که خانم نظری در پاسخ گفت: بدلیل ضعف و بیماری قادر به ایستادن نیست و اگر اجازه دهند از همان جا صحبت کند. رجوی با حالت تمسخر خطاب به فرح حاج یوسف مختار (سارا) مسئول ستاد قرارگاه اشرف گفت: خواهر سارا درست میگه یا تمارض میکنه؟ بعد بلافاصله گفت خوب بگذریم از همانجا می تونی صحبت کنی و بحث مرحوم هادی شمس حائری را به میان کشید که در خارج کشور بر علیه مجاهدین خلق لجن پراکنی می کند و کسی هم نیست که تو دهنش بزند. بیشترین تاثیر در خنثی سازی تبلیغات ضد انقلابی اش را خانواده اش که شما باشید می توانید انجام دهید که شماهم معقول برای ما شرط و شروط می گذاری و ننه من غریبم بازی در میاری! برای یک موضع گیری بر ضد یک ضدانقلاب خائن که جرمش اعدام است و دستش در خون شهدای مجاهدین است اینقدر مسئولین ستاد را اذیت می کنی؟! مگر تو انقلاب نکردی؟! مگر به تنفر و انزجار از او نرسیدی؟ پس چرا برای نوشتن اطلاعیه محکومیت خیانت های یک فرد خائن اینقدر تردید داشته و دست به قلم نمی بری؟

در این لحظه فرح حاج یوسف مختار مسئول ستاد قرارگاه و تعدادی دیگر از مسئولین زن و مرد فریادشان بلند شد که چرا سکوت کردی و در قبال صحبت های برادر موضع نمی گیری؟ خجالت بکش تو هم دست کمی از آن بریده خائن نداری! این سکوت تو مشخص میکند که هنوز به او علاقه داری. با ادامه سکوت خانم نظری مجددا سالن بهم ریخت و باز مسئولین اجیر شده رجوی بر سر او فریاد زدند و در حالیکه دور او جمع شده بودند از او می خواستند پای میکروفن رفته و درستی صحبت های برادر را اثبات کند. خانم نظری در حالیکه بشدت می لرزید و صورتش به سفیدی میزد، بسختی خودش را پای میکروفن کشاند. یک نفر لیوان آبی به دستش داد و همه سکوت کردند تا ببینند چه پاسخی برای سوالات رجوی دارد!

ادامه دارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا