شیطان بزرگ، شیطان کوچک
همان آمریکایی که با حفظ شئونات ظاهری، سعی داشت در ابتدای حمله به عراق با تشکیل تیف در کنار قرارگاه اشرف، حفظ ظاهر بنماید ولی در باطن مایل به جدا شدن اعضا نبود و در آخر نیز آنها را بدون پذیرش پناهندگی در عراق رها نمود، حالا چرا مدعی کمک به تخلیه اردوگاه اشرف است؟؟به نظر می آید که آمریکا شیطان بزرگ، پس از قیام های مردمی کشورهای منطقه و ضعیف شدن عوامل و شیطان های دست نشانده خود، خیلی در حق آنها کم لطفی نموده و پس از این همه خوش خدمتی ها، آنها را تنها گذاشته است.
پایان دوران” برده داری” در اشرف!
جداشدگان از فرقه عملاً فاقد الگویی برای تصمیم گیری هستند و در خصوص فقدان دانش زندگی در بیرون فرقه رنج می برند! تعداد زیادی از اعضای فرقه در درون فرقه رجوی تجربه زندانهای انفرادی از چند روزه تا چند ساله را دارند و صدمات روانی شدیدی را تجربه کردند و اغلب از بازگو کردن خاطرات دوران بردگی خود در اشرف رنج می بریم و سختمان است. درست است که دوران بردگی در اشرف در شرف بپایان رسیدن است و جای صدها تبریک دارد اما باید بفکر فردای این بریدگان از رجوی بود.
نامه خانواده جلیلیان به برادر اسیرشان
خودت به کنار سیاج بیا و ببین من خواهرت هستم یا نه؟ برادرگلم، به خدا قسم دلم برای دیدن گل رویت پرپرمی زند و تشنه صدا و نفس گرمت هستم. برادرم عاجزانه التماس میکنم برای چند دقیقه هم که شده به کنار سیاج بیا تا چشمان من و مادربه دیدنت روشن شود. برادرعزیزم راضی نشو که دیدارمان به قیامت بیفتد. بیا که مشتاقانه در انتظارت هستم. بیا که خانه بدون عطر وجودت سرد و بی روح است. برادرم، داداش نازم، مهدی عزیزم، بیا که منتظرت هستم. بیا که شب فراق به سرآید و صبح پرامید از راه برسد.
خانواده های دردمند وچشم انتظار گیلک عازم کمپ اشرف شدند
خانواده های دردمند و چشم انتظار گیلک که هر یک عزیزی در اسارتگاه اشرف دارند در تاریخ یازدهم اردیبهشت 1391 بمنظور دیدارحضوری با عزیزان دربندشان عازم عراق ناامن و کمپ اشرف شدند.خانواده های مذکور در هنگامه پیوستن به سایر خانواده های مقاوم و متحصن مقابل اسارتگاه اشرف اظهار داشتند عزم جزم داریم که با عزیزانمان در کمپ اشرف و کمپ ترانزیت (لیبرتی) ملاقات حضوری داشته باشیم و در این خصوص از آقای کوبلر و دولت عراق استمداد می طلبیم که در شرایط تعیین تکلیف اعضای نگون بخت فرقه رجوی به خواسته های برحق خانواده های اسرای دربند تشکیلات مخوف رجوی عمیقا گوش داده و این خواسته ها را اجرایی نمایند.
میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه رجوی – قسمت سی و شش
سازمان که دم از مبارزه برای آزادی میزند خب اگر بحث اعتقاد به آزادی است بحث آزادی بیان و انتخاب پس چرا شما سران سازمان بچه ی کم سن و سالی را که در سازمان بزرگ شده است دست پرورده خودتان است چرا سرش شیره می مالید به او دروغ می گوئید از اروپا به عراق می آورید و راه بازگشت را به روی او می بندید؟ چرا باید این بچه ها مثل فیلم های گانگستری سرتا پا مسلح شوند؟ بچه هایی که آموزش تانک می بینند سوار تانک می شوند مسلسل کلاش به دستشان می دهید چرا باید آقای محدثین با آن جایگاه تشکیلاتی و ادعاهای بزرگی که دارد مثل ادعای آزادی، اخلاق و شعار جامعه بی طبقه توحیدی و دموکراسی، در اروپا به بچه های میلیشیا که در حال تحصیل هستند دروغ بگوید وعده بدهد که شما فقط شش ماه برای دیدار پدر و مادرتان به اشرف و عراق می روید
بهانه ها و مانع تراشی های مجاهدین در آستانه انتقال گروه پنجم
تمامی بهانه جویی های مجاهدین تنها با هدف طولانی کردن روند انتقال گروههای بعدی از یک سو و کسب امتیازات بیشتر در کمپ موقت ترانزیت از سوی دیگر طراحی شده و تمامی ندارد. و این در حالی است که پیشتر از این هم مشاور وزارت امور خارجه آمریکا آقای دانیل فراید در امور اشرف، و هم آقای مارتین کوبلر نماینده ویژه دبیرکل ملل متحد بالاتفاق، وضعیت کمپ موقت ترانزیت را به لحاظ استانداردهای بشردوستانه مورد تائید قرار داده بودند.
خدا لعنت کند رجوی را که زندگی ما را تحت شعاع پلیدیهای خود قرار داده است
خانم هاجر یعقوبی از جمله کسانی است که بدون زمینه سیاسی و هواداری توسط همسرش به مناسبات فرقه در عراق کشانده شد و گرفتار این فرقه گردید.در پیرش بعد از سالها چشم انتظاری و امید به تماس دخترش، چشم از جهان فرو بست و شکایت نزد داور بزرگ برده است و خانواده و برادرش در تلاش برای رهائی او در سالهای اخیر بارها و بارها به عراق رفته تا بتوانند ملاقاتی با او داشته باشند ولی تاکنون رجوی پاسخ مثبتی به آنها نداده است. با جمعی از بچه های بازگشتی استان به منزل آقای سید محمد یعقوبی در شهر نکا رفتیم. نامبرده که از تشرف به مکه بازگشته بود در حضور جمع و خانواده اش اظهار داشت خدا لعنت کند رجوی را که زندگی ما را تحت شعاع پلیدیهای خود قرار داده است همه جا در فکر خواهرم هاجر هستم.
تاملی بر فرار کادرهای تشکیلاتی مجاهدین از کمپ موقت ترانزیت
رهبر عقیدتی مجاهدین و سایر سران مجاهدین با تامل و تعمق درباره فرار چند تن از اعضای مجاهدین در چند روز اخیر باید به نکته ی مهمی پی ببرند، اینکه ترتیب دادن نشست هایی با صرف ساعت های طولانی در اشرف و شست و شوی سیستماتیک مغزی اعضای مجاهدین قبل از انتقال شان به کمپ موقت ترانزیت، نتیجه ای برای سران مجاهدین نداشته است.
فرقه رجوی و گام چهارم فروپاشی
رجویها و دیگر سرکردگان این فرقه درطی این سالیان و به خصوص بعد ازسرنگونی رژیم جنایتکار صدام، که بزرگترین حامی سیاسی و نظامی آنها بود خیلی تلاش کردند که همچنان دراشرف، این نماد و ظرف تشکیلاتی سرکوب و اختناق باقی بمانند، وهمچنان با دادن وعده های توخالی اذهان اعضای ساده دل را فریب وچند صباح دیگر در سراب آزادی به گروگان بگیرند. به خاطرهمین خیره سری سران این فرقه که ادامه حیات ننگین خودرا در به اسارت کشاندن نیروها و ارتزاق از رنج و جان آن میدانستند دهها نفرازاین اعضا دردرگیری هایی که خود سران این فرقه مسبب آن بود، کشته وزخمی شدند، وبرخی دیگرازاعضای ناراضی ومعترض هم، توسط فرماندهان همین فرقه، ازپشت مورد هدف قرارگرفته وبدینوسیله تسویه حساب سیاسی شدند.
روز جهانی کارگر و دسیسه مجاهدین
شاید تکان دهنده باشد که بگوییم تاکنون 1192 مورد ترورهای نظامی سازمان در ایران و بعد از 30 خرداد از قشر همین زحمتکشان بوده است. یا فرمان تیراندازی و قتل سه کارگر شرکت نیشکر هفت تپه مگر از یادمان می رود که مانع عبور تیم خمپاره زنی مجاهدین شده و نهایتا مهوش سپهری (نسرین) در تعیین تکلیف موضوع از پشت بیسیم فرمان قتل این سه کارگر را صادر می کند!؟. و نهایتا مگر فراموش کرده ایم 3400 تن از اعضا قبل از سقوط دیکتاتور عراق شبانه روزی و همچون برده های رومی و بغایت با کیفیتی بیشتر از آنان در گرمای عراق برای اجرای سیاست دنبال نخود سیاه رفتن! میبایست کار می کردند تا مجال فکر کردن نداشته باشند
مجاهدین و التماس به آمریکا
همه هم فدا شوند برای اینکه ایشان هیچگونه مشکلی برایشان به وجود نیاید. سازش با آمریکا در این مرحله ادامه همان کرنش هایی است که از مدتها پیش به خاطر خارج شدن از لیست سازمانهای تروریستی مغضوب آمریکا، شروع شده است. با اینکه هر سال آمریکا سازمان را در لیست ابقا میکند ولی رجوی بدون هیچگونه شرمی با انواع حیله ها و خرجهای آن چنانی سعی میکند دل دولتمردان آمریکایی را بهدست بیاورد. انگار او فراموش کرده است که دولتمردان فعلی آمریکا دستشان به خون هزاران نفر عراقی و افغانی آغشته است
مجاهدین خلق: آدم های اسرائیل و امریکا در ایران
اسکات هورتون از نشریه هارپرز بر این باور است که ادعاهای حامیان سازمان ممکن است واقعیت داشته باشد اما آن ها هرگز به سابقه تاریخی مجاهدین در استفاده از تاکتیک های تروریستی و موارد نقض حقوق بشر و فرهنگ خشونت در آن سازمان نمی نگرند و قانع نمی شوند. هورتون به دولت امریکا توصیه می کند که از جنگ قبلی که براساس اطلاعات کذب درباره سلاح های کشتار جمعی با عراق راه انداختند، درس بگیرند. وی می نویسد: « جنگ عراق باید امریکایی ها را درباره گروه های تبعیدی که دور می گردند و شواهد برنامه های تسلیحاتــــی می فروشند، هشیارتر کرده باشد، آن ها این اطلاعات را به عنوان دلیل منطقی برای حمله به وطنشان و به دنبال آن به حکومت رسیدنشان می فروشند.»

